Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
negroidal
زنگی وابسته بسیاهان کسیکه خون سیاهان در اوباشد
Other Matches
ambidexter
کسیکه هردودست بخوبی درفرمان اوباشد
negroid
کسیکه خون سیاهان در او باشد
octoroon
کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
negroid
وابسته به سیاهان
irrigationist
کسیکه در مسائل وابسته به ابیاری علاقمند است
gentleman at large
کسیکه وابسته بدرباراست و کار ویژهای ندارد
She may be right at that .
شاید هم حق با اوباشد
somnambulist
کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
rhumba
رقص سیاهان
rumba
رقص سیاهان
negrophilism
پشتی از سیاهان
negrophobia
بیزاری از سیاهان
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
framboesia
ناخوشی واگیرداری که درپوست سیاهان پیدامیشودواماسهایی میاورد
gris gris
طلسم یا افسونی که اکثراتوسط سیاهان افریقااستعمال میشده است
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
Negro
زنگی
Negroes
زنگی
zanzibari
زنگی
pie
کلاغ زنگی
negrophil
زنگی دوست
carillon
سنتور زنگی
fascia
دایره زنگی
carillons
سنتور زنگی
darky
سیاه زنگی
pies
کلاغ زنگی
timbre
دایره زنگی
tambourines
دایره زنگی
timbrel
دایره زنگی
tintinnabulum
جغجغه زنگی
chimed
سازیاموسیقی زنگی
fascias
دایره زنگی
negroid
زنگی مانند
negrillo
زنگی کوچک
strikers
ساعت زنگی
alarum
ساعت زنگی
chimes
سازیاموسیقی زنگی
chiming
سازیاموسیقی زنگی
negro slave
غلام زنگی
blackamoor
سیاه زنگی
striker
ساعت زنگی
tambourine
دایره زنگی
chime
سازیاموسیقی زنگی
hamite
زنگی سیاه افریقایی
ravens
غراب کلاغ زنگی
tambourines
دایره زنگی زدن
carillonneur
نوازنده سنتور زنگی
tambourine
دایره زنگی زدن
raven
غراب کلاغ زنگی
sidewinder
نوعی مار زنگی کوچک
massasauge
مار زنگی امریکای شمالی
alarm
بیم و وحشت ساعت زنگی
alarmingly
بیم و وحشت ساعت زنگی
alarms
بیم و وحشت ساعت زنگی
rattler
چیزی که تغ تغ کند مار زنگی
alarmed
بیم و وحشت ساعت زنگی
repeater
ساعت زنگی بازگو کننده
rattlers
چیزی که تغ تغ کند مار زنگی
passing bell
زنگی که هنگام درگذشتن کسی بزنند
negrito
زنگی کوچک در اقیانوسیه ونواحی مالاکا
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
adjective colour
زنگی که برای ثابت شدن محتاج به افزایش چیزدیگری است
gong
زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
gongs
زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
cuckoo clock
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
cuckoo clocks
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
mag
کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
mags
کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
whom
کسیکه
dragman
کسیکه
one who
کسیکه
gospeller
کسیکه
blessed is he who
کسیکه
constructionist
کسیکه قانون
introspectionist
کسیکه معتقد به
minimalist
کسیکه خرسنداست
long shot
کسیکه درمسابقات
stalker
کسیکه میخرامد
whomso
بهر کسیکه
misogynists
کسیکه از زن بیزار است
euphuist
کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
benedick
کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
misogynist
کسیکه از زن بیزار است
pall bearer
کسیکه در همراهی با جنازه
nobs
کسیکه از طبقات بالاباشد
wonder worker
کسیکه معجزه میکند
scaler
کسیکه مقیاس بکارمیبرد
snorter
کسیکه خرناس میکشد
obstructionist
کسیکه برای جلوگیری
rumormonger
کسیکه شایعه میسازد
figurant
کسیکه باجمع میرقصد
joggers
کسیکه اهسته می دود
jogger
کسیکه اهسته می دود
heliophobe
کسیکه ازافتاب بیزاراست
nob
کسیکه از طبقات بالاباشد
tugger
کسیکه کوشش وتقلامیکند
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
gigman
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
depositor
کسیکه پول در بانک میگذارد
faunist
کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
ortorian
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
waxer
کسیکه موم مالی میکند
hylicist
کسیکه معتقد به مادیات است
scapegoats
کسیکه قربانی دیگران شود
non entity
کسیکه بودونابوداو یکی است
gunfighter
کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
inductee
کسیکه وارد خدمت شده
fillbelly
کسیکه درکاری حریص باشد
first nighter
کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
night walker
کسیکه در خواب راه میرود
fruiter
کسیکه درخت میوه میکارد
fruitarian
کسیکه با میوه زندگی میکند .
falconers
کسیکه با شاهین شکار میکند
falconer
کسیکه با شاهین شکار میکند
gossiper
کسیکه شایعات بی اساس میدهد
nightwalker
کسیکه شب در خواب راه میرود
griper
کسیکه مرتب شکایت میکند
weaner
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
winegrower
کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
cessionary
کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
songwriter
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
speller
کسیکه لغت را هجی میکند
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writers
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
chain smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
chain-smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
contrapuntist
کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
chain-smokers
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
lobbyer
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
liveryman
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
somnambulistic
کسیکه درخواب راه میرود
soliloquizer
کسیکه باخود حرف میزند
soliloquist
کسیکه باخود حرف میزند
malaprop
کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
sandbagger
کسیکه کیسه شن بکار برد
pledger
کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
revenant
کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
sweater
کسیکه عرق میکند پلوور
sweaters
کسیکه عرق میکند پلوور
personator
کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
deadhead
کسیکه بدون بلیط سوار
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
processionist
کسیکه با دستهای راه میافتد
demonist
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
browser
کسیکه جسته وگریخته میخواند
presentee
کسیکه چیزی باوعرضه شده
lobbyists
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
paradoxist
کسیکه سخنهای متناقض میگوید
paperhanger
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
autodidact
کسیکه پیش خود میاموزد
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
sitter
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
sitters
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
purse bearer
کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
pseudologer
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
pseudologist
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
symposiarch
کسیکه جلسهای را اداره میکند
symposiast
کسیکه در بزم شرکت میکند
light sleeper
کسیکه خوابش سبک است
prankster
کسیکه شوخی زننده کند
pranksters
کسیکه شوخی زننده کند
elephantiac
کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
watcher
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
watchers
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
proselyte
کسیکه تازه بدینی واردشود
embracer
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
lobbyist
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
prison bird
کسیکه زندان خانه او شده است
rock scorpion
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
pone
کسیکه ورق بازی رابر میزند
prisoner at the bar
کسیکه در نزد دادگاه متهم است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com