English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
parachromatopsia رنگ کوری ناقص
parachromopsia رنگ کوری ناقص
partial color blindness رنگ کوری ناقص
Other Matches
curie کوری
blindness کوری
nyctalopia شب کوری
night blindness شب کوری
cecity کوری
achropsia رنگ کوری
purblindness نیم کوری
snow blind برف کوری
achromatopsy رنگ کوری
achropsia کوری رنگ
chess blindness کوری شطرنجی
amaurosis scacchistica کوری شطرنجی
mind blindness کوری ادراکی
dazzling کوری موقت
protanopia سرخ کوری
dazzles کوری موقت
dazzled کوری موقت
dazzle کوری موقت
word-blindness واژه کوری
word blindness واژه کوری
magnetic transition point نقطه کوری
magnetic transition temperature نقطه کوری
curie's law قانون کوری
hemi anopsia نیم کوری
curie constant ثابت کوری
hemi anopia نیم کوری
day blindness روز کوری
violet blindness بنفش کوری
daltonism رنگ کوری
snowblindness برف کوری
snow blindness برف کوری
color blindness رنگ کوری
glaucoma کوری تدریجی
curie point نقطه کوری
curie temperature دمای کوری
glimmer کور کوری کردن
dichromatopsia رنگ کوری دوفامی
hemeralopia مرض روز کوری
glimmers کور کوری کردن
glimmered کور کوری کردن
curie weiss law قانون کوری- وایس
total color blindness رنگ کوری کامل
achromatopsia رنگ کوری کامل
To the envy of our enemies . به کوری چشم دشمن
achromatism رنگ کوری کامل
tetartanopia رنگ کوری ابی- زرد
red green blindness رنگ کوری سبز- قرمز
blue yellow blindness رنگ کوری ابی- زرد
blow it (something) <idiom> کوری عصا کش کور دگرشود
flash blindness کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
eyestrings ضمائم چشمی که سابقا معتقد بودند هنگام کوری ومرگ از هم گسیخته می گردد
imperfective ناقص
rudimentary ناقص
violator ناقص
inconsummate ناقص
incomplete flower گل ناقص
violators ناقص
imcomplete ناقص
in defect ناقص
mutilated ناقص
shortest ناقص
malformed ناقص
meagre ناقص
half-baked ناقص
incomplete ناقص
inadequate ناقص
skimpy ناقص
rudimental ناقص
shorter ناقص
short ناقص
imperfect ناقص
incorrect ناقص
stickit ناقص
faulty ناقص
deficient ناقص
roughcast ناقص
mutilate ناقص
mutilates ناقص
defective ناقص
manque ناقص
mutilating ناقص
unperfect ناقص
incomplete induction استقراء ناقص
hemiplegia فلج ناقص
mooncalf ناقص الخلقه
moon calf خلقت ناقص
missed approach فرود ناقص
in my poor opinion بعقیده ناقص من
flawed معیوب ناقص
half truth حقیقت ناقص
half baked ناپخته ناقص
frustum مخروط ناقص
frustum هرم ناقص
wanting in reason ازعقل ناقص
miscreation خلقت ناقص
truncation ناقص سازی
paresis فلج ناقص
paraparesis فلج ناقص پا
in my poor opinion بعقل ناقص من
mutilator ناقص کننده
incapacious بی گنجایش ناقص
imperfect market بازار ناقص
nubbin میوه ناقص
imperfect competition رقابت ناقص
incomplete breakdown شکست ناقص
imcomplete ditch گود ناقص
tracheid اوند ناقص
truncated distribution توزیع ناقص
framentary شکسته ناقص
deficiently بطور ناقص
blastie ناقص الخلقه
annular eclipse خسوف ناقص
ills بطور ناقص
misshapen ناقص الخلقه
deformed ناقص شده
paralysis سکته ناقص
lacks ناقص بودن
defectively بطور ناقص
lacked ناقص بودن
lack ناقص بودن
apoplexy سکتهء ناقص
imperfectly بطور ناقص
ill بطور ناقص
ill- بطور ناقص
misfiring احتراق ناقص
faulty design طرح ناقص
demonish ناقص کردن
faulty switching سوئیچینگ ناقص
erectio deficiens نعوظ ناقص
half بطور ناقص
to put in rime قافیه ناقص
half شریک ناقص
oaf بچه ناقص الخلقه
miscreate ناقص الخلقه ساختن
mutilate ناقص یا فلج کردن
sketchier از روی عجله ناقص
mutilates ناقص یا فلج کردن
rough cast اجمالادرست شده ناقص
to do by halves ناقص انجام دادن
stepped thread کولاس پیچی ناقص
overshooting فرود ناقص هواپیما
stepped thread پیچ ناقص کولاس
overshoot فرود ناقص هواپیما
unemployment equilibrium تعادل در اشتغال ناقص
sketchiest از روی عجله ناقص
oafs بچه ناقص الخلقه
overshoots فرود ناقص هواپیما
sketchy از روی عجله ناقص
sketchily از روی عجله ناقص
mutilating ناقص یا فلج کردن
garble تحریف یا ناقص کردن
meagrely بطور لاغر یا ناقص
heterometabolic دارای دگردیسی ناقص
heterometabolous دارای دگردیسی ناقص
low order انفجار کند یا ناقص
fragmentarily بطور شکسته یا ناقص
incomplete pictures test ازمون تصویرهای ناقص
evils of imperfect competition مضار رقابت ناقص
fragmentary ریز شده ناقص
fragmental ریز شده ناقص
market imperfection ناقص بودن بازار
rough coating اجمالا درست شده ناقص
to break aset خراب یا ناقص کردن یک دستگاه
truncating شاخه زدن ناقص کردن
imperfect oligopoly انحصار چند جانبه ناقص
paretic دچار فلج ناقص یا عضلانی
We don't do half-ass job [American E] [derogatory] کاری را ناقص انجام ندادن
truncated شاخه زدن ناقص کردن
We don't do things halfway. کاری را ناقص انجام ندادن
We don't do things by half-measures. کاری را ناقص انجام ندادن
We don't do things by halves. کاری را ناقص انجام ندادن
orthopaedy فن درست کردن انامهای ناقص
truncates شاخه زدن ناقص کردن
verticillium قارچ ناقص افت گیاهی
truncate شاخه زدن ناقص کردن
catalexis وتد ناقص دراخر شعر
huddling ناقص انجام دادن ازدحام کردن
huddles ناقص انجام دادن ازدحام کردن
huddled ناقص انجام دادن ازدحام کردن
The comparison is misleading [flawed] . مقایسه گمراه کننده [ ناقص ] است.
huddle ناقص انجام دادن ازدحام کردن
hermit crab خرچنگی که پاهای عقب ان ناقص است
hermit crabs خرچنگی که پاهای عقب ان ناقص است
teratology مبحث شناسایی جنین ناقص الخلقه
malnutrition تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
paraplegic فالج ازپا دچارفلج ناقص درپایانیمی ازتن
paraplegics فالج ازپا دچارفلج ناقص درپایانیمی ازتن
orthopaedic مربوط بفن درست کردن اندامهای ناقص
osteoclasis استخوان شکنی برای درست کردن اندان ناقص
bobtail اسب یا سگ دم کل هرچیز ناقص یامختصر شده ادم مهمل
corona discharge تخلیه الکتریکی ناقص در نزدیکی الکترودهای یک میدان غیر یکنواخت
frictional unemployment بیکاری کوتاه مدت که در نتیجه تحرک ناقص نیروی کار
He who grasps too much holds nothing fast. <proverb> کسی که کاری بیش از تواناییش را بپذیرد آن کار را ناقص انجام می دهد.
frictional unemployment اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
collapse slump از هم پاشیدگی بتن را درازمایش افت بتن بوسیله مخروط ناقص گویند
mayhem چلاق کردن ناقص العضو کردن
eyespot چشم ابتدایی چشم رشدنکرده و ناقص
normal slump درازمایش افت مخروطی بتن حالتی است که بتن پس ازنشست شکل مخروطی ناقص خود را حفظ کند
mar ناقص کردن بی اندام کردن
mutilating ناقص کردن فلج کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com