English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 314 (16 milliseconds)
English Persian
fringed ریشه دار
frilled ریشه دار
fibrous ریشه دار
rooted ریشه دار
barbate ریشه دار
bonder ریشه دار
ciliate ریشه دار
ciliolated ریشه دار
ciliated ریشه دار
fimbriate ریشه دار
fimbriated ریشه دار
filose ریشه دار
rooty ریشه دار
thrum ریشه دار
Search result with all words
extraction ریشه
cathedral تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
cathedrals تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
abort ریشه نکردن
aborted ریشه نکردن عقیم ماندن
aborting ریشه نکردن عقیم ماندن
aborts ریشه نکردن عقیم ماندن
radical ریشه
radicals ریشه
etymological مربوط به ریشه لغات
mathematical مثل ریشه دوم
stump ریشه
stumped ریشه
stumping ریشه
stumps ریشه
tailing ریشه سنگ یا اجر
germ ریشه منشاء
germs ریشه منشاء
stub ریشه
stubbed ریشه
stubbing ریشه
stubs ریشه
inveterate ریشه کرده
rootless بی ریشه
channel دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channeled دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channeling دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channelled دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
channels دستوری به کانال یا واحد کنترل که حاوی اطلاعات کنترلی مثل انتخاب داده یا ریشه هاست
beetroot ریشه چغندر
beetroots ریشه چغندر
square root ریشه دوم
square roots ریشه دوم
stubby ریشه دار سیخ سیخ
tassel ریشه
tassels ریشه
tendril ریشه پیچک
tendrils ریشه پیچک
runner ریشه هوایی
runners ریشه هوایی
theme ریشه زمینه
themes ریشه زمینه
stock پایه دسته ریشه
stocked پایه دسته ریشه
stripping ریشه کنی گیاه در سطح زمین
cube root ریشه مکعب
cube root ریشه سوم کعب
cube root ریشه سوم
cube roots ریشه مکعب
cube roots ریشه سوم کعب
cube roots ریشه سوم
root ریشه
root ریشه کن کردن
root از عددی ریشه گرفتن
root ریشه دار کردن
root ریشه گرفتن
roots ریشه
roots ریشه کن کردن
roots از عددی ریشه گرفتن
roots ریشه دار کردن
roots ریشه گرفتن
madder ریشه روناس
uproot ریشه کن کردن
uprooted ریشه کن کردن
uprooting ریشه کن کردن
uproots ریشه کن کردن
supplant از ریشه کندن
supplanted از ریشه کندن
supplanting از ریشه کندن
supplants از ریشه کندن
eradicating ریشه کن کردن
frill ریشه دارکردن
frills ریشه دارکردن
tuft ریشه پارچه
tufts ریشه پارچه
grubbing ریشه کنی گیاهان در زمین
tentacle شاخک حساس ریشه حساس
tentacles شاخک حساس ریشه حساس
cognate هم ریشه
cognate واژه هم ریشه
scab ریشه
scabs ریشه
fixing حاشیه ریشه
pedigree ریشه نژاد
pedigrees ریشه نژاد
deep-rooted ریشه کرده
stem ریشه اصل
stem ریشه لغت قطع کردن
stemmed ریشه اصل
stemmed ریشه لغت قطع کردن
stemming ریشه اصل
stemming ریشه لغت قطع کردن
stems ریشه اصل
stems ریشه لغت قطع کردن
etymologies ریشه جویی صرف
etymologies ریشه شناسی
etymology ریشه جویی صرف
etymology ریشه شناسی
faggot ریشه کردن حاشیه پارچه
faggots ریشه کردن حاشیه پارچه
Other Matches
radicate ریشه گرفتن ریشه دار شدن
rhizogenetic تولید کننده ریشه ریشه اور
rhizogenic تولید کننده ریشه ریشه اور
to strike root ریشه گرفتن ریشه دواندن
to take root ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
plaiting [نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
rootlet ریشه چه
radicle ریشه چه
rhizogenous ریشه زا
rhizogenic ریشه زا
expansion scab ریشه
fringes ریشه
fringe ریشه
fibreless بی ریشه
fimbriation ریشه
frange ریشه
harl ریشه
harle ریشه
homoousian از یک ریشه
cama ریشه
paronymous هم ریشه
radix ریشه
rhizogenetic ریشه زا
fimbria ریشه
depth of face ریشه
thrum ریشه
tie [knot] ریشه
hangnail ریشه ناخن
hang nail ریشه ناخن
grubbing up ریشه کنی
morphophonemics ریشه شناسی
imaginary root ریشه ی انگاری
irrationable ریشه گنگ
irradicate از ریشه دراوردن
irradicate ریشه کن کردن
irradicable ریشه کن نشدنی
imaginary root ریشه ی موهومی
horse radish ریشه خردل
geometric mean ریشه nام
gelsemium ریشه یاسمن
extirpation ریشه کنی
root ریشه [ریاضی]
etymon ریشه کلمه
eradiacable ریشه کن شدنی
enrooted ریشه کرده
deracinate از ریشه در اوردن
deep rooted ریشه کرده
radical ریشه [ریاضی]
extirpator ریشه کن کننده
galangale ریشه جوز
supplanter ریشه کن کننده
rhizomorphous ریشه مانند
fringent ریشه مانند
firtree root ریشه صنوبری
i. and evdevolution ریشه گیری
musk root ریشه مشک
supplantation از ریشه کنی
rootage ریشه بندی
root up ریشه کن کردن
root section مقطع ریشه
the root of a word ریشه واژه
root out ریشه کن کردن
to pull up by the roots ریشه کن کردن
to pull up by the roots از ریشه دراوردن
to root up از ریشه دراوردن
tap root ریشه عمودی
the root of a tree ریشه درخت
strike root ریشه زدن
squar root ریشه دوم
rush root ریشه ایرسا
rush root ریشه اریسا
rooty شبیه ریشه
rootlet ریشه فرعی
tap root ریشه اصلی
rooter ریشه کننده
root of the weld ریشه جوش
root directory دایرکتوری ریشه
rhizoid ریشه مانند
rhizanthous گل اور از ریشه
radicle اصل ریشه
radicle ریشه کوچک
rootage مجموع ریشه ها
thrum ریشه فرش
paronym واژه هم ریشه
outroot از ریشه کندن
rhizoid ریشه نما
rhizome شبیه ریشه
rhizopodous ریشه پای
to root up ریشه کن کردن
to strike root ریشه زدن
to take root ریشه زدن
to take root ریشه کردن
rhizopod ریشه پایان
ventral root ریشه قدامی
wing root ریشه بال
rhizophagous ریشه خوار
orris root ریشه بنفشه
eradication ریشه کنی
ablation ریشه کنی
acid radical ریشه اسید
fringing ریشه یابی
ammonium ریشه +4NH
blade root ریشه تیغه
bottom run قشر ریشه
rooted ریشه کرده
eradication ریشه کن کردن
eradication ریشه کن شدن
ineradicable ریشه کن نشدنی
radicular وابسته به ریشه کوچک
to strike root ریشه کردن پابرجاشدن
taproot ریشه عمودی اصلی
strike root ریشه کردن گرفتن
thrum ریشه یانخ اویخته
turfines پوشیدگی از ریشه یا چمن
gelsemium ریشه یاس زرد
ingrained دیرینه ریشه کرده
turf خاک ریشه دار
fimbrillate دارای ریشه فریف
root of a function ریشه تابع [ریاضی]
zero of a function ریشه تابع [ریاضی]
etymologize ریشه لغتی رایافتن
to extract a root ریشه گرفتن [ریاضی]
earthbound درخاک ریشه دوانده
burdock root ریشه بابا ادم
myogenic وابسته به ریشه ماهیچه
orpine ابرون ریشه دار
The root of exisiting differences. ریشه اختلافات موجود
neurogenic دارای ریشه عصبی
unroot از ریشه دراوردن یا کندن
monogenic دارای یک ریشه واصل
braid [fringe] ریشه سر فرش [منگوله]
He uprooted the tree . درخت را از ریشه ( جا ) ؟کند
radicate ریشه دار کردن
teppetology مطالعه ریشه ای فرش
live forever ابرون ریشه دار
To dig ones own grave. تیشه به ریشه خود زدن
xylophilous ریشه کننده روی چوب
to grub the ground ریشه های زمینی را کندن
to take the n-th root ریشه [ان] ام یک عدد را گرفتن [ریاضی]
turfy پوشیده از ریشه یا کلوخ چمنی
root canal therapy درمان ریشه [دندان پزشکی]
endodontic therapy درمان ریشه [دندان پزشکی]
root canal procedure درمان ریشه [دندان پزشکی]
root canal treatment [RCT] درمان ریشه [دندان پزشکی]
warp-loop fringe ریشه حلقوی [در قالی همدان]
macrame توری ضخیم و ریشه دار
extirpate ریشه کن کردن ازبین بردن
fringes ریشه گذاشتن به چتر زلف
fringe ریشه گذاشتن به چتر زلف
fimbria حاشیه ریشه دار شرابه
monophyletic وابسته بیک ریشه واصل
monogenic دارای ریشه واصل مشترک
monogenesis دارای یک ریشه یا اصل بودن
galanga خولنجان مصری ریشه جوز
fagot ریشه کردن حاشیه پارچه
sawyer درخت ریشه کن شده وشناور
rhizopod وابسته به تیره ریشه پایان
root beer مشروب شیرین معطر با ریشه گیاه
root beers مشروب شیرین معطر با ریشه گیاه
foraminifer جنسی از جانوران ریز ریشه پای
rhizomatous دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
Paregmenon [کنار هم گذاشتن کلماتی که از یک ریشه اند]
This idea took root in my mind. این نظریه درفکرم ریشه گرفت
Remove something root and branch. چیزی را از ریشه وبن نابود کردن
blade span axis محور تغییر گام ریشه تیغه
methyl ریشه یک فرفیتی هیدروکربن بفرمول 3CH
marsh mallow یکجور شیرینی که از ریشه خطمی میسازند
Joyedevivre لذت فراوان زندگی [ریشه فرانسوی]
saw yer درخت از ریشه کنده که روی اب شناور باشد
endodermis داخلی ترین بافت پوسته ریشه وساقه
acrology مبحث شناسایی ریشه واشتقاق حروف الفباء
methylene ریشه دو فرفیتی هیدروکربن بفرمول =2CH متیلین
Money is the root of all evil. پول وثروت ریشه تمام فسادها است
diachrony تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
eryngo ریشه شقاقل که بعنوان مقوی باء مصرف میشود
centaury گیاه سن توری که از ریشه آن رنگینه زرد به دست می آید
papilla زائده بافتی ریشه پرو موی سر و بدن و امثال ان
rhizome ساقههای زیر زمینی ریشه مانند ساقه زیرین
alizarin ماده نارنجی یا قرمز رنگ که از ریشه روناس می گیرند
cunclude تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
podophyllin ماده صمغی وتلخ ومسهلی مستخرجه از ریشه مهر گیاه
hangnail ریشه یا رشته باریکی که ازپوست گوشه ناخن اویزان است
ineradicably بطور ریشه کن نشدنی چنانکه نتوان بیخ کن یا قلع وقمع نمود
phlorizin ماده تلخی که ازپوست ریشه درخت سیب ومانندان گرفته میشود
rhatany ریشه یکجور گیاه در امریکای جنوبی که در ساختن داروهای ... بکار میبرند
retention area قسمتهایی از دیسک توربین دراطراف ریشه تیغه ها که تحت نیروی زیادی قرار دارند
controllable twist تیغه رتورهلیکوپتر که میتوان زاویه برخورد انرا درحال پرواز از ریشه تا نوک تغییرداد
homology همانندی وتجانس ساختمان اعضای مختلف جانور یاگیاه در اثرمنشعب شدن از یک ریشه یامبدا متجانس
transylvania فرش ترانسیلوانیا [ریشه اصلی آن مربوط به ترکیه می باشد که بیشتر برای کلیساهای رومانی و مجارستان بافته شده.]
backslash کاراکتر ASC II که در MS DOS برای نشان دادن ریشه دایرکتوری دیسک مثل C: یا مسیر دیگر به کار می روند
divan cover [قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
root mean square ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
rootery توده ریشه وکنده درخت درباغها که درخت روی ان میکارند
paisley بته جقه [ریشه های این طرح را به پارچه های شال کشمیری کرمان نسبت می دهند.]
flavonal dyes فلاون [مجموعه ای از رنگینه های زرد که از گیاهان مختلفی همچون زردچوبه، میمون و اسپرک بدست آمده و ریشه آنها از ترکیب کیتون می باشد.]
end finish گره جناقی [گره زدن دو انتهای فرش در محل ریشه ها برای جلوگیری از باز شدن و بهم ریختگی تار و پود]
acid radical ریشه با بنیان اسیدی رادیکال اسیدی
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
dragon design طرح اژدها [در فرش های چین که مظهر قدرت امپراتور است. این طرح را به قرن شانزدهم میلادی نسبت داده و بعضی ریشه آن را کرمان می دانند.]
Ghiordes [Gordes] شهر گردیز [جوردیز در آسیای صغیر که ریشه اصلی طرح های محرابی را به این شهر نسبت می دهند و تاریخ آن به دویست سال پیش باز می گردد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com