Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (8 milliseconds)
English
Persian
creep
رها شدن ناخواسته تیر ازدست تیرانداز
creeps
رها شدن ناخواسته تیر ازدست تیرانداز
Other Matches
marks man
تیرانداز درجه 3 تفنگ تیرانداز نیمه ماهر
uncalled for
ناخواسته
de trop
ناخواسته
unwelcome
ناخواسته
uncalled-for
ناخواسته
officiously
ناخواسته
garbage
داده ناخواسته
officious
فضولانه ناخواسته
junk
داده ناخواسته
undesirable
ناخوش ایند ناخواسته
unsought
کوشش نشده ناخواسته
limited denied war
جنگ ناخواسته محدود
junk mail
اقلام پستی ناخواسته
give-aways
ازدست دادن
forfoitable
ازدست دادنی
lapsable
ازدست رفتنی
give-away
ازدست دادن
give away
ازدست دادن
get the sack
<idiom>
ازدست کار
disposable
ازدست دادنی
to take time by the forelock
را ازدست ندادن
loss
ازدست دادن
to let ship
ازدست دادن
to give away
ازدست دادن
to chuck away
ازدست دادن
shotgunner
تیرانداز
shooter
تیرانداز
sagittarius
تیرانداز
gunner
تیرانداز
gunners
تیرانداز
phase jitter
اعوجاجهای ناخواسته در یک سیگنال مخابراتی
miss out on
<idiom>
ازدست دادن فرصت
miss the boat
<idiom>
ازدست دادن فرصت
to miss the buy
فرصت را ازدست دادن
I am tired of him .
ازدست اوخسته شده ام
to game away one's money
درقمارپول ازدست دادن
tumbled
ازدست دادن تعادل
etiolation
ازدست دادن رنگ
revendication
استردادزمین ازدست رفته
tumbles
ازدست دادن تعادل
tumble
ازدست دادن تعادل
marksmen
تیرانداز ماهر
expert gunner
تیرانداز ماهرتوپخانه
sharpshooter
تیرانداز ماهر
expert
تیرانداز ممتاز
experts
تیرانداز ممتاز
sharp shooter
تیرانداز درجه 1
sharp shooter
تیرانداز ممتاز
marksman
تیرانداز ماهر
snipers
تیرانداز از خفا
bowman
تیرانداز کمان کش
bowman
تیرانداز با کمان
archers
تیرانداز با کمان
archer
تیرانداز با کمان
sniper
تیرانداز از خفا
toxophilite
تیرانداز کماندار
distortions
تغییرات ناخواسته شکل یک جسم یا یک سازه
distortion
تغییرات ناخواسته شکل یک جسم یا یک سازه
end play
حرکت محوری یا خطی ناخواسته شفت
filter
حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
filters
حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
spent
نیروی خود را ازدست داده
effete
نیروی خود را ازدست داده
to lose one's reason
عقل خود را ازدست دادن
let off steam
<idiom>
ازدست دادن انرژی اضافه
to lose the t. of a discourse
رشته سخن را ازدست دادن
to guzzle away one's money
پول خودرادرمیگساری ازدست دادن
lose ground
فرصت خود را ازدست دادن
shot
تیراندازی تیرانداز ماهر
snipers
تیرانداز ماهر تفنگ
shots
تیراندازی تیرانداز ماهر
expert badge
نشان تیرانداز ممتاز
body alinement
تنظیم بدن تیرانداز
sniper
تیرانداز ماهر تفنگ
lose track of
<idiom>
ازدست دادن تماس باکسی یاچیزی
toss out
<idiom>
مجبور به ترک شدن ،ازدست دادن
elapsation
ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان
i parted from
تمام ان دارایی یا مال را ازدست دادم
to lose face
نام نیک یا اعتبارخودرا ازدست دادن
he lost his reason
عقل یا هوش خودرا ازدست داد
deflorate
تصرف شده بکارت ازدست داده
void
فاصله ناخواسته یا فضای خالی در اتصال توسط جوشکاری
station
محل ایستادن تیرانداز درمسابقه
marksman
تیرانداز ماهر
[ارتش و ورزش]
stationed
محل ایستادن تیرانداز درمسابقه
stations
محل ایستادن تیرانداز درمسابقه
toxophilite
تیرانداز ماهر با تیر و کمان
She was crying over her misfortunes.
ازدست بدبختی هایش ناله وفریاد داشت
sailing
گردش ناخواسته رتورهای هلیکوپتر یا ملخ هواپیما درباد شدید
benchrest
سکو برای تکیه دادن تیرانداز
to barter away
بطریق معاوضه ازدست دادن باکالای دیگرمعاوضه کردن
cheekpiece
تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
radiation shield
وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند
trap
سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
to catch out a batsman
گوی رادرهواگرفتن وبدین وسیله نوبت را ازدست چوگان زن بیرون کرد
kibitzer
پشت دست نشین
[و پند ناخواسته می دهد یا فضولی می کند]
[مثال در ورق بازی]
false
فایلهای ناخواسته بازیاب شده از پایگاه داده از طریق استفاده از کدهای جستجوی غلط
nosy parker
پشت دست نشین
[و پند ناخواسته می دهد یا فضولی می کند]
[مثال در ورق بازی]
virus
نرم افزاری که برای تشخیص و حذف برنامههای ویروس ناخواسته از دیسک سخت کامپیوتر استفاده میشود
viruses
نرم افزاری که برای تشخیص و حذف برنامههای ویروس ناخواسته از دیسک سخت کامپیوتر استفاده میشود
crosstalk
سیگنالهی ناخواسته درمجموعهای از مدارات ارتباطی یا کامپیوتری که ازوجود ترافیک در کانالهای دیگر یا از تداخل ناشی میشود
cross modulation
مدولاسیون ناخواسته که ازیک کاریر به کاریر دیگر درهمان گیرنده تاثیر میگذارد
curie point
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
streams
نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
stream
نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
streamed
نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
hinting
در فن چاپ دیجیتال یا رقمی کاهش وزن یا میزان طرح حرف بطوریکه فونتهای کوچک از نظر اندازه بدون ازدست دادن جزئیات خود روی چاپگرهای dpi003 قابل چاپ باشند
to put in one's oar
بعنوان کمک فضولی کردن کمک ناخواسته کردن
short international
مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com