English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (10 milliseconds)
English Persian
block structure ساختار بلوکی
Other Matches
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
parochial بلوکی
block-cornice قرنیز بلوکی
block cipher رمزگذاری بلوکی
block lining پوشش بلوکی
block diagram نمودار بلوکی
interblock gap فاصله میان بلوکی
padding روشی برای پرکردن بلوکی از اطلاعات باکاراکترها
dollies سندان یا بلوکی که درپرچکاری دستی ورقات فلزی بکار می رود
dolly سندان یا بلوکی که درپرچکاری دستی ورقات فلزی بکار می رود
block diagram نمودار بلوکی نمودار کلی
architecture ساختار
structures ساختار
structuring ساختار
structure ساختار
linear structure ساختار خطی
helical structure ساختار مارپیچی
lewis structure ساختار لوویس
kekule structure ساختار ککوله
list structure ساختار لیست
crane construction ساختار جرثقیل
loop structure ساختار حلقهای
ring structure ساختار حلقهای
relational structure ساختار رابطهای
pyramidal structure ساختار هرمی
nuclear structure ساختار هستهای
network structure ساختار شبکهای
network stracture ساختار شبکه
nested structure ساختار لانهای
molecular structure ساختار مولکولی
fine structure ساختار فریف
age structure ساختار سنی
atomic structure ساختار اتمی
institutional structure ساختار نهادی
crystalline structure ساختار بلوری
cellular structure ساختار شبکهای
data structure ساختار داده ها
ingots structure ساختار شمش
control structure ساختار کنترلی
decision structure ساختار تصمیم
diamond structure ساختار الماس
economic structure ساختار اقتصادی
crystal structure ساختار بلور
internal structure ساختار داخلی
electronic structure ساختار الکترونی
factor structure ساختار عاملی
band structure ساختار نواری
file structure ساختار فایل
inverted structure ساختار معکوس
close packed structure ساختار تنگچین
selection structure ساختار گزینشی
structuring ساختار ساخت
structure factor عامل ساختار
structure [first order] ساختار [ریاضی]
structure chart نمودار ساختار
superstructures ساختار بالا
structures ساختار ساخت
shell structure ساختار لایهای
grain structure ساختار بلوری
superstructure ساختار بالا
fabric ساختار ساختمان
structure ساختار ساخت
sequence structure ساختار ترتیبی
tree structure ساختار درخت
centralized network configuration ساختار شبکهای متمرکز
database structure ساختار پایگاه داده ها
structures پی ریزی کردن ساختار
contiguous data structure ساختار دادههای همجوار
structure پی ریزی کردن ساختار
cubic closed packed structure ساختار مکعبی تنگچین
graphic data structure ساختار داده گرافیکی
hierachical structure ساختار سلسله مراتبی
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
hyperfine structure ساختار فوق فریف
sequential data structure ساختار ترتیبی داده
branch control structure ساختار کنترل انشعاب
tertiary structure of protein ساختار سوم پروتئین
sequence control structure ساختار کنترل ترتیبی
algebraic structure ساختار جبری [ریاضی]
straight chain structure ساختار راست زنجیر
structured design طراحی ساختار یافته
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
secondary structure of portein ساختار دوم پروتئین
work breakdown structure ساختار تفکیک کار
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
structuralist وابسته به ساختار گرایی
structuralists وابسته به ساختار گرایی
loop control structure ساختار کنترل حلقه
structuring پی ریزی کردن ساختار
leaf گره آخر در ساختار درختی
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
nodes نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
definitions شرح ساختار در برنامه یا سیستم
implication عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
hierarchy ساختار دادهای سلسله مراتبی
definition شرح ساختار در برنامه یا سیستم
hierarchies ساختار دادهای سلسله مراتبی
inclusion عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
implications عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
node نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
wurtzite ساختار شش گوشهای روی سولفید
skeletal code برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
h.f.s structure hyperfine ساختار فوق فریف
broch [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
reconfiguration تغییر دادن ساختار داده در سیستم
externals دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
forests تعداد درختهای ساختار داده متصل
forest تعداد درختهای ساختار داده متصل
hexonal zinc sulfide structure ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
external دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
DNA double helix [یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
logic ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
frameworks ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
framework ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
backsteingotit [آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
queueing روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queues روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
High Victorian [سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
queued روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
schema شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
schemata شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
queue روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
arrays ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
physical سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
plex structure ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
random سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
randomly سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
variable شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
chimney-cricket [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
abutment [ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.] [معماری]
array ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
one address computer ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
bandolite ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
hierarchical communications system پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
scripts ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
variables شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
flowchart دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
structuring ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structures ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structure ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
cartesian structure ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
sparse array ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
flow diagram دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
local که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
locals که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
rung [تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
roots گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
globally متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
locals انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
dynamically ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
local انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
global متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
dynamic ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
root گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
if/then/else یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
CDs دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
frees پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freeing پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
electrographic architecture [واژه ای که توسط تام ولف برای توصیف ساختار تبلیغات الکتریکی به آمریکا آمد.]
gallium arsenide ماده جدید برای ساختار قطعه که عملیات را سریع تر از قط عات سیلیکف انجام میدهد
CD دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
heterosphere قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
freed پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
columnar and trabeated [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
free پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
kinematics فرایند مهندسی کامپیوتر برای ترسیم یا روح دادن اجزاماشین یا ساختار تحت طراحی سیستم
flow diagram دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flowchart دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
array ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
arrays ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
forward pointer اشاره گری که محل داده بعدی در یک ساختار داده را بیان میکند
ddl بخشی از نرم افزارسیستم پایگاه داده ها ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
tree سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
wiring ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
onion skin language زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
plex database ساختار پایگاه داده ها که داده ها بهم متصل می شوند
derivation graph ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است
V format ساختار داده که درآن دکوردهای با طول مختلف ذخیره شده اند با یک مشخصات ابتدایی که طول آنها را نوشته است
bell-cage [ساختار نگهدارنده ناقوس در ناقوس خانه]
hair [الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
key ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
KSAM ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
patch تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
patches تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
description بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
descriptions بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
austenitize سخت کردن لایههای استنیتی ساختار استنیتیکی را سخت کردن
house 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
resource قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
RIFF قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com