English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
vegetative روینده رویش کننده
Other Matches
ingrowing رشد کننده در درون زیر گوشت روینده
ingrown روینده و رشد کننده در درون چیز دیگری
vegetive رویش کننده
shoot رویش انشعابی رویش شاخه
shoots رویش انشعابی رویش شاخه
growing روینده
vegetive گیاهی روینده
exogenous برون روینده
submersed زیر اب روینده
uliginose در باتلاق روینده
epiphyllous روی برگ روینده
epigeal روینده برروی زمین روخاکی
heteronomous روینده تحت چندین قانون
ruderal روینده درمیان مواد پوسیده وفاسد
germination رویش
excrescences رویش ناهنجار
gigas رویش بلند تر
growing point نقطه رویش
excrescency رویش ناهنجارنسوج
intergrowth رویش توام
mushroom growth رویش تند
excrescence رویش ناهنجار
extroversion رویش برونی
ingrowth رویش درونی
orthotropism رویش عمودی
ovular growth رویش تخمک
herbicide مواد ضد رویش گیاه
antiplant agent عامل ضد رویش گیاهان
extroverts دارای رویش برونی
extrovert دارای رویش برونی
herbicides مواد ضد رویش گیاه
germinative وابسته به رویش تخم
pubescence رویش مو درپشت زهار
cockle رویش زگیل مانند
She is on familiar (intimate) terms with me. با من رویش باز است
cockles رویش زگیل مانند
endomorphism رویش از روپوست درون دگرگونی
endomorphy رویش از روپوست درون دگرگونی
hyperostosis رویش غیر طبیعی استخوان
his face is p with small pox رویش ازابله پرازچاله است
You can take it to the bank. <idiom> میتوانی رویش حساب کنی! [اصطلاح]
You can bank on it! <idiom> میتوانی رویش حساب کنی! [اصطلاح]
I cannot look him in the face again. دیگر نمی توانم تو رویش نگاه کنم.
monomorphic or phous دارای یک شکل ثابت در همه مدت رویش
unipotent دارای قدرت رویش در یک جهت یا بصورت یک سلول
prolotherapy اصلاح وتر یا عضوی بوسیله کاهش رویش وتکثیر سلولی
axillar مربوط به زیر بغل از بغل روینده
underbrush درخت کوچک روینده درزیر درخت
micronucleus یکی از دوهسته کوچکتر مرکزی مژه داران که رویش جانور را تحت کنترل دارد
palimpsest نسخه خطی یا دست نوشتهای که نوشتهء روی ان پاک شده و دوباره رویش نوشته باشند
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
ontogeny رشد شناسی تاریخچه رشد و رویش موجودات
sarcoid زگیل یا جوش گوشتی رویش گوشتی
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
in plant درحال رویش درحال رشد
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
fillet پر کننده
mumbler من من کننده
syncopator غش کننده
filleted پر کننده
filleting پر کننده
fillets پر کننده
deflective کج کننده
fizzy کف کننده
mitigatory کم کننده
deletive حک کننده
mitigative کم کننده
jaberer پچ پچ کننده
skittish رم کننده
mauler له کننده
crusher له کننده
renunciant کننده
thinner کم کننده
crepitant خش خش کننده
repudiationist رد کننده
surfy کف کننده
abjurer or abjuror کننده
swooner غش کننده
hopper لی لی کننده
refutatory رد کننده
hoppers لی لی کننده
refutative رد کننده
renunciant رد کننده
prattfall پچ پچ کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com