English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (2 milliseconds)
English Persian
electron spin resonance رزونانس اسپین الکترون
Other Matches
electron spin اسپین الکترون
electron paramagnetic resonance رزونانس پارامغناطیسی الکترون
spin spin coupling جفت شدن اسپین- اسپین
resonance رزونانس
resonances رزونانس
mesomerism رزونانس
spins اسپین
low spin کم اسپین
high spin پر اسپین
spin اسپین
impedance at resonance مقاومت رزونانس
paramagnetic resonance رزونانس پارامغناطیسی
frequency of resonance فرکانس رزونانس
magnetic resonance رزونانس مغناطیسی
spin state حالت اسپین
spin decoupling واشدن اسپین
n.m.r رزونانس مغناطیسی هسته
spins فشردن سرد اسپین
spin coupling جفت شدن اسپین
spin paired اسپین زوج شده
spin فشردن سرد اسپین
spin lattice intraction بر هم کنش اسپین شبکه
spin angular momentum اندازه حرکت زاویهای اسپین
spin paired complex کمپلکس اسپین زوج شده
spin orbit coupling جفت شدن اسپین- اوربیتال
isoelectronic هم الکترون
negatron الکترون
electron donor الکترون ده
coelectron هم الکترون
traces رد الکترون
traced رد الکترون
trace رد الکترون
electrons الکترون
electron الکترون
electron jump پرش الکترون
electron injector الکترون افکن
electron shell پوسته الکترون
electron spin تنیدگی الکترون
electron recoil بازگشت الکترون
electron focusing تمرکز الکترون
photo electron الکترون نوری
photo electron فوتو الکترون
electron pair زوج الکترون
electron mass جرم الکترون
secondary electron الکترون ثانوی
primary electron الکترون اولیه
electron orbit مسیرگردش الکترون
electron multiplier افزاینده الکترون
electron trajectory مسیر الکترون
outer shell electron الکترون رسانایی
electron transition انتقال الکترون
free electron الکترون ازاد
free electron الکترون غیرپیوندی
lone electron الکترون تنها
high energy electron الکترون پر انرژی
isoelectronic ions یونهای هم الکترون
initiating electron الکترون اغازگر
inner shell electron الکترون درونی
mass of the electron جرم الکترون
nuclear electron الکترون هسته
electron transition عبور الکترون
electron tube لوله الکترون
nonbonding electron الکترون ناپیوندی
outer shell electron الکترون بیرونی
electroneutrality الکترون خنثایی
odd electron الکترون منفرد
electrophile الکترون دوست
electron volt الکترون ولت
antibonding electron الکترون ضد پیوندی
electron affinity الکترون خواهی
electron avalanche بهمن الکترون
electron beam شعاع الکترون
electron beam پرتو الکترون
electron beam اشعه الکترون
electron beam باریکه الکترون
concentration of electron چگالی الکترون
electron capture الکترون گیراندازی
electron charge بار الکترون
electron acceptor الکترون پذیر
electron acceptor پذیرنده الکترون
valence electron الکترون والانس
bound electron الکترون بسته
charge of the electron بار الکترون
density of electron چگالی الکترون
conduction electron الکترون رسانایی
conduction electron الکترون رسانش
valence electron الکترون فرفیت
valence electron الکترون رسانایی
electron acceleration شتاب الکترون
emission صدور الکترون
electron concentration غلظت الکترون
electron donor دهنده الکترون
electron drift رانش الکترون
electron emission صدور الکترون
electron emitter منبع الکترون
electron emmission انتشار الکترون
electron energy کارمایه ی الکترون
electron energy انرژی الکترون
electron exchange تبادل الکترون
electron flow فلوی الکترون
electron flow سیلان الکترون ها
electron distribution پخش الکترون
electron diffraction خمیدگی الکترون
electronic concentration غلظت الکترون
electron conduction هدایت الکترون
electron decay تجزیه الکترون
electron decay اضمحلال الکترون
electron deceleration دیرکرد الکترون
emissions صدور الکترون
lone pair electron زوج الکترون ناپیوندی
outer shell electron الکترون لایه بیرونی
supressor grid شبکه الکترون بند
unpaired electron الکترون جفت نشده
linear accelerator شتابده خطی الکترون
transmission electron micrograph ریزنگار انتقال الکترون
secondary electron emission پیل ثانویه الکترون
rest mass of the electron جرم ساکن الکترون
lone pair electron زوج الکترون تنها
elementary charge بار الکترون [فیزیک]
electron pair زوج الکترون حفره
electrophilic attack حمله الکترون دوستی
electron pairing زوج شدن الکترون
electron multiplier فزون ساز الکترون
electron charge mass ratio چگالی بار الکترون
electrophilic addition افزایش الکترون دوستی
electron deceleration کندی حرکت الکترون
electroosmotic effect اثر الکترون اسمزی
electron deficient molecules مولکولهای با کمبود الکترون
electron transit time زمان عبور الکترون
electron transfer mechanism مکانیسم انتقال الکترون
electrophilic reagent واکنشگر الکترون دوست
electron capture detector اشکارساز الکترون گیراندازی
bonding electron pair زوج الکترون پیوندی
electron pair bond پیوند زوج الکترون
delocalized electron الکترون غیر مستقر
free electron model الگوی الکترون ازاد
free electron gas گاز الکترون ازاد
electron orbit مدار گردش الکترون
electron accelerator شتاب دهنده الکترون
electron attachment پیوستگی یا وابستگی الکترون
electron gun لوله پرتاب الکترون
electron releasing substituent گروه استخلافی الکترون دهنده
quasi free electron theory نظریه الکترون شبه ازاد
picturing حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictures حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictured حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picture حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
Electron paramagnetic resonance [EPR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
photon تنها یک الکترون تابش شود
electrophilic aromatic substitution استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
electrosensitive چاپ با کاغذ حساس به الکترون
electron spin resonance [ESR] تشدید پارامغناطیس الکترون [فیزیک]
electron withdrawing substituent گروه استخلافی الکترون کشنده
beams مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow قاعده چپگرد برای جریان الکترون
beam مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
electrostatic unit of charge [esu] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
electron beam رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
franklin [Fr] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
statcoulomb [statC] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
right hand rule for electron flow قاعده راست گرد برای جریان الکترون
hall effect شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
klystron لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
beam حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
beams حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
photoemission خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
nuclear magnetic resonance تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
magnetic nuclear resonance تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
photoemissive مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
inelastic spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
flyback اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
i.e.t.s tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
EBR ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
antimatter جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
phototude لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
electronics شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
electronics دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
electroluminescence نور ارسال شده از نقط ه فسفری وقتی توسط الکترون یا قطعه شارژ شده پرشود
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
non interlaced سیستمی که اشعه الکترون تصویر هر خط صفحه نمایش را یک بار اسکن میکند در حین هر سیکل تنظیم . این اشعه یک اسکن نمایش در هر خط انجام میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com