English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (1 milliseconds)
English Persian
meteoric phenomena رویداها یا حوادث جوی
Other Matches
the course of events جریان حوادث
accident prevention پیشگیری از حوادث
goings on اتفاقات حوادث
accident insurance بیمه حوادث
meteorgraph حوادث جوی
natural disaster حوادث طبیعی بد
sequence of events رشته حوادث
march of events جریان یا سیر حوادث
eventfully با داشتن حوادث و اتفاقات
current of everts روش یا جریان حوادث
all risk insurance بیمه تمام حوادث
incidence rate میزان حوادث و تصادفات
accident ambulance اتومبیل اضطراری برای حوادث
natural phenomena حوادث طبیعی تجلیات طبیعت
act of God قوه جابره حوادث غیرمترقبه
dopester پیش بینی حوادث سیاسی
acts of God قوه جابره حوادث غیرمترقبه
The situation is fI'lled with impending troubles (incidents). اوضاع آبستن حوادث است
fatidic وابسته به پیش گویی حوادث و وقایع
forecast پیش بینی وضع هوا یا حوادث
forecasted پیش بینی وضع هوا یا حوادث
forecasts پیش بینی وضع هوا یا حوادث
underplot یک سلسله حوادث تبعی و عرفی نمایش توط ئه
adventure درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
adventures : درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
scripts ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
act of God حوادث ناگهانی و غیر قابل پیش بینی طبیعی
acts of God حوادث ناگهانی و غیر قابل پیش بینی طبیعی
floating fender زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
tragicomic حاوی حوادث حزن اور وخنده اور
emergency drill تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
pictorial rug قالیچه های تصویری [قالیچه های پرتره] [در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com