English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (4 milliseconds)
English Persian
miff رنجیدن پژمرده شدن
Other Matches
huff رنجیدن
take ill رنجیدن از
to take ill رنجیدن از
to be annoged رنجیدن
to be in a pet رنجیدن
to take the pet رنجیدن
to take umbra at رنجیدن از
to take offences رنجیدن
to show temper رنجیدن
to take amiss رنجیدن از
to take huff قهرکردن رنجیدن
resented رنجیدن از خشمگین شدن از
resenting رنجیدن از خشمگین شدن از
resents رنجیدن از خشمگین شدن از
resent رنجیدن از خشمگین شدن از
droopy پژمرده
droopiest پژمرده
droopier پژمرده
languorous پژمرده
sere پژمرده
the flower withered گل پژمرده شد
sears پژمرده
sear پژمرده
seared پژمرده
to lose plant پژمرده شدن
drooped پژمرده شدن
withering افسرده پژمرده
languishingly پژمرده وار
droops پژمرده شدن
drooping پژمرده شدن
quails پژمرده شدن
quail پژمرده شدن
flags پژمرده کردن
flag پژمرده کردن
droop پژمرده شدن
to die out away off پژمرده شدن
withered پژمرده خشکیده
sag پژمرده شدن خم کردن
sagged پژمرده شدن خم کردن
sags پژمرده شدن خم کردن
wizen لاغر پژمرده یا پلاسیده
marcescent پژمرده شونده و نریزنده
miffy زود پژمرده شدنی
wither پژمرده کردن یاشدن
fadelessly چنانکه پژمرده نشودیازوال نپذیرد
seared داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
sears داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
sear داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
wilts پلاسیده و پژمرده شدن خم شدن
wilting پلاسیده و پژمرده شدن خم شدن
wilted پلاسیده و پژمرده شدن خم شدن
wilt پلاسیده و پژمرده شدن خم شدن
languishes افسرده شدن پژمرده شدن
languishing افسرده شدن پژمرده شدن
languish افسرده شدن پژمرده شدن
languished افسرده شدن پژمرده شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com