English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (6 milliseconds)
English Persian
notoriety رسوایی بدنامی
Other Matches
infamy بدنامی
calumny بدنامی
disrepute بدنامی
odium بدنامی
discredits بدنامی
discrediting بدنامی
discredited بدنامی
discredit بدنامی
calumnies بدنامی
black eye بدنامی
infamously به بدنامی
ill fame بدنامی
black eyes بدنامی
disreputability بدنامی
branding لکه بدنامی
brands لکه بدنامی
blot لکه بدنامی
blots لکه بدنامی
blotted لکه بدنامی
blotting لکه بدنامی
defamation بدنامی ورسوایی
brand لکه بدنامی
unpopularity عدم محبوبیت بدنامی
to put a slur on any one لکه بدنامی بکسی چسباندن
slur لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slurs لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slurring لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slurred لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
ignominy رسوایی
ill fame رسوایی
dishonor رسوایی
burning disgrace رسوایی
blatancy رسوایی
scandals رسوایی
to stab in the back رسوایی
scandal رسوایی
dishonours رسوایی
calumny رسوایی
dishonoring رسوایی
dishonors رسوایی
dishonour رسوایی
disgraces رسوایی
disgraced رسوایی
disgrace رسوایی
dishonoured رسوایی
calumnies رسوایی
dishonouring رسوایی
dishonored رسوایی
infamy رسوایی
opprobrium رسوایی
infamous رسوایی اور
reproach توبیخ رسوایی
disgraceful رسوایی اور
flagrance اشکاری رسوایی
odium عداوت رسوایی
flagrancy اشکاری رسوایی
reproaching توبیخ رسوایی
reproaches توبیخ رسوایی
reproached توبیخ رسوایی
scandalous رسوایی اور
in queer street دچار رسوایی
disrepute رسوایی بی احترامی
to create [cause] a scandal رسوایی راه انداختن
disreputable بی اعتبار مایه رسوایی
to fling بوق رسوایی زدن
opprobriously چنانکه رسوایی اورد
indelible disgrace رسوایی که اثاران محویافراموش نشود
derogatory زیان اور ومایه رسوایی
ignominious موجب رسوایی ننگ اور
he is a shame to his family ننگ یامایه رسوایی خانواده خود میباشد
attainder لکهء بدنامی لکهء ننگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com