English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
natural dyes رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Search result with all words
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
onion skin پوست پیاز [از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
Other Matches
dye analysis [آنالیز کردن رنگینه های بکار رفته در فرش جهت تعیین طول عمر فرش و سابقه تاریخی نوع رنگینه]
spectrophotometry اسپکتروفتومتر [در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
physiographic وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
naturalism فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
dye رنگینه
dyes رنگینه
dyestuff رنگینه
pigment رنگینه
chromatin رنگینه
pigments رنگینه
aniline dye رنگینه انیلینی
direct dye رنگینه مستقیم
xanthene dye رنگینه زانتن
basic dye رنگینه بازی
disperse dye رنگینه پاشیده
acid dye رنگینه اسیدی
herbal dye رنگینه گیاهی
mineral dye رنگینه معدنی
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
equilibrium یکنواخت شدن رنگینه ها
oxyazodye رنگینه اکسی ازو
plant-dyes رنگینه های گیاهی
reactive dye رنگینه واکنش پذیر
oxydation dyes رنگینه های اکسیداسیونی
tone [ذات و خلوص رنگی یک رنگینه]
earth pigment رنگینه های معدنی مثل خاک رس
Delphinium [نام علمی گل اسپرک در تهیه رنگینه زرد]
centaury گیاه سن توری که از ریشه آن رنگینه زرد به دست می آید
lae [نوعی رنگینه قرمز که از حشره لاکا بدست می آید.]
Esparak گیاه اسپرک [که در تهیه رنگینه های زرد در رنگرزی استفاده می شود.]
carthamin رنگینه زرد که از شیره گیاه سفلاور بدست می آید این رنگ گیاهی بیشتر در هند و چین مصرف می شود
pomegranate dye رنگینه انار [از پوست انار جهت تهیه رنگ زرد استفاده می شود.]
quercetin ماده رنگی کریسیتین [این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
chrome dyes کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
flavonal dyes فلاون [مجموعه ای از رنگینه های زرد که از گیاهان مختلفی همچون زردچوبه، میمون و اسپرک بدست آمده و ریشه آنها از ترکیب کیتون می باشد.]
hanna گل حنا [از برگ های این گیاه جهت تهیه رنگینه های قرمز مسی و نارنجی استفاده می شود.]
safflower گل رنگ [این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
tea leaf برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
log wood درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
natural right حق طبیعی
indigenous طبیعی
naturals طبیعی
home born طبیعی
homebred طبیعی
crude copper مس طبیعی
silvan طبیعی
normal طبیعی
natural طبیعی
natural bridge پل طبیعی
innate طبیعی
natural foundation پی طبیعی
physical طبیعی
native language زبان طبیعی
metaphisical غیر طبیعی
natively بطور طبیعی
natural competition رقابت طبیعی
natural capacity فرفیت طبیعی
natural bed بستر طبیعی
natural asphalt قیر طبیعی
natural asphalt اسفالت طبیعی
natural abundace فراوانی طبیعی
matten of course چیز طبیعی
pozzolan earth سیمان طبیعی
natrual cement سیمان طبیعی
natural agents عوامل طبیعی
natural disaster بلایای طبیعی
matter of course چیز طبیعی
asphaltic bitumen قیر طبیعی
asphaltite قیر طبیعی
natural silk ابریشم طبیعی
eupnoea تنفس طبیعی
jardin anglo-chinois باغچه طبیعی
emmetropis بینایی طبیعی
emmetropia بینایی طبیعی
bees wax موم طبیعی
continuous climbing صعود طبیعی
apparence شباهت طبیعی
full scale اندازه طبیعی
galenite سرب طبیعی
phenomenon اثر طبیعی
debris مانده طبیعی
au naturel بحالت طبیعی
inartificial طبیعی غیرصنعتی
in vivo در محیط طبیعی
immanent justice عدالت طبیعی
natural rubber لاستیک طبیعی
hevea rubber لاستیک طبیعی
guardian by nature قیم طبیعی
crude gas گاز طبیعی
so matic طبیعی جسمی
natural color رنگ طبیعی
secundine naturam بطور طبیعی
resource endowment منابع طبیعی
pudding stone شفته طبیعی
physiography جغرافیای طبیعی
physico theology الهیات طبیعی
orthochromatic رنگ طبیعی
original ground زمین طبیعی
normal fault گسل طبیعی
nonrepresentational غیر طبیعی
neperian logarithm لگاریتم طبیعی
nature reserve اندوختگاه طبیعی
naturalistic observation مشاهده طبیعی
natural year سال طبیعی
sophisticate غیر طبیعی
tegmen پوشش طبیعی
tegmentum پوست طبیعی
physios پیشوند طبیعی
physio پیشوند طبیعی
physical science علوم طبیعی
natural childbirth زایمان طبیعی
life sciences علوم طبیعی
life science علوم طبیعی
wildwood جنگل طبیعی
war of the elements انقلابات طبیعی
trim size اندازه طبیعی
trass سیمان طبیعی
tincal or kal بوره طبیعی
tincal بوره طبیعی
terrestrial occurrence وفور طبیعی
natural vibration نوسان طبیعی
natural ventilation تهویه طبیعی
natural law حقوق طبیعی
natural language زبان طبیعی
natural habitat بوم طبیعی
natural group گروه طبیعی
natural ground زمین طبیعی
natural frequency فرکانس طبیعی
natural frequency بسامد طبیعی
natural excitation تحریک طبیعی
natural erosion فرسایش طبیعی
natural endowments موهبت طبیعی
natural endowment موهبت طبیعی
natural economy اقتصاد طبیعی
natural easement حق ارتفاق طبیعی
natural logarithm لگاریتم طبیعی
natural magnet مغناطیس طبیعی
natural sources منابع طبیعی
natural resin صمغ طبیعی
natural reserves ذخائر طبیعی
natural recharge تغذیه طبیعی
natural silk ابریشم طبیعی
natural purification پالایش طبیعی
natural products مواد طبیعی
natural phenomena اثار طبیعی
natural persons اشخاص طبیعی
natural person شخص طبیعی
natural order نظم طبیعی
natural obstacle مانع طبیعی
natural number عدد طبیعی
natural monopoly انحصار طبیعی
natural disaster حوادث طبیعی بد
supernatural فوق طبیعی
aptitudes تمایل طبیعی
normalising طبیعی کردن
natural history تاریخ طبیعی
normalize طبیعی کردن
natural selection انتخاب طبیعی
normalises طبیعی کردن
falsettos غیر طبیعی
falsetto غیر طبیعی
normalised طبیعی کردن
natural gas گاز طبیعی
normalizes طبیعی کردن
propensities تمایل طبیعی
naturalising طبیعی شدن
naturalize طبیعی شدن
naturalizes طبیعی شدن
naturalizing طبیعی شدن
standard طبیعی یا معمولی
standards طبیعی یا معمولی
physiology علم طبیعی
glacier یخچال طبیعی
naturalises طبیعی شدن
intrinsic طبیعی ذهنی
propensity تمایل طبیعی
subnormal غیر طبیعی
preposterous غیر طبیعی
uncanny غیر طبیعی
full size اندازه طبیعی
full-size اندازه طبیعی
physically با قواعد طبیعی
naturalness طبیعی بودن
glaciers یخچال طبیعی
aptitude تمایل طبیعی
preternatural غیر طبیعی
supernatural ماوراء طبیعی
naturally بطور طبیعی
unnaturally غیر طبیعی
in situ در جای طبیعی
seeps تراوش طبیعی
landscape منظره طبیعی
seeping تراوش طبیعی
seeped تراوش طبیعی
landscaped منظره طبیعی
landscapes منظره طبیعی
landscaping منظره طبیعی
unnatural غیر طبیعی
natural resources منابع طبیعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com