English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
double dabble روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
Other Matches
excesses کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excess کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
decimals کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
two's complement افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
binary coded decimal دهدهی به رمز دودویی
packs دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
pack دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
decimal number system سیستم اعداد دهدهی
b ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
cyclic کد حلقهای که مربوط به اعداد دهدهی میشود
bcd نمایش ارقام دهدهی به صورت الگویی از چهار رقم دودویی
equivalent binary digits ارقام دودویی معادل
decimal ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
decimals ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
inverting تغییر اعداد در محیط دودویی
invert تغییر اعداد در محیط دودویی
inverts تغییر اعداد در محیط دودویی
k به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
tabbing تنظیم یک ستون از اعداد به طوری که نقاط دهدهی عمودی قرار گرفته اند
decimalization تبدیل به سیستم دهدهی
decimal to binary conversion تبدیل دهدهی به دودوئی
binary to decimal conversion تبدیل دودوئی به دهدهی
bit کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
symbolic دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
symbolically دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
bits کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
decimal to hexadecimal conversion تبدیل دهدهی به شانزده شانزدهی
decimalize تبدیل کردن به سیستم دهدهی
decimal to octal conversion تبدیل دهدهی به هشت هشتی
bipolar استفاده از سط وح ولتاژ مثبت و منفی برای نمایش اعداد دودویی
filters الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
filter الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
even روش بررسی خطا که فقط اعداد دودویی زوج را در هر کلمه ارسال میکند
boolean operation کلمه دودویی که در آن هر بیت نشان دهنده درست یا نادرست است با استفاده از اعداد 0 و 1
complementing تبدیل یک عدد دودویی
complemented تبدیل یک عدد دودویی
complements تبدیل یک عدد دودویی
complement تبدیل یک عدد دودویی
decimal نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimals نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
binary coded decimal سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
e عدد در مبنای شانزده معادل عدد دهدهی 14
coincidence circuit مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence element مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
assigns 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigned 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assign 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
unipolar که پاس ولتاژ مثبت و ولتاژ صفر با اعداد دودویی نشان داده می شوند
gray code سیستم کدگذاری که نمایش دودویی اعداد ورودی فق با یک بیت از یک عدد به عدد دیگر در زمان تغییر میکند
complementing 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complements 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complemented 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complement 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
visualization تبدیل اعداد یا داده به صورت گرافیکی که راحت تر قابل فهم باشد
lsb رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
mask الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
masks الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
inverting تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
inverts تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
invert تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
coupler وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
dyadic operation عمل دودویی با استفاده از دو عملوند دودویی
analog مداری که سیگنال را که مط ابق با اعداد دیجیتال ورودی است به عنوان خروجی صادر میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل کند
complementation سیستم اعداد برای نشان دادن اعداد مثبت و منفی
leontief matrix اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
random number روش ایجاد یک ترتیبی از اعداد تصادفی به طوری که هیچ عددی بیشتر از اعداد دیگر رخ نمیدهد
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
algebra استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن
hex سیستم اعداد به همراه اعداد مبنا و A تا F
hexadecimal notation سیستم اعداد به همراه اعداد مبنا و A تا F
bipolar روش ارسال که از سطح ولتاژهای متفاوت مثبت و منفی برای نمایش دودویی استفاده میکند و صفر دودویی در سطح صفر نمایش داده میشود
novatio non presumiter تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
decimals دهدهی
decimal code کد دهدهی
decimal دهدهی
conversion scale مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
transiguration تبدیل صورت تبدیل هیئت
nine's complement مکمل دهدهی
decimal numeral رقم دهدهی
decimal system سیستم دهدهی
decimal number عدد دهدهی
decimal notation نمادسازی دهدهی
complement مکمل دهدهی
complementing مکمل دهدهی
complemented مکمل دهدهی
decimal coinage مسکوکات دهدهی
packed decimal دهدهی فشرده
decimal digit رقم دهدهی
complements مکمل دهدهی
coded decimal رقم دهدهی رمزی
decimal digit ارقام دستگاه دهدهی
decimal notation نشان گذاری دهدهی
decades دوره ده ساله دهدهی
decimals رقم دهدهی اعشاری
decade دوره ده ساله دهدهی
decimal رقم دهدهی اعشاری
repeating decimal number عدد دهدهی تکراری
k 0001 در نمایش دهدهی
restitution تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
coded decimal number عدد دهدهی کدگذاری شده
dewey decimal رده بندی دهدهی دیویی
natural نمایش ارقام دهدهی به صورت الگوبیتی
asterisks پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
asterisk پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
naturals نمایش ارقام دهدهی به صورت الگوبیتی
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
redundant code یک مقدار دهدهی کدشده به باینری با یک بیت اضافی تست
binary to octal conversion تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
ten's complement عددی که با افزودن یک به متمم نهم یک عدد دهدهی به دست آید
two scale دودویی
binary دودویی
binary loader انباشتگر دودویی
binary numeral رقم دودویی
binary counter شمارنده دودویی
binary point ممیز دودویی
binary operation عمل دودویی
pure binary دودویی محض
binary digit رقم دودویی
binary tape نوار دودویی
binary number عدد دودویی
binary deck دستینه دودویی
binary coded به رمز دودویی
row binary دودویی سطری
column binary دودویی ستونی
bits رقم دودویی
binary variable متغیر دودویی
heap درخت دودویی
bit رقم دودویی
heaps درخت دودویی
heaping درخت دودویی
binary arithmetic حساب دودویی
binary tree درخت دودویی
binary cell یاخته دودویی
binary chop جستجوی دودویی
binary cell سلول دودویی
binary card کارت دودویی
chinese binary دودویی چینی
binary code رمز دودویی
keypad وسیله ورودی که مجموعهای از کلیدهای رقم دهدهی وکلیدهای مخصوص را بکارمی برد
equivalent binary digits ارقام دودویی هم ارز
complement معکوس یک عدد دودویی
complemented معکوس یک عدد دودویی
sequences مجموعهای از ارقام دودویی
binary synchronous communication ارتباطات همزمان دودویی
one's complement معکوس یک عدد دودویی
binary number system سیستم عددنویسی دودویی
complements معکوس یک عدد دودویی
binary arithmetic operation عملکرد ریاضی دودویی
row binary card کارت دودویی سطری
sequence مجموعهای از ارقام دودویی
binary notation نشان گذاری دودویی
complementing معکوس یک عدد دودویی
pack ارقام دهدهی ذخیره شده در فضای کوچکی با استفاده از فقط چهاربیت برای هر رقم
numeric keypad یک وسیله ورودی که مجموعهای از کلیدهای رقم دهدهی وکلیدهایی با عملکرد مخصوص را استفاده میکند
foxing شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
packs ارقام دهدهی ذخیره شده در فضای کوچکی با استفاده از فقط چهاربیت برای هر رقم
fox شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
bisync synchronouscommunication binaryارتباطات همزمان دودویی
bsc SynchronousCommunication Binaryارتباطات هماهنگ دودویی
reflected binary code رمز دودویی منعکس شده
equivalent معادل
equivalents معادل
ntamount معادل
tantamount معادل
equipollent معادل
complements رقم دودویی که مکمل شده است
logic سیستم کاهش نتیجه از داده دودویی
complemented رقم دودویی که مکمل شده است
complement رقم دودویی که مکمل شده است
complementing رقم دودویی که مکمل شده است
expilation معادل robbery
modify معادل adapt
equivalent weight وزن معادل
equivalent service rounds گلوله معادل
modifies معادل adapt
kilo معادل هزار
equivalent circuit مدار معادل
reinsurance معادل re-assurance
parity معادل بودن
kilos معادل هزار
ration in kind معادل جیره
equivalent area سطح معادل
equivalence gate دریچه معادل
modifying معادل adapt
equalling دقیقاگ معادل
equalled دقیقاگ معادل
equaling دقیقاگ معادل
equaled دقیقاگ معادل
equal دقیقاگ معادل
order of the day معادل agenda
grade equivalent معادل کلاسی
menace معادل blackmail
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com