English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
photochemistry رشتهای از علم شیمی که درباره اثر نور در موادشیمیایی بحث مینماید
Other Matches
cacogenics رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
energetics رشتهای ازعلم مکانیک که درباره نیرو وتحولات ان بحث میکنند
gerontology رشتهای ازعلوم که درباره پیری و مسایل مربوط به سالخوردگان بحث میکند
cryogenics سرمازایی رشتهای از فیزیک که درباره تبادلات واثرات اجسام درحرارتهای پایین گفتگومیکند
biogeography رشتهای از زیست شناسی که درباره طرزانتشار و پخش حیوانات ونباتات بحث میکند
immunogenetics رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
geriatrics رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
anthropography علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
biochemist متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
biochemists متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
chemotherapy درمان بواسطه موادشیمیایی
biochemical مربوط به شیمی حیاتی یازیست شیمی
impregnated پارچه تلقیح شده بر علیه اثر موادشیمیایی
mercerize موادشیمیایی زدن به پارچههای نخی برای اینکه حریرنماشوند
to make a complaint [about] شکایت کردن [درباره] [مثال: ناراضی بودن درباره کالا یا سرویس]
biochemistry شیمی حیات [زیست شیمی]
geochemistry شیمی خاک زمین شیمی
biological chemistry شیمی حیات [زیست شیمی]
me seems مینماید
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
methinks چنین مینماید
cash dispenser پرداخت مینماید
he looks brave او دلیر مینماید
he seems to be tired خسته مینماید
cash dispensers پرداخت مینماید
help پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
it look as if چنین مینماید که گویی
it promisews to be easy چنین مینماید که اسان است
combination carrier کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
bulk carriers کشتی که کالای فله حمل مینماید
bulk carrier کشتی که کالای فله حمل مینماید
factoring agent فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
discount house موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
constant speed unit گاورنری که توسط موتور کارمیکند و ملخ را کنترل مینماید
liquid consonants حروف گنگی که صدای انها روان و نرم مینماید
awards مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
awarding مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
portal to portal وابسته بمدتی که کارگر از درورودی تا شروع بکار صرف مینماید
award مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
losing game بازی که باخت ان حتمی مینماید و خلق بازیکن را تنگ میکند
awarded مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
acanthosisnigricans بیماری نادر پوستی که پوست میانی هیپرتروپی وپیگمانتاسیون پیدا مینماید
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
fellow traveler کسی که عضو حزبی نیست ودر فعالیتهای ان شرکت نمیکند ولی از ان جانبداری مینماید
duplexes دو رشتهای
duplex دو رشتهای
filiform رشتهای
penicillate رشتهای
fibrinous رشتهای
unifilar تک رشتهای
single core cable کابل یک رشتهای
string manipulation دستکاری رشتهای
single core هادی تک رشتهای
triserial correlation همبستگی سه رشتهای
single conductor هادی تک رشتهای
single core کابل یک رشتهای
biserial correlation همبستگی دو رشتهای
string file پرونده رشتهای
three core cable کابل سه رشتهای
single conductor سیم تک رشتهای
interdisciplinary میان رشتهای
string operation عملیات رشتهای
string formula فرمول رشتهای
rbis همبستگی دو رشتهای
multiple wire چند رشتهای
incandescent bulb لامپ رشتهای
filamentary لیفی رشتهای
filamentous لیفی رشتهای
full duplex کاملا دو رشتهای
full duplex کاملا" دو رشتهای
full duplex تمام دو رشتهای
bulbs لامپ رشتهای
bulb لامپ رشتهای
half duplex نیم دو رشتهای
incandescent lamp لامپ رشتهای
multicore line خط چند رشتهای
filament lamp لامپ رشتهای
multicore چند رشتهای
duplex channel مجرای دو رشتهای
duplex transmission مخابره دو رشتهای
duplexing دو رشتهای کردن
fibrous protein پروتئین رشتهای
multi conductor cable کابل چند رشتهای
multicore cable کابل چند رشتهای
multiple cable کابل چند رشتهای
continous strand furnace کوره رشتهای دائمی
multiple conductor cable کابل چند رشتهای
rpbis همبستگی دو رشتهای نقطهای
half duplex transmission مخابره دو نیم رشتهای
point biserial correlation همبستگی دو رشتهای نقطهای
multi strand machine دستگاه چند رشتهای
bifilar winding سیم پیچ دو رشتهای
full duplex channel مجرای کاملا دو رشتهای
double filament lamp لامپ رشتهای با فیلامان مضاعف
multiple cable joint اتصال کابل چند رشتهای
null رشتهای که هیچ حرفی ندارد
the story is probale این داستان راست مینماید این حکایت احتمال داردراست باشد
embryophyte گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
string رشتهای که فقط حاوی اعداد است
alphabetic character set رشتهای که فقط حروف الفبا را دارد
knocked down کالاهایی که بصورت باز به مشتری داده میشود و خود مشتری انرانصب مینماید مانند مبلمان
to cut brake or beat a r گوی سبقت رادر رشتهای ازپیشینیان ربودن
colon که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colons که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
atoms مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
atom مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
chemistry شیمی
urological رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urology رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urologic رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
inks چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
biocenology رشتهای از زیست شناسی که از اجتماعی موجودات و تاثیرانها بریکدیگر بحث میکند
ink چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
agrochemistry شیمی زراعی
geometrical isomer همپار شیمی
analytical chemistry شیمی تجزیه
components جزء در شیمی
component جزء در شیمی
petrochemistry شیمی نفت
iatrochemistry شیمی پزشکی
geochemistry زمین شیمی
applied chemistry شیمی کاربردی
pure chemistry شیمی محض
electrochemistry برق شیمی
physical chemistry شیمی فیزیک
curdling chemistry شیمی لخته
coordination chemistry شیمی کوئوردیناسیون
biological chemistry زیست شیمی
chemical engineering مهندسی شیمی
chemical abstracts چکیدههای شیمی
polymer chemistry شیمی بسپار
zoochemistry شیمی حیوانی
petrochemical شیمی نفت
food chemistry شیمی غذا
astrochemistry اختر شیمی
chemotherapy شیمی درمانی
photographic chemistry شیمی عکاسی
industrial chemistry شیمی صنعتی
concentration غلظت [شیمی]
inorganic chemistry شیمی الی
organic chemistry شیمی الی
nuclear chemistry شیمی هستهای
neurochemistry شیمی اعصاب
phamaceutical chemistry شیمی دارویی
chemist شیمی دان
thermochemistry شیمی گرمایی
chemistry علم شیمی
biochemistry زیست- شیمی
biochemistry زیست شیمی
chemists شیمی دان
thermochemistry گرما شیمی
theoretical chemistry شیمی نظری
dome کلاهک دودکش [شیمی]
organic وابسته به شیمی الی
biological chemistry بیوشیمی [زیست شیمی]
hood کلاهک دودکش [شیمی]
biochemistry بیوشیمی [زیست شیمی]
macromolecular chemistry شیمی درشت مولکول
histochemistry شیمی بافتی وسلولی
dome گنبد دودکش [شیمی]
elemental analysis فراکافت عنصری [شیمی]
elemental analysis آنالیز عنصری [شیمی]
hood گنبد دودکش [شیمی]
host guest chemistry شیمی میزبان- میهمان
bioinorganic chemistry شیمی معدنی زیستی
acetify اسیدی شدن [شیمی]
biogeochemistry زمین شیمی زیستی
amylum نشاسته [زیست شیمی]
physio chemical وابسته به شیمی فیزیکی
stereo chemistry مبحث شیمی فضایی
cirrus لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
parts per million [ppm] بخش در میلیون [فیزیک] [شیمی]
to acidify something چیزی را اسیددار کردن [شیمی]
to acidify something چیزی را اسیدی کردن [شیمی]
quantum state حالت کوانتومی [فیزیک] [شیمی]
scalar نوع داده حاوی دادههای مجزا که قابل پیش بینی هستندو رشتهای را دنبال می کنند
del credere agent نمایندهای که متعهد به وصول طلبها میباشد نمایندهای که وصول مطالبات راتقبل مینماید
charge carrier حامل بار [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
to remain suspended معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
leach [liquid formed by leaching] مایعی که از صافی گرفته شده [شیمی]
leachate مایعی که از صافی گرفته شده [شیمی]
zymurgy مبحث عمل تخمیر در شیمی علمی
starch [Amylum] نشاسته [زیست شیمی] [غذا و آشپزخانه]
to stay floating معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
franklin [Fr] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
electrostatic unit of charge [esu] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
coulomb [C] کولن [یکای بار الکتریکی در اس آی] [فیزیک] [شیمی]
actinochemistry مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
dimensionless quantity کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
statcoulomb [statC] استت کولن [یکای الکترون] [فیزیک] [شیمی]
to suspend معلق نگه داشتن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
concerning درباره
quoad درباره
on درباره
about درباره
re- درباره .....
toward درباره
re- درباره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com