English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
psychosexual روانی- جنسی
Other Matches
androgen هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
estrogen هورمن جنسی زنانه که موجب بروز سفات جنسی ثانویه زنان میشود
erogenous ارضاکننده تحریکات شهوانی و جنسی محرک احساسات جنسی
exhibitionism نوعی انحرافات جنسی که دران شخص بوسیله نشان دادن الت جنسی خود احساسات شهوانی رافرومینشاند عریان گرائی
isogamete سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
sexes احساسات جنسی روابط جنسی
sex احساسات جنسی روابط جنسی
oogamete سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
psychological روانی
psychic روانی
fluency روانی
psychical روانی
volubility روانی
liquid limit حد روانی
mellifluence روانی
mental روانی
freedoms روانی
freedom روانی
yield point حد روانی
flows روانی
flowed روانی
subversives روانی
flow روانی
subversive روانی
fluidity روانی
facility روانی
ease of style روانی انشا
endopsychic درون روانی
liquid limit test ازمون حد روانی
mental conflict تعارض روانی
intrapsychic درون روانی
mental derangement اشفتگی روانی
gift of the gab روانی زبان
exopsychic برون روانی
liquid limit مرز روانی
psychotherapy درمان روانی
psychiatry پزشکی روانی
sanity سلامت روانی
mentally از نظر روانی
psychological warfare جنگ روانی
mood وضع روانی
moods وضع روانی
nervous breakdown بحران روانی
nervous breakdowns فروباشی روانی
nervous breakdowns بحران روانی
nervous breakdown فروباشی روانی
analeptic نیروبخش روانی
cathexis انرژی روانی
cathexis تمرکز روانی
cathexis نیروگذاری روانی
fluidity روانی بیان
supersensible روحی روانی
psychological factors عوامل روانی
psychological environment محیط روانی
psycholepsy افت روانی
psycholepsis افت روانی
psychograph نمودار روانی
psychognosis شناخت روانی
psychogenesis پدیدایی روانی
psychodiagnosis تشخیص روانی
psychic trauma اسیب روانی
psychic secretion تراوش روانی
psychic energy نیروی روانی
psychological field میدان روانی
psychological operations عملیات روانی
stream of consciousness تسلسل روانی
sociopsychological اجتماعی- روانی
psychosurgery جراحی روانی
psychosocial روانی- اجتماعی
psychopharmacology داروشناسی روانی
psychopaysical روانی- فیزیکی
psychopathy اختلالات روانی
psychopathy معالجه روانی
psychomotor روانی- حرکتی
psychological space فضای روانی
psychological scale مقیاس روانی
psychic deafness ناشنوایی روانی
psychic blindness نابینایی روانی
mental hygiene بهداشت روانی
mental health سلامت روانی
mental health بهداشت روانی
mental examination معاینه روانی
mental economy اقتصاد روانی
psychiatric disorder اختلال روانی
mental disturbance اختلال روانی
mental disorder بیماری روانی
mental disorder اختلال روانی
mental illness بیماری روانی
mental status وضع روانی
mental test ازمون روانی
psychic apparatus دستگاه روانی
psychiatric social work مددکاری روانی
psychiatric nurse پرستار روانی
psychiatric hospital بیمارستان روانی
psychasthenia ضعف روانی
versatility روانی مهارت
playing the man بازی روانی
physical psychological جسمی- روانی
physical psychological تنی- روانی
neurasthenia خسته روانی
psychological test ازمون روانی
mental disease بیماری روانی
psychotic بیمار روانی
psychopaths بیمار روانی
psychopath بیمار روانی
neuroses اختلال روانی
neurosis اختلال روانی
flow روانی سلاست
stresses فشار روانی
flows روانی سلاست
complex عقده روانی
psychoanalysis تحلیل روانی
stress فشار روانی
flowed روانی سلاست
psyho بیمار روانی
psychosis بیماری روانی
complexes عقده روانی
stressing فشار روانی
psychotherapeutic وابسته بدرمان روانی
psychological warfare عملیات جنگ روانی
psychognosis مطالعه عمیق روانی
reagent موضوع ازمایش روانی
reflux column ستون باز روانی
psychogalvanic response پاسخ گالوانیکی- روانی
psychodynamics پویش شناسی روانی
psychodrama نقش گزاری روانی
stress تنش جسمانی- روانی
psychognosy مطالعه عمیق روانی
psychomotor tests ازمونهای روانی- حرکتی
psychologism پیروی از اصول روانی
psychonomics محیط شناسی روانی
psychopathologist اسیب شناس روانی
phrenology جمجمه شناسی روانی
psychomotor retardation کندی روانی- حرکتی
psychopathology اسیب شناسی روانی
psychopaths مبتلا بامراض روانی
psychopath مبتلا بامراض روانی
psychosomatic disease بیماری روانی- تنی
psychomotor agitation بیقراری روانی- حرکتی
psychodiagnostics ابزارهای تشخیص روانی
stresses تنش جسمانی- روانی
psychogalvanic reflex بازتاب گالوانیکی- روانی
pgr بازتاب گالوانیکی- روانی
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
neuropsychiatric مرض روانی و عصبی
neuropsychiatric درمان روانی عصبی
mental measurement اندازه گیری روانی
stress tolerance تحمل فشار روانی
mental element of crime عنصر روانی جرم
to speak with f. به روانی سخن گفتن
viscosity ناروانی کند روانی
facility وسیله تسهیل روانی
intrapsychic conflict تعارض درون روانی
nervous breakdown درماندگی روانی [پزشکی]
stressable <adj.> فشار روانی پذیر
nervous breakdown ناتوانی روانی [پزشکی]
california psychological inventory پرسشنامه روانی کالیفرنیا
psychic determinism علیت گرایی روانی
nervous breakdown واماندگی روانی [پزشکی]
stressing تنش جسمانی- روانی
depth psychology تجزیه و تحلیل روانی
psychasthenia خستگی روانی بی تصیمی
psi ability توانایی فرا روانی
reflux condenser چگالنده باز روانی
mental deficiency عقب ماندگی روانی وفکری
acute stress reaction واکنش حاد فشار روانی
psychognosy تحقیقات روانی روان پژوهش
psychognosis تحقیقات روانی روان پژوهش
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
psychomotor stimulant داروی محرک روانی- حرکتی
psychoneural parallelism توازی نگری روانی- عصبی
psychopathology علم اسیب شناسی روانی
psychergograph دستگاه اندازه گیری کار روانی
dsm راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
cathectic وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
illinois test of psycholinguistic ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
psychoneurosis ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
depression کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
consolidation psychological operation عملیات روانی برای جلب همکاری مردم
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
depressions کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
psychosurgery جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
How does he [she] tick? او [مرد ] [زن] چطور [از نظر روانی] عمل میکند؟
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
road sense جنسی
unisexual یک جنسی
homogeneity هم جنسی
sexual جنسی
kinds جنسی
kindest جنسی
diclinous یک جنسی
unisex دو جنسی
gamic جنسی
kind جنسی
hermaphrodite دو جنسی
generic جنسی
ambisexual دو جنسی
sex جنسی
sexes جنسی
hermaphrodites دو جنسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com