English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
walk on air <idiom> روی ابرها راه رفتن (ازخوشحالی)
Other Matches
loomed پدیدارازخلال ابرها
clouds make the sun invisible ابرها خورشیدراناپدیدمیسازند
looms پدیدارازخلال ابرها
looming پدیدارازخلال ابرها
loom پدیدارازخلال ابرها
wows فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wowing فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wow فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wowed فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
These clouds are a sign of rain . این ابرها علامت بارندگی است
these cloud promise rain این ابرها خبر از بارندگی میدهند
sky man انعکاس عکس برف یا زمین یاشکل ابها در ابرها
water sky لکههای دریاچهای شکل درداخل ابرها شکل انعکاس تصویر دریاچه ها روی ابر
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
hedges در رفتن
snip کش رفتن
snipping کش رفتن
sink ته رفتن
filch کش رفتن
to get one's monkey up از جا در رفتن
to get over رفتن از
fall into a rage از جا در رفتن
to flow over سر رفتن
gangs رفتن
snipped کش رفتن
to fly off در رفتن
hedged در رفتن
hedge در رفتن
going رفتن
to get away رفتن
gang رفتن
fribble ور رفتن
to foot it رفتن
filching کش رفتن
filches کش رفتن
departure رفتن
filched کش رفتن
departures رفتن
to go back ward پس رفتن
crawl رفتن
to hang back پس رفتن
to whisk away or off رفتن
snitches کش رفتن
to go to the bottom ته رفتن
to go to mess رفتن
shrinks اب رفتن
shrinking اب رفتن
putters ور رفتن
puttering ور رفتن
to take to ones heels در رفتن
to make ones getaway در رفتن
betake رفتن
crawled رفتن
to run off در رفتن
bleneh پس رفتن
to pair off رفتن
crawls رفتن
break loose در رفتن
to sleep fast رفتن
to break loose در رفتن
puttered ور رفتن
putter ور رفتن
receded پس رفتن
recedes پس رفتن
receding پس رفتن
retires پس رفتن
retire پس رفتن
abstracts کش رفتن
abstracting کش رفتن
abstract کش رفتن
to go bang در رفتن
recede پس رفتن
snitching کش رفتن
pilfer کش رفتن
pilfered کش رفتن
pilfering کش رفتن
short-change کش رفتن
short-changed کش رفتن
short-changes کش رفتن
short-changing کش رفتن
pilfers کش رفتن
snitched کش رفتن
to go backward پس رفتن
meddle ور رفتن
meddled ور رفتن
meddles ور رفتن
twiddle ور رفتن
twiddled ور رفتن
twiddling ور رفتن
go رفتن
swiping کش رفتن
swiped کش رفتن
swipe کش رفتن
admitting رفتن
snook کش رفتن
jauk ور رفتن
mog رفتن
pullback پس رفتن
to skirt along the coast رفتن
make off در رفتن
goes رفتن
admit رفتن
admits رفتن
regress پس رفتن
regressed پس رفتن
regresses پس رفتن
regressing پس رفتن
to peter out پس رفتن
niggles ور رفتن
sinks ته رفتن
retracted تو رفتن
retract تو رفتن
to do a guy در رفتن
to do out of کش رفتن
go off در رفتن
to fall away رفتن
to fall away پس رفتن
to d.deep in to فر رفتن در
To go رفتن
to fall short کم رفتن
shrink اب رفتن
glom on to کش رفتن
snitch کش رفتن
go over به ان سو رفتن
twiddles ور رفتن
retrograde پس رفتن
niggle ور رفتن
retracts تو رفتن
nim کش رفتن
hang around ور رفتن
retracting تو رفتن
to boil over سر رفتن
niggled ور رفتن
belabor امدن و رفتن
baulk طفره رفتن
to march forth پیش رفتن
carriage return سر سطر رفتن
cr سر سطر رفتن
deambulation راه رفتن
carraiage return سر سطر رفتن
to make he پیش رفتن
peregrinate بزیارت رفتن
bundle off out بشتاب رفتن
come along جلو رفتن
brush lag پس رفتن زغال
pass on پیش رفتن
march past رژه رفتن
bound to go موفف به رفتن
lag of brush پس رفتن زغال
on the point of going در شرف رفتن
pass in review رژه رفتن
pass off بیرون رفتن
belabour امدن و رفتن
make way پیش رفتن
run to waste هرز رفتن
go to waste هرز رفتن
go out بیرون رفتن
file past رژه رفتن
go off بیرون رفتن
get about این سو و ان سو رفتن
to go for a walk گردش رفتن
go for a walk گردش رفتن
go down پایین رفتن
get about این سو و آن سو رفتن
get ahead پیش رفتن
go along همراه رفتن
get the push بیرون رفتن
get off to sleep خواب رفتن
he hasno notion of going سر رفتن ندارد
he was made to go وادار به رفتن شد
light out ناگهان رفتن
die down تحلیل رفتن
dogtrot یورتمه رفتن
jink طفره رفتن
drop off بخواب رفتن
kirk به کلیسا رفتن
ease nature سر قدم رفتن
to ease nature سر قدم رفتن
emaciate تحلیل رفتن
inposition به موضع رفتن
immerge فرو رفتن
hie بشتاب رفتن
he was not inclined to go سر رفتن نداشت
get by پیش رفتن
get out بیرون رفتن
fainter از حال رفتن
crib کش رفتن یا دزدیدن
serves بکار رفتن
served بکار رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com