English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
charred زغال مانند
charry زغال مانند
Other Matches
huckleberry درخت زغال اخته زغال اخته
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
brushes زغال
coal heaver زغال کش
coal زغال
charr زغال
brush زغال
litho crayon زغال
charry زغال
lead of brush پیشرفتن زغال
whort زغال اخته
brush contact loss افت زغال
carbon brush زغال کربنی
lignite زغال قهوهای
whortle زغال اخته
coaler زغال سنگ کش
brush yoke یوغ زغال
brush rocker فنر زغال
brush ring حلقه زغال
positive brush زغال مثبت
battery carbon زغال باتری
cokes زغال کوک
coke زغال کوک
dogberry زغال اخته
pilot brush زغال راهنما
negative brush زغال منفی
charwoman زغال فروش
charwomen زغال فروش
coal زغال سنگ
coal زغال کردن
brush pressure فشار زغال
pig tail of brush سیم زغال
gleed زغال سرخ
brush pig tail سیم زغال
lag of brush پس رفتن زغال
brush lag پس رفتن زغال
brush holder پایه زغال
bituminous coal زغال قیری
coal whipper زغال کش کشتی
powdered charcoal خاکه زغال
grounding brush زغال زمین
coal hole زغال دان
sugar carbon زغال قند
collector brush زغال گرداور
coal dust خاکه زغال
clutch pilot bearing زغال کلاچ
charcoal زغال چوب
coal bed رگه زغال
coal field ناحیه زغال خیز
coal tar قطران زغال سنگ
bituminous coal زغال سنگ چاق
coal gas گاز زغال سنگ
coal field کان زغال سنگ
blind coal زغال سنگ بی شعله
decarbonize زغال چیزی را گرفتن
decarbonate زغال چیزی را گرفتن
red coals زغال سرخ یا تابیده
briquet خاک زغال قالبی
brush friction loss اتلاف مالشی زغال
cinder زغال نیم سوز
cokes تبدیل به زغال کردن
third brush generator دینام با زغال اضافی
charring نیمسوز شدن زغال
charring جسم زغال برگشتن
chars نیمسوز شدن زغال
chars جسم زغال برگشتن
coal measures طبقات زغال خیز
coald pit کود زغال سنگ
peatery معدن زغال سنگ
char جسم زغال برگشتن
char نیمسوز شدن زغال
third brush regulation تنظیم با زغال اضافی
cokes زغال سنگ سوخته
coke تبدیل به زغال کردن
coke زغال سنگ سوخته
cinders زغال نیم سوز
coal pit محل زغال سازی
briquette خاک زغال قالبی
coaly زغال سنگ دار
ember خاکه زغال نیمسوز
gauze brush زغال توری شکل
cornel tree درخت زغال اخته
zinc carbon cell پیل روی- زغال
embers خاکه زغال نیمسوز
brush lead پیش رفتن زغال
charr تبدیل به زغال کردن
keels کشتی زغال کش عوارض بندری
chauldron پیمانه زغال برابر1296 لیتر
lignite زغال سنگ چوب نما
cornaceous وابسته بخانواده زغال اخته
breeze-block خاکه زغال نیمه سوز
stone coal زغال سنگ خشک یا خالص
dogwood زغال اخته سیاه توسه
benzole فراورده قیر زغال سنگ
keel کشتی زغال کش عوارض بندری
blueberries قره قاط زغال اخته
fat coal زغال سنگ قیرداریاچربی دار
blueberry قره قاط زغال اخته
coaler وسیله حمل زغال سنگ
goal predicates blackness زغال از سیاهی خبر میدهد
hewer کارگر معدن زغال سنگ
flyash خاکستر حاصل از زغال سنگ
cornelian عقیق جگری درخت زغال اخته
exhaustable resources زغال سنگ و سایر مواد کانی
poudrette کودی که از مدفوع و زغال امیخته باشد
he had a good supply of coal زغال سنگ کافی ذخیره کرده
duff سبزیهای فاسد جنگل خاکه زغال سنگ
hutches نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
hutch نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
anthracite زغال سنگ نسبتا خالص که حاوی تاحدود 59% کربن میباشد
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
peaty دارای زغال سنگ نارس مانندزغال نارس
char تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
charring تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
chars تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
mammilary مانند
tough پی مانند
mammilliform مانند
tougher پی مانند
inimitable بی مانند
incomparable بی مانند
feathery پر مانند
toughest پی مانند
reedier نی مانند
and so on و مانند ان
analogous مانند
reedy نی مانند
analog مانند
gypsiferous گچ مانند
anthoid گل مانند
unprecedented بی مانند
fluty نی مانند
after the example of مانند
unapproachable بی مانند
lambdoid مانند
frothy کف مانند
impish جن مانند
without an e. بی مانند
goatish بز مانند
womanlike زن مانند
inapproachable بی مانند
liplike لب مانند
etc و مانند آن
blotchy لک مانند
myrtle formed اس مانند
fulidal اب مانند
reediest نی مانند
filiform نخ مانند
unprecedentedly بی مانند
capillaceous مانند نخ
unequaled بی مانند
similiar مانند
arundinaceous نی مانند
uniquely بی مانند
similar مانند
unique بی مانند
foggier مانند مه
plumose پر مانند
pipelike نی مانند
analogue مانند
analogues مانند
castellated دژ مانند
nears مانند
capitate مانند سر
foggy مانند مه
foggiest مانند مه
icily یخ مانند
simulant مانند
near مانند
near- مانند
neared مانند
nearer مانند
nearest مانند
nearing مانند
string نخ مانند
vide مانند
penniform پر مانند
etcetera و مانند ان
thready نخ مانند
threadlike نخ مانند
as مانند
tendinous بی مانند
argillaceous گل مانند
encephaloid مخ مانند
plumelike پر مانند
unequalled بی مانند
unparalleled بی مانند
floriform گل مانند
argillaceous رس مانند
aquiform اب مانند
collective goods مانند جاده
dendriform مانند درخت
giantlike غول مانند
gladiate شمشیر مانند
froggy غوک مانند
frutescent بوته مانند
foveate گودال مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com