English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
deep submergence زیردریایی نجات
lifeguard submarine زیردریایی نجات
Search result with all words
deep submergence زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
rescue chamber اطاقک نجات زیردریایی
Other Matches
submarine havens منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
conventional submarine زیردریایی معمولی زیردریایی غیرهستهای
subroc موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
lifebuoy کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
lifebuoys کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
antisubmarine ضد زیردریایی
submarine boat زیردریایی
antisubmarine مخرب زیردریایی
astro اژدر زیردریایی
albacore زیردریایی الباکور
asroc راکت ضد زیردریایی
antisubmarine torpedo اژدر ضد زیردریایی
sill پشته زیردریایی
antisubmarine search کاوش ضد زیردریایی
aluminaut زیردریایی الومینیومی
antisubmarine barrier مانع ضد زیردریایی
sills پشته زیردریایی
antisubmarine action مکانیسم ضد زیردریایی
albacore نوعی زیردریایی
anti submarine هواپیمای ضد زیردریایی
alvin یک نوع زیردریایی
antisubmarine action عمل ضد زیردریایی
torpedoing موشک ضد زیردریایی
nukes زیردریایی اتمی
silent running سکوت زیردریایی
sqid خمپاره ضد زیردریایی
submarine chaser ناوچه ضد زیردریایی
submariner خدمه زیردریایی
subsurface زیردریایی زیرابی
tinfish موشک ضد زیردریایی
nuke زیردریایی اتمی
nuked زیردریایی اتمی
nuking زیردریایی اتمی
torpedoes موشک ضد زیردریایی
killer submarine زیردریایی شکاری
torpedo موشک ضد زیردریایی
torpedoed موشک ضد زیردریایی
creeping attack تک هماهنگ شده ضد زیردریایی
submarines با زیردریایی حمله کردن
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
submarine با زیردریایی حمله کردن
air surface zone منطقه عملیات ضد زیردریایی
silent running حرکت زیردریایی با سکوت
command active sonobuoy system وسیله اکتشاف زیردریایی
antisubmarine search عملیات تجسس ضد زیردریایی
sonobuoy بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
terne نوعی موشک ضد زیردریایی نروژی
datum time ساعت تعیین محل زیردریایی
magnetic anomaly detection gear دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
nuclear submarine زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
seadata اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
datum اثر جذر و مد دریا محل زیردریایی در عمق اب
hoverting ثابت ماندن در یک نقطه یا ارتفاع حفظ عمق زیردریایی
orion نوعی هواپیمای چهارموتوره ملخ دار ضد زیردریایی باموتور توربوجت
sea bat نوعی هلیکوپتر ضد زیردریایی که دارای سونار اکتشافی واژدر صوتی است
hunter killer نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
spitting در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
liberation نجات
salvation نجات
life jacket کت نجات
liveries نجات
rescuing نجات
rescue نجات
life vest کت نجات
rescues نجات
escape line خط نجات
safety نجات
livery نجات
rescued نجات
life float قایق نجات
crash boat قایق نجات
survives نجات دادن
salvable نجات یافتنی
safety boat قایق نجات
breeches buoy بویه نجات
survivors نجات یافتگان
survived نجات دادن
survive نجات دادن
delivers نجات دادن
deliver نجات دادن
lifeboats قایق نجات
life raft قایق نجات
savior نجات دهنده
salvageable قابل نجات
lifeboat قایق نجات
life line طناب نجات
life line بند نجات
life net تور نجات
refugee relief نجات پناهندگان
redeliver از نو نجات دادن
life vest جلیقه نجات
liferaft شناوه نجات
plane guard ناو نجات
lifesaving نجات غریق
plane guard ناوگارد نجات
rescue operation عملیات نجات
life boat کرجی نجات
life belt کمربند نجات
life buoy حلقه نجات
life buoy بویه نجات
life jacket جلیقه نجات
parachut چتر نجات
safety belts کمربند نجات
safety belt کمربند نجات
survival suit لباس نجات
survival pack بسته نجات
lifebelt کمربند نجات
recover نجات دادن
life boad قایق نجات
saviour نجات دهنده
saviours نجات دهنده
salvation سبب نجات
rescue basket زنبیل نجات
recovers نجات دادن
save نجات دروازه
lifebelts کمربند نجات
recovering نجات دادن
resuscitation نجات غریق
parachutes چتر نجات
parachuting چتر نجات
lifeguards نجات غریق
parachute چتر نجات
parachuted چتر نجات
saved نجات دروازه
stole جلیقه نجات
fire escape نردبان نجات
saves نجات دروازه
fire escapes نردبان نجات
lifeguard نجات غریق
surviving نجات دادن
submarine sanctuaries مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
hedgehogs مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
evasive steering اجتناب از زیردریایی دشمن حرکت اجتناب امیز ناو
balancing حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
pararaft وسایل نجات چتربازی
rescue and assistance عملیات نجات و مددکاری
pararescue team تیم تجسس و نجات
life vest لباس نجات غریق
lifesaving وسیله نجات غریق
salvages از خطرنابودی نجات دادن
lifesaver نجات دهنده زندگانی
liferaft قایق نجات لاستیکی
salvaging از خطرنابودی نجات دادن
paradrop بارریزی باچتر نجات
mae west جلیقه نجات فشاری
fire and rescue نجات و اطفای حریق
lifeguard مامور نجات غریق
lifeguard گارد نجات دریایی
lifeguards مامور نجات غریق
lifeguards گارد نجات دریایی
survivors نجات یافتگان از مرگ
salvage از خطرنابودی نجات دادن
salvaged از خطرنابودی نجات دادن
search and rescue عملیات تجسس و نجات
lifesaving نجات دهنده زندگی
life buoy حلقه نجات غریق
life belt لاستیک نجات غریق
life belt کمربند نجات غریق
soteriology مبحث نجات رستگاری
helicopter rescue strop کمربند نجات هلیکوپتر
helicopter rescue net تور نجات هلیکوپتر
haven submarine منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
lifeguards نجات غریق محافظ شخصی
save one's neck/skin <idiom> نجات خوداز خطر ومشکل
salvage money جایزه نجات کشتی یا محموله
saves نجات دادن پس انداز کردن
save نجات دادن پس انداز کردن
unsaved محفوظ نشده نجات نیافته
saved نجات دادن پس انداز کردن
helicopter double rescue harness کمربند نجات دو نفره هلیکوپتر
lifelines طناب یارسن نجات غواص
lifeline طناب یارسن نجات غواص
lifeguard نجات غریق محافظ شخصی
salvage اموال نجات یافته از خطر
redeemers رهایی بخش نجات دهنده
redeemer رهایی بخش نجات دهنده
salvaged اموال نجات یافته از خطر
fire and rescue عملیات نجات و اطفای حریق
salvaging اموال نجات یافته از خطر
life line طناب وصل به حلقه نجات
salvages اموال نجات یافته از خطر
lifesaver عضودسته نجات غریق وامثال ان
make a run for it <idiom> برای نجات جان فرار کردن
surviving ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
to rescue somebody from drowning کسی را از غرق شدن نجات دادن
escaped فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
to rescue people from the water مردم را [از غرق شدن ] در آب نجات دادن
escaping فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escapes فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escape فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
survives ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
ski patrolman عضو گروه نجات در پیست اسکی
life jacket سینه بند نجات جلیقه ضد گلوله
andromeda از دست غولی نجات یافت وزن او شد
survived ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
salvor نجات دهنده کشتی یا کالاهای ان در دریا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com