English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (10 milliseconds)
English Persian
code page رویه رمز
Search result with all words
impolitic مخالف رویه صحیح
facing رویه
facings رویه
spa Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
spas Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
practice رویه
practice رویه پیشه
face قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
faces قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
line حدود رویه
lines حدود رویه
precedent رویه قضایی
precedents رویه قضایی
cover رویه لفاف
coverings رویه لفاف
covers رویه لفاف
policies رویه
policy رویه
top رویه عالی
outside رویه
outsides رویه
tenor رویه
tenors رویه
sop رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sops رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
irregular بی رویه
instep رویه
insteps رویه
system قاعده رویه
systems قاعده رویه
tactics دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
tactics رویه
plane رویه هموار
planed رویه هموار
planes رویه هموار
planing رویه هموار
revamp دوباره رویه انداختن
revamped دوباره رویه انداختن
revamping دوباره رویه انداختن
revamps دوباره رویه انداختن
surface رویه
surface رویه دادن
surface رویه فاهر
surfaced رویه
surfaced رویه دادن
surfaced رویه فاهر
surfaces رویه
surfaces رویه دادن
surfaces رویه فاهر
bristle رویه تجاوزکارانه داشتن
bristled رویه تجاوزکارانه داشتن
sandal کفش بی رویه
sandals کفش بی رویه
tack پونز رویه
tacked پونز رویه
tacking پونز رویه
tacks پونز رویه
metier رویه
metiers رویه
mTtiers رویه
resurfacing شن بخورد راه دادن بازسازی رویه
scheme ترتیب رویه
schemed ترتیب رویه
schemes ترتیب رویه
procedure رویه
procedure رویه طریقه فرایند
upper رویه
uppers رویه
frosting رویه خامهای کیک یا شیرینی
facet رویه
facets رویه
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
binder course قشر زیرین رویه
cant رویه اریب
card face رویه کارت
cataloged procedure رویه فهرست بندی شده
change over تغییر روش تغییر رویه
comportment رویه
control procedure رویه کنترل
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
cross section رویه برش
deck board کف یا رویه پالت حمل مهمات
dummy module رویه ساختگی
exfoliation رویه سابی
facet theory نظریه رویه ها
finishing coat اندود رویه
flippy فلاپی دو رویه
flippy diskette دیسکت با دو رویه قابل ضبط
hard soil رویه محکم
hol Language Order High زبان برنامه نویسی رویه گرا
honesty is the best policy راستی ودرستی بهترین رویه
immethodical بی رویه
impolicy رویه غلط
in stream procedure رویه با مسیل
input output procedure رویه ورودی- خروجی
international practice رویه بین المللی
irregular act عمل خلاف رویه
ism اعتقاد رویه
ism رویه
judicial precedent رویه قضایی
Other Matches
praxis رویه
water surface رویه اب
vamp رویه
upper crust رویه
these t. were not رویه
encrustation رویه
encrustations رویه
surface-to-air رویه به هوا
encrustations رویه بندی
pentahedral پنج رویه
pure procedure رویه جامع
recovery procedure رویه ترمیمی
recursive procedure رویه بازگشتی
rough surface رویه زبر
rubbed surface رویه صاف
smooth surface رویه صاف
scheme of life رویه زندگی
single sided disk دیسک یک رویه
top milk رویه شیر
procedure declaration اعلان رویه
triacontahedral سی رویه سی طرفی
encrustation رویه بندی
ostrich policy رویه کبک
road surface رویه راه
pillow case رویه بالش
procedure oriented رویه گرا
planimeter رویه پیما
the policy of the government رویه دولت
to explain oneself رویه یاقصدخودراشرح دادن
low key posture رویه محافظه کارانه
overgrown دارای رشد بی رویه
to change the tack تغییر رویه دادن
slope weir شادروان با رویه شیبدار
slope weir بندسرریز با رویه شیبدار
surface treatment عملیات سطح رویه
new departure اغاز رویه تازه
procedure oriented language زبان رویه گرا
to pull in دست از کار یا رویه خودکشیدن
to change one's course خط مشی یا رویه خودرا تغییردادن
altar-stone [سنگ رویه فوقانی محراب]
altar-slad [سنگ رویه فوقانی محراب]
to take a course رویه ایی را اتخاذ کردن
one time tape نوار یک رویه کلید رمز
the old p should be continued رویه پیش بایدادامه یابد
one time pad صفحات کلید رمز یک رویه
tambour رویه یادیواره متحرک چوبی
rolltop desk میز تحریر دارای رویه کشودار
to mark out one's course طرحی برای رویه خود ریختن
planometer صفحه همواری که رویه هارابدان می پیمایند ترازمسطحات
scrap heap policy رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
moquette پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
newton raphson اصطلاحی که به یک رویه محاورهای بکار برده شده درحل معادلات اطلاق میشود
prunella پارچه پشمی که برای رویه کفش بکار میرودوپیشتربرای ردای وکیلان است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com