English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (2 milliseconds)
English Persian
miyhridate زهر دارو پادزهر
Other Matches
dose rate نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
antidotes پادزهر
antidote پادزهر
snakestone پادزهر
bezoar پادزهر
mithridate پادزهر تریاق
milk weed گیاه پادزهر
dosages مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
milkweed پادزهر رسمی استبرق
theriac پادزهر شیره قند
stapelia پادزهر سمی وبدبوی افریقا
medicament دارو
medicines دارو
medicine دارو
medicaments دارو
natural philosophy دارو
materia medica دارو
pharmaceutic دارو
puisne judge دارو جز
medics دارو
remedy دارو
remedies دارو
remedied دارو
remedying دارو
medication دارو
medications دارو
pills حب دارو
pill حب دارو
cures دارو
cured دارو
cure دارو
medicinally با دارو
drugging دارو
drugs دارو
pharmaceutical دارو
pharmaceuticals دارو
drug دارو
drugged دارو
substance withdrawal ترک دارو
muller دارو ساز
philtre مهر دارو
alkahest نوش دارو
calomel کرم دارو
chemic دارو فروش
cure all نوش دارو
pouch kit جعبه دارو
philter مهر دارو
hyssop اشنان دارو
pouch kit جای دارو
male fern کیل دارو
troche قرص دارو
dosage یک خوراک دارو
dosages یک خوراک دارو
lungwort سینه دارو
withdrawals ترک دارو
withdrawal ترک دارو
dose مقدار دارو
dose یک خوراک دارو
dosing مقدار دارو
doses مقدار دارو
dosed یک خوراک دارو
dosed مقدار دارو
dosing یک خوراک دارو
doses یک خوراک دارو
withdrawal syndrome نشانگان ترک دارو
vial شیشه کوچک دارو
orthopathy معالجه بدون دارو
drugs دارو [به طور کلی ]
medications دارو [به طور کلی ]
resolutive دارو یا عامل گدازنده
hocus نوشابه دارو زده
drugs of every description [of all descriptions] همه نوع دارو
dozes دوز یک خوراک دارو
withdrawal symptoms نشانههای ترک دارو
dosages مقدار استعمال دارو
pillboxes قوطی حب دارو وغیره
doze دوز یک خوراک دارو
dosage مقدار استعمال دارو
dozing دوز یک خوراک دارو
dozed دوز یک خوراک دارو
diatessaron ترکیبی ازچهار دارو
drug holiday ترک موقت دارو
pillbox قوطی حب دارو وغیره
seasoning دارو زنی بچوب
drug abuse سوء استفاده از دارو
iamatology مبحث دارو شناسی پزشکی
dozed مقدار کافی از یک دارو خوراک
dosage مقدار تجویز شده دارو
nauseant دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
drug دارو خوراندن تخدیر کردن
dozes مقدار کافی از یک دارو خوراک
doze مقدار کافی از یک دارو خوراک
dosages مقدار تجویز شده دارو
dopes دارو دادن تخدیر کردن
drugged دارو خوراندن تخدیر کردن
drugging دارو خوراندن تخدیر کردن
drugs دارو خوراندن تخدیر کردن
dope دارو دادن تخدیر کردن
dozing مقدار کافی از یک دارو خوراک
spaced out <idiom> از خوردن دارو گیج شدن
love potions مهر دارو شربت عشق امیز
potion دارو یا زهر ابکی شربت عشق
love philtre مهر دارو شربت سحر امیز
gallipot پیاله کوچک مخصوص مرهم و دارو
rodenticide دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
stateroom اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
potions دارو یا زهر ابکی شربت عشق
This drug excites the nerves. این دارو اعصاب را تحریک می کند
cold turkey <idiom> ترک کردن اعتیاد بدون دارو
love potion مهر دارو شربت عشق امیز
lay off <idiom> بیش از این استفاده نکردن (دارو،سیگار)
pulsatilla شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
pharmacodynamics مبحث اثر دارو بر ساختمان موجودات زنده
muller سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
reconstituent دارو یا چیز دیگری که نیرووبافت تازه به بدن بدهد
dosimetry تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com