English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (7 milliseconds)
English Persian
post mortem dump رونوشت پس از واقعه روگرفت پس از واقعه
Other Matches
postmortem dump روگرفت پس از واقعه
post mortem dump روگرفت پس از واقعه
event واقعه
occurrences واقعه
occurrence واقعه
post mortem پس از واقعه
incidents واقعه
events واقعه
incident واقعه
rede واقعه
logger واقعه نگار
circumstantial event واقعه ضمنی
loggers واقعه نگار
logging واقعه نگاری
setting صحنه واقعه
settings صحنه واقعه
occurence رویداد واقعه
miracle واقعه شگفت انگیز
accident سانحه واقعه ناگوار
miracles واقعه شگفت انگیز
landmarks واقعه برجسته راهنما
landmark واقعه برجسته راهنما
anecdotal method روش واقعه نگاری
accidents سانحه واقعه ناگوار
log drum طبله واقعه نگاره
early event time زودترین زمان وقوع یک واقعه
latest event time دیرترین زمان وقوع یک واقعه
shannon انتخابی بین دو واقعه بااحتمال یکسان
a stitch in time saves nine <proverb> علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
latest event time دیرترین زمانیکه تا ان زمان یک واقعه میتواند اتفاق بیافتد بدون انکه مدت اجرای پروژه طولانی تر گردد
ems dispatch تلگراف امس عنوان واقعه مشهور ملاقات سفیر فرانسه با ویلهم اول در سال 0781 در امس که بیسمارک صدراعظم وقت المان با تحریف مفاد تلگرافی که از موضوع این ملاقات حکایت می کرد باعث بروزجنگ فرانسه و پروس شد
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
facsimile رونوشت عینی رونوشت
facsimiles رونوشت عینی رونوشت
dump روگرفت
selective dump روگرفت گزیده
binary dump روگرفت دودوئی
static dump روگرفت ایستا
core dump روگرفت حافظه
memory dump روگرفت حافظه
snapshot dump روگرفت لحظهای
copy رونوشت
copying رونوشت
transcript رونوشت
transcripts رونوشت
copied رونوشت
carbon copy رونوشت
carbon copies رونوشت
copies رونوشت
repeat رونوشت
repeats رونوشت
exact copy رونوشت عین
transcribed رونوشت برداشتن
office copy رونوشت مصدق
facsimiles رونوشت گرفتن
facsimiles رونوشت مصدق
facsimile رونوشت گرفتن
facsimile رونوشت مصدق
counterparts همکار رونوشت
transcribes رونوشت برداشتن
replication رونوشت دفاع
transcribing رونوشت برداشتن
memory dump رونوشت ازحافظه
transcribe رونوشت برداشتن
transcript نسخه رونوشت
certified copy رونوشت مصدق
cetified copy رونوشت مصدق
dump رونوشت انباشتن
carbon copies رونوشت کاربنی
transcripts نسخه رونوشت
counterpart همکار رونوشت
carbon copy رونوشت کاربنی
make a copy of رونوشت برداشتن
letter book کتاب رونوشت
letter book رونوشت نامه
backup copy کپی پشتیبان روگرفت پشتیبان
true copy رونوشت مطابق با اصل
duplicator ماشین تهیه رونوشت
transcription سواد برداری رونوشت
facsimiles رونوشت عینی نمابرد
duplicators ماشین تهیه رونوشت
facsimile رونوشت عینی نمابرد
deed of poll سند بدون رونوشت
transcriptions سواد برداری رونوشت
screen dump رونوشت صفحه نمایش
photocopy رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopies رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopied رونوشت برداری بوسیله عکاسی
certified copy رونوشت گواهی رسمی شده
microcopy رونوشت خیلی کوچکتر از اصل
copy of his letter is here with enclosed رونوشت نامه وی ضمیمه است
probate رونوشت گواهی شده وصیت نامه
estreat رونوشت گواهی شده پیش نویس دادگاه
tenors فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
tenor فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
teleinformatic services هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
disaster dump رونوشت از حافظه کامپیوترکه نتیجه اشتباه غیر قابل پوشش در برنامه است
copyhold تصرف زمین بموجب رونوشت صورتی که درمحکمه ارباب تیول تنظیم میش
authentication به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
probate تصدیق صحت وصیتنامه رونوشت مصدق وصیتنامه گواهی انحصار وراثت
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
polygraph رونوشت بردار نسخه بردار
polygraphs رونوشت بردار نسخه بردار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com