English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
suck wheels رکاب زدن پشت سر دوچرخه سوار دیگر به منظور کاستن از فشار هوا
Other Matches
wheel sucker دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
gearwheel چرخ رکاب دوچرخه
biker دوچرخه سوار
bicyclist دوچرخه سوار
cyclist دوچرخه سوار
cyclists دوچرخه سوار
wheelman دوچرخه سوار شراعبان
wheelsman دوچرخه سوار شراعبان
unweight کاستن فشار اسکی
kill spring فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
webbing نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
drafting راندن پشت سر راننده جلوبرای کاستن فشار هوا
pull the pace جلوافتادن و در نتیجه کاستن از فشار هوا برای نفرات عقب
go behind رد شدن یک موج سوار ازنفر دیگر
mounted به طور سواره سوار شده روی وسیله دیگر
pitot pressure فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
staging سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت
to ride and tie اسپیرا بشراکت سوار شدن بدین سان که یکی سوار ان شده جلورود
embark سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarking سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarked سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarks سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
cavalry سوار نظامی سوار اسبی
decelerates از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerate از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
horse guards گارد مخصوص سواره نظام گارد سوار نگهبان سوار
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
cavalry man سوار در سوار نظام
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
running bourd رکاب
step رکاب
pedals رکاب
stepping رکاب
pedaling رکاب
pedalled رکاب
etrier رکاب
runing board رکاب
stirrups رکاب
pedal رکاب
pedaled رکاب
pedalling رکاب
strap رکاب
pole climber رکاب
stirrup رکاب
climber رکاب
straps رکاب
climbers رکاب
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pedaling رکاب زدن
safety belt کمربند رکاب
pedaled رکاب زدن
treadle رکاب ماشین
treadles رکاب ماشین
pedal رکاب زدن
strapped رکاب دار
the strap of a stirrup بند رکاب
trouser strap رکاب شلوار
pedalled رکاب زدن
suspension bow رکاب اویزان
stirrup رکاب اسب
straps : بند رکاب
fifi hook رکاب کوهنوردی
strap : بند رکاب
stirrups رکاب اسب
safety belts کمربند رکاب
pedals رکاب زدن
pedalling رکاب زدن
shifting pedal رکاب صدا خفه کن
pedaling وابسته به رکاب پازدن
climbers رکاب سیم کشی
pedal وابسته به رکاب پازدن
footstall رکاب زین زنانه
pedalled وابسته به رکاب پازدن
stirrups رکاب سیم کشی
unaccompanied بدون ملتزمین رکاب
treadle جاپایی رکاب ساختن
stirrup رکاب سیم کشی
pedalling وابسته به رکاب پازدن
treadles جاپایی رکاب ساختن
running board تخته رکاب اتومبیل
pedals وابسته به رکاب پازدن
pedaled وابسته به رکاب پازدن
chip قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
free wheel حرکت بدون رکاب زدن
equipage بنه سفر ملتزمین رکاب
otherwise <adv.> به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر]
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
acey deucy کوتاهتر کردن رکاب راست ازرکاب چپ
stirrup هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
stirrups هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
subrtraction کاستن
draw off کاستن
lowered کاستن از
lowering کاستن از
detract کاستن
detracted کاستن
detracting کاستن
lessen کاستن
lessened کاستن
to fine down کاستن
pares کاستن
disquantity کاستن
pared کاستن
pare کاستن
abating کاستن
abates کاستن
lower کاستن از
abated کاستن
abate کاستن
lessens کاستن
lessening کاستن
detracts کاستن
decreased کاستن
to cut down کاستن از
subtract کاستن
discount کاستن
rebates کاستن
rebate کاستن
lightens کاستن
decreases کاستن
lightening کاستن
lightened کاستن
lighten کاستن
decrease کاستن
pull down کاستن
discounted کاستن
lowers کاستن از
to tone down کاستن
reduce کاستن
reduces کاستن
reducing کاستن
subtracts کاستن
extenuatextent کاستن
subtracting کاستن
discounts کاستن
discounting کاستن
subtracted کاستن
bikes دوچرخه
bike دوچرخه
bicycle دوچرخه
bicycles دوچرخه
carted دوچرخه
carts دوچرخه
carting دوچرخه
cart دوچرخه
decompress ازفشارهوا کاستن
diminishable قابل کاستن
softens خوابانیدن کاستن
softened خوابانیدن کاستن
to currail expensee از هزینه کاستن
soften خوابانیدن کاستن
decrement کاستن پلهای
disvalue ازارزش کاستن
abirritate ازحساسیت کاستن
cheapens ازقیمت کاستن
cheapen ازقیمت کاستن
cheapening ازقیمت کاستن
cheapened ازقیمت کاستن
velocipede دوچرخه پایی
cartwright's shop دوچرخه سازی
tandem دوچرخه دونفری
buglet بوق دوچرخه
push bike دوچرخه پایی
cycle track راه دوچرخه رو
caisson ارابه دوچرخه
push bikes دوچرخه پایی
motor-assisted pedal cycle [British English] دوچرخه موتوردار
tandems دوچرخه دونفری
handle bar دسته دوچرخه
bicycles دوچرخه پایی
bicycle دوچرخه پایی
two wheel tractor تراکتور دوچرخه
folding bicycle دوچرخه تاشو
bicycle pump تلمبه دوچرخه
bicycle path راه دوچرخه رو
cabriolet درشکه دوچرخه
cycling دوچرخه سواری
bicycle kick پای دوچرخه
hansoms درشکه دوچرخه
hansom درشکه دوچرخه
back off کاستن سرعت در سر پیچ
qualifies ازبدی چیزی کاستن
declines تنزل کردن کاستن
declined تنزل کردن کاستن
decline تنزل کردن کاستن
shorten مختصر کردن کاستن
shortened مختصر کردن کاستن
shortens مختصر کردن کاستن
qualify ازبدی چیزی کاستن
declining تنزل کردن کاستن
damping کاستن ازنوسانات دستگاه
allaying از شدت چیزی کاستن
disaffect از علاقه و محبت کاستن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com