English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (5 milliseconds)
English Persian
partisanship روح حزبی
Search result with all words
write رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
writes رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
wing دسته حزبی
winging دسته حزبی
fascism نام حزبی است که موسولینی در فاصله دو جنگ عالمگیر در ایتالیا تاسیس کردو اصول عقاید و فلسفه ان رااز سیستمهای سیاسی مختلف اخذ و بر حسب احتیاج تحریف و تفسیر نمود
caucus انجمن حزبی
caucuses انجمن حزبی
convention باره مسائل حزبی ناحیهای
conventions باره مسائل حزبی ناحیهای
watchword شعار حزبی
watchwords شعار حزبی
secession تجزیه طلبی انشعاب حزبی
sectarian حزبی
factionalism اعتقاد به سیستم حزبی
partisanship حزبی بودن
ticket صورت نامزدهای حزبی
tickets صورت نامزدهای حزبی
lunatic fringe افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
pluralist معتقد به تعدد تعدد حزبی
pluralist وابسته به تعدد یاائتلاف حزبی
pluralists معتقد به تعدد تعدد حزبی
pluralists وابسته به تعدد یاائتلاف حزبی
adherence to party هواخواهی یاتبعیت ازحزبی پیوستگی به حزبی
barred a طاق حزبی
fellow traveler کسی که عضو حزبی نیست ودر فعالیتهای ان شرکت نمیکند ولی از ان جانبداری مینماید
nonparty غیر حزبی
party spirit تعصب حزبی
party spirit طرفداری حزبی
plateform اعلامیه حزبی
proselytism تبلیغ حزبی
to toe the line برنامه حزبی را پذیرفتن
watchworld شعار حزبی
white primary اخذ اراء مقدماتی حزبی
party politics سیاست بازیهای حزبی
to join a party عضو حزبی شدن
main motion [at a party conference etc.] دادخواست اصلی [در همایش حزبی و غیره]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com