English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (8 milliseconds)
English Persian
transfusion رسوخ تزریق خون
transfusions رسوخ تزریق خون
Search result with all words
transfuse رسوخ یافتن در تزریق کردن در
Other Matches
hypodermic injection تزریق زیر جلدی تزریق پوستی
penetrate رسوخ
sink رسوخ
sinks رسوخ
oozes رسوخ
oozed رسوخ
ooze رسوخ
penetrated رسوخ
penetrates رسوخ
resoluteness رسوخ
oozing رسوخ
seep رسوخ
seeped رسوخ
seeping رسوخ
seeps رسوخ
seepage رسوخ
interpenetration رسوخ
staunchness رسوخ
impregnable رسوخ ناپذیر
penetrant رسوخ کننده
transudation نفوذ رسوخ
penetrating رسوخ کننده
pierces رسوخ کردن
pierce رسوخ کردن
transpierce رسوخ کردن
perforate رسوخ کردن
perforates رسوخ کردن
perforating رسوخ کردن
imbues رسوخ کردن در اغشتن
imbuing رسوخ کردن در اغشتن
break into the market در بازار رسوخ کردن
impenetrable غیر قابل رسوخ
imbue رسوخ کردن در اغشتن
imbued رسوخ کردن در اغشتن
profoundness سنگینی رسوخ یا نفوذزیاد
break through رسوخ مظفرانه پیشرفت غیرمنتظره
soak خیس خوردن رسوخ کردن
soaks خیس خوردن رسوخ کردن
jab [British] [colloquial] تزریق
jab [colloquial] تزریق
transfusions تزریق
mud injection تزریق گل
injections تزریق ها
intinction تزریق
mud grouting تزریق گل
low level injection تزریق کم
injective function تزریق
transfusion تزریق
shots تزریق
spraying تزریق
sprays تزریق
infusion تزریق
infusions تزریق
shot تزریق
sprayed تزریق
spray تزریق
injection تزریق
metal spraying تزریق فلزی
injector تزریق کننده
injector الت تزریق
injector valve سوپاپ تزریق
inspirator تزریق کننده
injection of money تزریق پول
injection level سطح تزریق
grout curtain پرده تزریق
injection point نقطه تزریق
grouting galleries مجاری تزریق
grouting gallery دالان تزریق
inject تزریق کردن
injection capacity فرفیت تزریق
injection efficiency بازده تزریق
injection grid شبکه تزریق
intake well چاه تزریق
syringes تزریق کردن
vaccinophobia تزریق هراسی
spray تزریق کردن
sprayed تزریق کردن
spary gun تلمبه تزریق
spary gun پیستوله تزریق
spartter loss تلف تزریق
spartter تزریق کننده
spraying تزریق کردن
pilot injection تزریق مقدماتی
perfusion تزریق وریدی
perfuse تزریق کردن
sprays تزریق کردن
syringe تزریق کردن
immit تزریق کردن
clay grouting تزریق خاک رس
chemical injection تزریق شیمیایی
gun دستگاه تزریق
guns دستگاه تزریق
chemical grouting تزریق شیمیایی
chemical consolidation تزریق شیمیایی
injecting تزریق کردن
cement grouting تزریق سیمان
injected تزریق کردن
blast injection engine موتور تزریق دم
drilled grout hole سوراخ تزریق
drilled grout hole چاه تزریق
gas injection تزریق بنزین
fule injection تزریق سوخت
blanket grouting تزریق سطحی
injects تزریق کردن
grout hole سوراخ تزریق
grout hole چاه تزریق
needle با سوزن تزریق کردن
airless solid injection تزریق بدون کمپرسور
petrol injection motor موتور تزریق بنزینی
petrol injection pump پمپ تزریق بنزین
needled با سوزن تزریق کردن
hypodermic تزریق زیر جلدی
metal spray gun تلمبه تزریق فلز
needles با سوزن تزریق کردن
needling با سوزن تزریق کردن
hypodermics تزریق زیر جلدی
injection داروی تزریق کردنی
injector pump پمپ تزریق سوخت
concrete gun دستگاه تزریق بتن
injection timing تنظیم مقدار تزریق
hypo تزریق زیر جلدی
flame spray تزریق کردن شعلهای
grouting تزریق دوغاب سیمان
fuel injection system سیستم تزریق سوخت
grouted alluvium ابرفت تزریق شده
iodize یود تزریق کردن
jetting tube لوله تزریق در حفاری
grease injector تزریق کننده گریس
gas injection method روش تزریق گاز
transfusible قابل تزریق در جسم دیگری
hypo سوزن تزریق زیر جلدی
transfusable قابل تزریق در جسم دیگری
throwin در دنده انداختن تزریق کردن
blast furnace gun وسیله تزریق کوره بلند
grout stop اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
mainlined مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlines مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
shoot up <idiom> مواد را از راه تزریق مصرف کردن
hyodermic needle سوزن امپول یا تزریق زیر جلدی
mainline مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
wet take off برخاستن از زمین با استفاده از مکانیزم تزریق اب
mainlining مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
low level injection efficiency ضریب بهره تزریق در سطح پایین
hypodermic سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
injector وسیله تزریق افشانک سوخت پاش
hypodermics سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
injection engine ماشینی که بوسیله تزریق اب سرد بخارانرامنقبض میکنند
emulsion injection تزریق مصنوعی شیره قیر به داخل خاک
contra injection تزریق قطرات ریزسوخت درخلاف جهت جریان هوا
wet rating توان یا تراست بااستفاده ازمکانیزم تزریق اب یا ترکیب اب و متانل
grout curtain لایه سیمانی تزریق شدهای که در زیر پی سد مانع تراوشات میگردد
slow pill ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
alumetize الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
scopolamine ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
air metering force نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
instil کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instill کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilled کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instils کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com