Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
trippet
زبانه یا برجستگی چرخ که درفواصل معین بچرخ دیگرمیخورد
Other Matches
cordons
یک عده پاسبان یانظامی که درفواصل معین محلی رااحاطه کنند خط قرنطینه
cordon
یک عده پاسبان یانظامی که درفواصل معین محلی رااحاطه کنند خط قرنطینه
camshaft
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
camshafts
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
typhoon
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoons
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
false attack
حمله معین شمشیرباز درانتظار واکنش معین
convexity
برجستگی
picturesqueness
برجستگی
tuberculum
برجستگی
colliculus
برجستگی
snob
برجستگی
knobbly
پر از برجستگی
apophysis
برجستگی
illustriousness
برجستگی
pone
برجستگی
remerkableness
برجستگی
notbility
برجستگی
ness
برجستگی
notability
برجستگی
swelled
برجستگی
swells
برجستگی
snobs
برجستگی
grossness
برجستگی
eminency
برجستگی
embossment
برجستگی
illustrousness
برجستگی
bossed
برجستگی
swell
برجستگی
eminence
برجستگی
saliency
برجستگی
noses
برجستگی
bosses
برجستگی
prominence
برجستگی
nose
برجستگی
salience
برجستگی
prosiliency
برجستگی
bossing
برجستگی
pre eminence
برجستگی
boss
برجستگی
gland
برجستگی
glands
برجستگی
rilievo
برجستگی
prominency
برجستگی
stick up
برجستگی داشتن
superior colliculus
برجستگی زبرین
bossiness
دارای برجستگی
bossy
دارای برجستگی
outstand
برجستگی داشتن
stick-up
برجستگی داشتن
stick-ups
برجستگی داشتن
contour line
خط برجستگی زمین
alto relievo
برجستگی زیاد
bossing
گلمیج برجستگی
tuberculation
برجستگی یازگیل
high relief
برجستگی زیاد
bosses
گلمیج برجستگی
bossed
گلمیج برجستگی
boss
گلمیج برجستگی
threads
شیار برجستگی
thread
شیار برجستگی
height of rise
ارتفاع برجستگی
inferior colliculus
برجستگی زیرین
barrel cam
برجستگی طبلی
tubercle
برجستگی روی استخوان
spit
زبانه
spits
زبانه
tongues
زبانه
tang
زبانه
beads
زبانه
bead
زبانه
prong
زبانه
languet
زبانه
reed of a pipe
زبانه نی
monolingual
یک زبانه
prongs
زبانه
door stop
زبانه در
dog clutch
زبانه
tenon
زبانه
bolder
زبانه
finger
زبانه
bolting
زبانه
bolts
زبانه
jetty
زبانه
fingers
زبانه
jetties
زبانه
boldest
زبانه
double-margin door
دو در با یک زبانه
two tongued
زبانه
key
زبانه
bolted
زبانه
batten
زبانه
bold
زبانه
bolt
زبانه
battens
زبانه
relieve
تغییر پست دادن برجستگی
curbing
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbs
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curb
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
crank cheek
برجستگی گونههای میل لنگ
relieving
تغییر پست دادن برجستگی
relieves
تغییر پست دادن برجستگی
acrosome
برجستگی قدامی سلول جنسی نر
curbed
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
acromphalus
برجستگی و زائدهء غیرطبیعی ناف
two bolt lock
قفل دو زبانه
flares
زبانه کشیده
key bit
زبانه کلید
corner-bead
زبانه ی نبش
key pattern
زبانه یونانی
groove and tongue
فاق و زبانه
lick
زبانه کشیدن
cog
زبانه تیر
broach
زبانه مته
groove and tongue
کام و زبانه
heptaglot
هفت زبانه
licks
زبانه کشیدن
licked
زبانه کشیدن
tragus
زبانه گوش
key bolt
زبانه کلید
bolted
زبانه قفل
tangiest
زبانه دار
tangy
زبانه دار
tongue and groove
فاق و زبانه
tongue and groove
زبانه و فاق
bolts
زبانه قفل
bolting
زبانه قفل
flames
زبانه اتش
flame
زبانه اتش
bolt
زبانه قفل
solar prominences
زبانه خورشیدی
tangier
زبانه دار
slit and tongue
کام و زبانه
glands
زبانه زائده
mortice
مادگی زبانه
pentaglot
پنج زبانه
mortise and tenon
کام و زبانه
gland
زبانه زائده
flare
زبانه کشیده
clapper
زبانه زنگ
clappers
زبانه زنگ
mortise
مادگی زبانه
time charter
اجاره وسیله نقلیه برای مدت معین اجاره کشتی برای مدت معین
lands
برجستگی شیار خانها ریلهای راهنما
tuber
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
tubers
سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
teethridge
برجستگی استخوان فک که حفرههای دندانها بر ان قراردارد
tenon
زبانه دار کردن
polyglot edition
ویرایش چند زبانه
tongues
زبانه فنری کوچک
joggling
فاق و زبانه ساختن
straight halving
کام و زبانه کردن
joggle
فاق و زبانه ساختن
calked joint
اتصال فاق و زبانه
tenon
با زبانه جفت کردن
joggled
فاق و زبانه ساختن
he was inflamed with anger
اتش خشمش زبانه زد
joint, tongue and groove
اتصال کام و زبانه
rabbet
اتصال فاق و زبانه
tang
زبانه دار کردن
tongue and groove joint
اتصال کام و زبانه
tenon and mortise joint
اتصال کام و زبانه
two tongued
زبانه یامیله شاهین
inflamable
زبانه کش اتش مزاج
joggles
فاق و زبانه ساختن
mortise
کام جای زبانه
mortice
کام جای زبانه
blistered
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
land
زمین پیاده شدن برجستگی بین خانها
blister
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blisters
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
tenoner and gainer
دستگاه برش فاق و زبانه
languet
[تزئینات زبانه ای شکل]
[معماری]
tongues
گفتن دارای زبانه کردن
flames
شعله زدن زبانه کشیدن
flame
شعله زدن زبانه کشیدن
low
مشتعل شدن زبانه کشیدن
ligulate
زبانه دار دارای گلبرگهای تسمهای
flap
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flaps
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
rabbet
[for window or door]
اتصال کام و زبانه لبه
[ پنجره یا در]
flapped
برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
surfer's knot
ورم یا برجستگی زیر زانو یابالای پای موج سوار
crow steps
لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
filler
گووه پرکننده برای اتصال کام و زبانه
to torch something
چیزی را آتش زدن
[سوزاندن]
[زبانه کشیدن ]
fillers
گووه پرکننده برای اتصال کام و زبانه
flare
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
flares
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
spline
لبه کام وزبانه زبانه دار کردن
crown-steps
لاریز
[برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
codpieces
روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
codpiece
روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
esker
برجستگی باریک و طویلی که ازرسوب سنگ ریزه یا شن درضمن جریان اب یخچال ایجادمیگردد
rabbet
جفت کردن نر ومادگی یاکام و زبانه لبه تخته و امثال ان
lewis
یکجور اسباب سنگ بلند کنی که زبانه دم فاختهای دارد
calf's tongue
[برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
tusk tenon
زبانه یا گیرهای که دارای زبانههای کوچکتری باشدبطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پلهای درایند
precise
معین
determinate
معین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com