Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
tertiary structure of protein
ساختار سوم پروتئین
Search result with all words
secondary structure of portein
ساختار دوم پروتئین
Other Matches
hierarchy
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
proteide
پروتئین
protein
پروتئین
proteins
پروتئین
globular protein
پروتئین کروی
proteinaceous
پروتئین دار
fibrous protein
پروتئین رشتهای
casein
ماده پروتئین شیر
myosin
پروتئین اساسی عضله
globin
گلوبین یا پروتئین بی رنگ
degrade protein enzyme
انزیم پروتئین شکن
albumin
نوعی پروتئین ساده
proteinate
ترکیب پروتئین دار
proteinase
انزیمهای ابکی کننده پروتئین
plasmin
دیاستاز تجزیه کننده پروتئین
pepsine
پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
pepsin
پپسین انزیم گوارنده پروتئین درشیره معده
metaprotein
هریک از مشتقات پروتئین که از فعل وانفعال اسید وقلیابدست میاید
structuring
ساختار
architecture
ساختار
structures
ساختار
structure
ساختار
sequence structure
ساختار ترتیبی
age structure
ساختار سنی
crane construction
ساختار جرثقیل
crystal structure
ساختار بلور
close packed structure
ساختار تنگچین
cellular structure
ساختار شبکهای
control structure
ساختار کنترلی
band structure
ساختار نواری
ring structure
ساختار حلقهای
atomic structure
ساختار اتمی
inverted structure
ساختار معکوس
shell structure
ساختار لایهای
selection structure
ساختار گزینشی
relational structure
ساختار رابطهای
crystalline structure
ساختار بلوری
data structure
ساختار داده ها
nuclear structure
ساختار هستهای
ingots structure
ساختار شمش
institutional structure
ساختار نهادی
internal structure
ساختار داخلی
kekule structure
ساختار ککوله
network structure
ساختار شبکهای
network stracture
ساختار شبکه
lewis structure
ساختار لوویس
linear structure
ساختار خطی
list structure
ساختار لیست
loop structure
ساختار حلقهای
nested structure
ساختار لانهای
helical structure
ساختار مارپیچی
pyramidal structure
ساختار هرمی
decision structure
ساختار تصمیم
diamond structure
ساختار الماس
economic structure
ساختار اقتصادی
electronic structure
ساختار الکترونی
factor structure
ساختار عاملی
file structure
ساختار فایل
fine structure
ساختار فریف
grain structure
ساختار بلوری
molecular structure
ساختار مولکولی
block structure
ساختار بلوکی
structure
ساختار ساخت
fabric
ساختار ساختمان
structuring
ساختار ساخت
tree structure
ساختار درخت
structure
[first order]
ساختار
[ریاضی]
structure factor
عامل ساختار
superstructure
ساختار بالا
superstructures
ساختار بالا
structures
ساختار ساخت
structure chart
نمودار ساختار
structuring
پی ریزی کردن ساختار
structuralist
وابسته به ساختار گرایی
structures
پی ریزی کردن ساختار
graphic data structure
ساختار داده گرافیکی
structure
پی ریزی کردن ساختار
hierachical structure
ساختار سلسله مراتبی
hydrogen depleted structure
ساختار هیدروژن زدوده
hyperfine structure
ساختار فوق فریف
loop control structure
ساختار کنترل حلقه
cubic closed packed structure
ساختار مکعبی تنگچین
contiguous data structure
ساختار دادههای همجوار
centralized network configuration
ساختار شبکهای متمرکز
infrastructure
ساختار یا سرویس ابتدایی
structured design
طراحی ساختار یافته
sequence control structure
ساختار کنترل ترتیبی
straight chain structure
ساختار راست زنجیر
sequential data structure
ساختار ترتیبی داده
branch control structure
ساختار کنترل انشعاب
structuralists
وابسته به ساختار گرایی
database structure
ساختار پایگاه داده ها
algebraic structure
ساختار جبری
[ریاضی]
valence bond structure
ساختار پیوند والانسی
work breakdown structure
ساختار تفکیک کار
wurtzite
ساختار شش گوشهای روی سولفید
branched chain structure
ساختار زنجیری شاخه دار
definitions
شرح ساختار در برنامه یا سیستم
node
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
hierarchy
ساختار دادهای سلسله مراتبی
implications
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
leaf
گره آخر در ساختار درختی
pawn structure
ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
implication
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
inclusion
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
definition
شرح ساختار در برنامه یا سیستم
hierarchies
ساختار دادهای سلسله مراتبی
nodes
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
reconfiguration
تغییر دادن ساختار داده در سیستم
skeletal code
برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
hexonal zinc sulfide structure
ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
external
دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
forests
تعداد درختهای ساختار داده متصل
h.f.s
structure hyperfine ساختار فوق فریف
forest
تعداد درختهای ساختار داده متصل
broch
[ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
externals
دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
schemata
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
backsteingotit
[آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
schema
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
framework
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
frameworks
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
DNA double helix
[یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
queues
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
logic
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
High Victorian
[سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
queue
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queueing
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queued
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
one address computer
ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
abutment
[ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.]
[معماری]
chimney-cricket
[ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
plex structure
ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
scripts
ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
bandolite
ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
variables
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
variable
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
arrays
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
array
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
hierarchical communications system
پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
physical
سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
random
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
randomly
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
sparse array
ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
structuring
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
locals
که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
local
که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
structure
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
rung
[تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
flow diagram
دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
flowchart
دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
structures
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
cartesian structure
ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
root
گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
globally
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
dynamic
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
dynamically
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
global
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
locals
انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
local
انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
roots
گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
if/then/else
یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
gallium arsenide
ماده جدید برای ساختار قطعه که عملیات را سریع تر از قط عات سیلیکف انجام میدهد
CD
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
columnar and trabeated
[نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
electrographic architecture
[واژه ای که توسط تام ولف برای توصیف ساختار تبلیغات الکتریکی به آمریکا آمد.]
heterosphere
قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
frees
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freeing
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freed
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
free
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
CDs
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
kinematics
فرایند مهندسی کامپیوتر برای ترسیم یا روح دادن اجزاماشین یا ساختار تحت طراحی سیستم
flowchart
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flow diagram
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
array
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
arrays
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
forward pointer
اشاره گری که محل داده بعدی در یک ساختار داده را بیان میکند
tree
سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
ddl
بخشی از نرم افزارسیستم پایگاه داده ها ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
wiring
ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
onion skin language
زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
plex database
ساختار پایگاه داده ها که داده ها بهم متصل می شوند
derivation graph
ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است
V format
ساختار داده که درآن دکوردهای با طول مختلف ذخیره شده اند با یک مشخصات ابتدایی که طول آنها را نوشته است
bell-cage
[ساختار نگهدارنده ناقوس در ناقوس خانه]
hair
[الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
KSAM
ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
key
ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
rightsizing
فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
patches
تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
patch
تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
descriptions
بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
description
بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
austenitize
سخت کردن لایههای استنیتی ساختار استنیتیکی را سخت کردن
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com