Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
symmetrical pawn structure
ساختمان پیادهای متقارن
Other Matches
building system
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
outline assembly drawing
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
wedged
گوه پیادهای شطرنج
crippled majority
اکثریت پیادهای فلج
compound
فرم پیادهای مرکب
compounded
فرم پیادهای مرکب
compounds
فرم پیادهای مرکب
wedges
گوه پیادهای شطرنج
wedging
گوه پیادهای شطرنج
pawn chain
زنجیر پیادهای شطرنج
pawn island
جزیره پیادهای شطرنج
doubled pawns
پیادهای مضاعف شطرنج
closed formation
فرم بسته پیادهای
majorities
اکثریت پیادهای شطرنج
majority
اکثریت پیادهای شطرنج
wedge
گوه پیادهای شطرنج
pawn storm
توفان پیادهای شطرنج
pawn structure
ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
blitz formation
فرم پیادهای اذرخش وار
stonewall formation
اسکلت پیادهای دیوار سنگی
minority attack
حمله اقلیت پیادهای شطرنج
advanced pawn
پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
angle-post
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
gigantic building
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
dependency
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
civil engineering contractor
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
coach-house
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
building enterprise
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
enterprise network
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
homolographic
متقارن
symmetrical
متقارن
isochronous
متقارن
isochronal
متقارن
palindromes
متقارن
concurrent
متقارن
palindrome
متقارن
symmetric
متقارن
simultaneous
متقارن
symmetrization
متقارن
equilateral
ازدوطرف متقارن
axially symmetric
متقارن محوری
centrosymmetric
متقارن مرکزی
times
متقارن ساختن
axisymmetric
متقارن محوری
turkish knot
گره متقارن
bilateral
متقارن الطرفین
timed
متقارن ساختن
symmetry top
فرفرهای متقارن
asymmetrical
غیر متقارن
polarize
متقارن کردن
symmetrize
متقارن ساختن
symmetrical system
جریان متقارن
symmetric
هم اندازه متقارن
symmetrical distribution
توزیع متقارن
polarising
متقارن کردن
summetrical defence
دفاع متقارن
symmetric matrix
ماتریس متقارن
symmetry stretching
کشش متقارن
symmetry substance
ماده متقارن
symmetric list
لیست متقارن
symmetry vibration
ارتعاش متقارن
time
متقارن ساختن
polarizes
متقارن کردن
syzygy
جفت متقارن
polarises
متقارن کردن
polarised
متقارن کردن
zygomorphic
متقارن الطرفین
polarizing
متقارن کردن
block structure
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
rotonda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotunda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotundas
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
double shell constraction
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
constructional feature
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
allochiria
جابجایی بساوشی متقارن
balanced transmission line
سیم انتقال متقارن
holohedral
دارای بلورهای متقارن
symmetry double bond
پیوند دوگانه متقارن
allocheiria
جابجایی بساوشی متقارن
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
subcordate
بشکل قلب غیر متقارن
isocline
دارای شیب متقارن ومساوی
anisometric
دارای قسمتهای غیر متقارن
homocercal
دارای دم قرینه متقارن الذنب
rhombus wing
بالی با سطح مقطع متقارن
radiosymmetrical
دارای اضلاع یا شعاعهای متقارن
symmetrical alternating quantity
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
counter vailing power
تقارن دو نیروی اقتصادی نیروهای متقارن
polar
دارای قطب مغناطیسی یا الکتریکی متقارن
Gulli motife
[نوعی گل و بته متقارن در فرش های ترکمن]
cypher
[حروف بزرگ الفبا در طرح های متقارن]
warping
پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
endless knots
طرح گره بدون انتها
[که حالتی از پیچش نخ را بصورت متقارن و ستاره ای شکل به نگاره می بخشد.]
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
construction batalion
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
rosette border
حاشیه گل و بوته
[اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
proportion
متناسب کردن متقارن کردن
proportions
متناسب کردن متقارن کردن
modular construction
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
synesthesia
احساس سوزش یادرد در یک عضو بدن در اثروجود درد در عضو دیگر بدن احساس متقارن
type
ساختمان
structureless
بی ساختمان
structure of an animal
ساختمان
building line
بر ساختمان
carbody
ساختمان
types
ساختمان
typed
ساختمان
erection
ساختمان
homoplastic
هم ساختمان
substructures
پی ساختمان
substructure
پی ساختمان
making
ساختمان
frame
ساختمان
stances
ساختمان
stance
ساختمان
structures
ساختمان
erections
ساختمان
structure
ساختمان
structuring
ساختمان
constructions
ساختمان
construction
ساختمان
foundation
پی ساختمان
building
ساختمان
built-up
پر از ساختمان
built up
پر از ساختمان
mechanism
ساختمان
mechanisms
ساختمان
height of building
بلندی ساختمان
constructional dimension
بعد ساختمان
gross area
پهنه ساختمان
constructional dimension
ابعاد ساختمان
height overall
ارتفاع ساختمان
blocks
یک دستگاه ساختمان
built in
جزو ساختمان
trisyly
ساختمان سه ستونی
bunkhouse
ساختمان خوابگاه
capital construction
ساختمان سرمایه
house building
ساختمان مسکونی
home building
ساختمان مسکونی
columnar structure
ساختمان ستونی
high rise block
ساختمان بلند
front
نمای ساختمان
component part
جزء ساختمان
constructional feature
طرح ساختمان
foundation soil
پی ریزی ساختمان
dentition
ساختمان دندانها
material
مصالح ساختمان
cost of construction
بهای ساختمان
cost of construction
هزینه ساختمان
data structure
ساختمان داده ها
block
یک دستگاه ساختمان
cone
ساختمان مخروطی
crane construction
ساختمان جرثقیل
materials
مصالح ساختمان
fleuron
[آراستن ساختمان با گل]
contractors pump
پمپ ساختمان
real estate
املاک و ساختمان
blocked
یک دستگاه ساختمان
building line
خط کناری ساختمان
exhibition building
ساختمان نمایشگاه
annexe
ساختمان فرعی
formation
ساختمان تشکیلات
constructiveness
قوه ساختمان
chapter-house
ساختمان جلسات
contracting industry
صنعت ساختمان
fabric
ساختار ساختمان
steel framed structured
ساختمان فولادی
superstructures
ساختمان فوقانی
propylaeum
در بزرگ ساختمان
primary structure
ساختمان اولیه
primary structure
ساختمان اصلی
plant construction
ساختمان کارخانه
front door
[of house]
در جلویی
[ساختمان]
entry door
در جلویی
[ساختمان]
overall width
عرض ساختمان
entrance
در جلویی
[ساختمان]
on the stocks
در دست ساختمان
office building
ساختمان اداری
pygidium
ساختمان دم و کفل
superstructure
ساختمان فوقانی
steel construction
ساختمان فولادی
structuralization
ایجاد ساختمان
structuralize
ساختمان کردن
soil structure
ساختمان خاک
situation of a building
موقعیت ساختمان
site engineering
مدیر ساختمان
steeples
ساختمان بلند
sandwitch construction
ساختمان لایهای
front
نمای ساختمان
fronting
نمای ساختمان
steeple
ساختمان بلند
entrance door
در جلویی
[ساختمان]
system's design
ساختمان سیستم
tectonics
ساختمان شناسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com