Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
institutional structure
ساختار نهادی
Other Matches
hierarchy
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
characteristically
نهادی
inborn
نهادی
characteristic
نهادی
institutional
نهادی
natural
نهادی
naturals
نهادی
institutional monopoly
انحصار نهادی
institutionalization
نهادی کردن
institutional factors
عوامل نهادی
institutional reforms
اصلاحات نهادی
institutional economics
اقتصاد نهادی
institutionalization
نهادی شدن به پناهگاه سپردن
structuring
ساختار
structures
ساختار
structure
ساختار
architecture
ساختار
kekule structure
ساختار ککوله
crystal structure
ساختار بلور
loop structure
ساختار حلقهای
ingots structure
ساختار شمش
list structure
ساختار لیست
linear structure
ساختار خطی
inverted structure
ساختار معکوس
lewis structure
ساختار لوویس
molecular structure
ساختار مولکولی
helical structure
ساختار مارپیچی
electronic structure
ساختار الکترونی
cellular structure
ساختار شبکهای
close packed structure
ساختار تنگچین
control structure
ساختار کنترلی
crane construction
ساختار جرثقیل
economic structure
ساختار اقتصادی
crystalline structure
ساختار بلوری
data structure
ساختار داده ها
factor structure
ساختار عاملی
decision structure
ساختار تصمیم
block structure
ساختار بلوکی
atomic structure
ساختار اتمی
grain structure
ساختار بلوری
age structure
ساختار سنی
fine structure
ساختار فریف
band structure
ساختار نواری
file structure
ساختار فایل
diamond structure
ساختار الماس
superstructure
ساختار بالا
structure chart
نمودار ساختار
structuring
ساختار ساخت
structure factor
عامل ساختار
structures
ساختار ساخت
tree structure
ساختار درخت
structure
ساختار ساخت
structure
[first order]
ساختار
[ریاضی]
fabric
ساختار ساختمان
superstructures
ساختار بالا
shell structure
ساختار لایهای
ring structure
ساختار حلقهای
pyramidal structure
ساختار هرمی
internal structure
ساختار داخلی
network stracture
ساختار شبکه
selection structure
ساختار گزینشی
network structure
ساختار شبکهای
nested structure
ساختار لانهای
sequence structure
ساختار ترتیبی
nuclear structure
ساختار هستهای
relational structure
ساختار رابطهای
centralized network configuration
ساختار شبکهای متمرکز
algebraic structure
ساختار جبری
[ریاضی]
contiguous data structure
ساختار دادههای همجوار
branch control structure
ساختار کنترل انشعاب
loop control structure
ساختار کنترل حلقه
cubic closed packed structure
ساختار مکعبی تنگچین
database structure
ساختار پایگاه داده ها
structuralists
وابسته به ساختار گرایی
work breakdown structure
ساختار تفکیک کار
sequential data structure
ساختار ترتیبی داده
straight chain structure
ساختار راست زنجیر
sequence control structure
ساختار کنترل ترتیبی
hyperfine structure
ساختار فوق فریف
hydrogen depleted structure
ساختار هیدروژن زدوده
structuring
پی ریزی کردن ساختار
graphic data structure
ساختار داده گرافیکی
structuralist
وابسته به ساختار گرایی
secondary structure of portein
ساختار دوم پروتئین
structures
پی ریزی کردن ساختار
hierachical structure
ساختار سلسله مراتبی
structure
پی ریزی کردن ساختار
infrastructure
ساختار یا سرویس ابتدایی
tertiary structure of protein
ساختار سوم پروتئین
structured design
طراحی ساختار یافته
valence bond structure
ساختار پیوند والانسی
pawn structure
ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
wurtzite
ساختار شش گوشهای روی سولفید
nodes
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
leaf
گره آخر در ساختار درختی
definitions
شرح ساختار در برنامه یا سیستم
definition
شرح ساختار در برنامه یا سیستم
inclusion
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
implications
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
implication
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
branched chain structure
ساختار زنجیری شاخه دار
hierarchies
ساختار دادهای سلسله مراتبی
hierarchy
ساختار دادهای سلسله مراتبی
node
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
forests
تعداد درختهای ساختار داده متصل
hexonal zinc sulfide structure
ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
reconfiguration
تغییر دادن ساختار داده در سیستم
external
دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
externals
دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
forest
تعداد درختهای ساختار داده متصل
broch
[ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
h.f.s
structure hyperfine ساختار فوق فریف
skeletal code
برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
backsteingotit
[آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
DNA double helix
[یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
queue
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queued
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
logic
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
frameworks
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
framework
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
queueing
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
schemata
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
queues
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
schema
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
High Victorian
[سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
arrays
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
randomly
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
one address computer
ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
variables
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
plex structure
ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
scripts
ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
hierarchical communications system
پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
array
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
abutment
[ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.]
[معماری]
chimney-cricket
[ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
variable
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
random
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
bandolite
ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
physical
سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
rung
[تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
locals
که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
structuring
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
sparse array
ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
local
که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
structure
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
cartesian structure
ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
flowchart
دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
structures
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
flow diagram
دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
global
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
local
انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
dynamic
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
dynamically
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
globally
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
root
گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
roots
گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
locals
انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
if/then/else
یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
CD
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
frees
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
CDs
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
freeing
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freed
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
gallium arsenide
ماده جدید برای ساختار قطعه که عملیات را سریع تر از قط عات سیلیکف انجام میدهد
columnar and trabeated
[نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
heterosphere
قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
free
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
electrographic architecture
[واژه ای که توسط تام ولف برای توصیف ساختار تبلیغات الکتریکی به آمریکا آمد.]
kinematics
فرایند مهندسی کامپیوتر برای ترسیم یا روح دادن اجزاماشین یا ساختار تحت طراحی سیستم
flow diagram
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flowchart
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
arrays
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
array
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
forward pointer
اشاره گری که محل داده بعدی در یک ساختار داده را بیان میکند
tree
سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
ddl
بخشی از نرم افزارسیستم پایگاه داده ها ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
onion skin language
زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
wiring
ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
plex database
ساختار پایگاه داده ها که داده ها بهم متصل می شوند
derivation graph
ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است
V format
ساختار داده که درآن دکوردهای با طول مختلف ذخیره شده اند با یک مشخصات ابتدایی که طول آنها را نوشته است
bell-cage
[ساختار نگهدارنده ناقوس در ناقوس خانه]
hair
[الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
KSAM
ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
key
ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
rightsizing
فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
patch
تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
patches
تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
descriptions
بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
description
بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
austenitize
سخت کردن لایههای استنیتی ساختار استنیتیکی را سخت کردن
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
dictionary
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
RIFF
قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
resource
قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com