English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
original equipment manufacturer سازنده تجهیزات اصلی
Other Matches
unisys یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
honeywell یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
motorola سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
control data corporation یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
radio sheck یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
oem Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
pertubative اشفته سازنده مضطرب سازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
adopted types انواع تجهیزات مورد قبول انواع تجهیزات قبول شده
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
accouterment تجهیزات
acoutrement تجهیزات
accouterments تجهیزات
equipments تجهیزات
appliance تجهیزات
devices تجهیزات
rigged تجهیزات
rigs تجهیزات
device تجهیزات
materiel تجهیزات
parroting تجهیزات ای اف اف
parroted تجهیزات ای اف اف
parrot تجهیزات ای اف اف
rig تجهیزات
appliances تجهیزات
parrots تجهیزات ای اف اف
equipment تجهیزات
fixture تجهیزات
instrumentation تجهیزات
transfer equipment تجهیزات
wright سازنده
constituents سازنده
constructive سازنده
concoctor سازنده
component سازنده
constructor سازنده
components سازنده
builders سازنده
compositors سازنده
builder سازنده
instrumentalists سازنده
compositor سازنده
maker سازنده
makers سازنده
instrumentalist سازنده
fomative سازنده
fabricator سازنده
manufacturers سازنده
producers سازنده
fabricant سازنده
manufacturer سازنده
constituent سازنده
producer سازنده
plant تجهیزات کارگاه
plants تجهیزات کارگاه
output equipment تجهیزات خروجی
garage equipment تجهیزات گاراژ
mechanical equipment تجهیزات مکانیکی
extra equipment تجهیزات اضافی
standby equipment تجهیزات جانشینی
critical materials تجهیزات مهم
machine equipment تجهیزات ماشین
handling equipment تجهیزات بار
protective equipment تجهیزات حفافتی
electric equipment تجهیزات الکتریکی
illuminating device تجهیزات روشنایی
equipment logbook دفتر تجهیزات
cryptoequipment تجهیزات رمز
peripheral equipment تجهیزات جنبی
ventilating equipment تجهیزات تهویه
radar equipment تجهیزات رادار
capital equipments تجهیزات سرمایهای
switching device تجهیزات سوئیچینگ
auxiliary equipment تجهیزات جانبی
individual aquipment تجهیزات انفرادی
telephone equipment تجهیزات تلفن
ancillary equipment تجهیزات اضافی
auxiliary equipment تجهیزات کمکی
ancillary equipment تجهیزات جانبی
ancillary equipment تجهیزات پیرامونی
assembly fixture تجهیزات مونتاژ
war material تجهیزات جنگی
turning attachment تجهیزات تراشکاری
accessory equipment تجهیزات یدکی
mobilization تجهیزات قوا
outfit تجهیزات حفاری
outfits تجهیزات حفاری
technical equipment تجهیزات فنی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
irradiative روشن سازنده
ingredients عنصر سازنده
presentive مجسم سازنده
distractive پریشان سازنده
vitiator تباه سازنده
builder موسس سازنده
dispossessor بی بهره سازنده
elucidatory روشن سازنده
enslaver بنده سازنده
components جزء سازنده
depletive تهی سازنده
dissipative پراکنده سازنده
fabricator سازنده وسایل
composers سازنده مصنف
composer سازنده مصنف
qualifiers ملایم سازنده
manifestative اشکار سازنده
manufacturer's agent نماینده سازنده
factors سازنده فاکتور
melodist سازنده ملودی
manufacturers' agent نماینده سازنده
qualificatory محدود سازنده
lutist سازنده عود
inveigler گمراه سازنده
film developer سازنده فیلم
procreation سازنده زایش
restrictive محدود سازنده
lubricant روان سازنده
lubricants روان سازنده
ingredient عنصر سازنده
builders موسس سازنده
incorporator یکی سازنده
interceptive جدا سازنده
factor سازنده فاکتور
component جزء سازنده
alterative دگرگون سازنده
supersessive لغو سازنده
refrigrative خنک سازنده
lubricates روان سازنده
purificative پا سازنده تطهیری
sonneteer سازنده غزل
lubricated روان سازنده
separative جدا سازنده
qualifier ملایم سازنده
assurer مطمئن سازنده
assuror مطمئن سازنده
coordinative متناسب سازنده
lubricating روان سازنده
spoiler فاسد سازنده
lubricate روان سازنده
suppressor موقوف سازنده
subjugator مطیع سازنده
computer manufacturer سازنده کامپیوتر
renovator باز نو سازنده
procreator موجد سازنده
deific خدا سازنده
refrigerative خنک سازنده
suppressive موقوف سازنده
shuttles بردن افرادو تجهیزات
induction melting equipment تجهیزات ذوب القائی
arsenal ساختمان تجهیزات نظامی
pattern milling attachment تجهیزات فرز مدل
honing equipment تجهیزات سنگ زنی
core blowing equipment تجهیزات دمیدن هسته
peripheral equipment operator متصدی تجهیزات جانبی
precision measuring equipment تجهیزات سنجش دقیق
ingot conveying device تجهیزات انتقال شمش
mobile lubricating equipment تجهیزات روغنکاری متحرک
mold making equipment تجهیزات قالب سازی
cam turning attachment تجهیزات تراش بادامک
nitriting equipment تجهیزات ازت دهی
oil reclamation equipment تجهیزات احیا روغن
measuring device تجهیزات اندازه گیری
paint spraying equipment تجهیزات رنگ پاشی
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
basic end item تجهیزات ووسایل اولیه
table of organization and equipment (toe جدول سازمان و تجهیزات
forming attachment تجهیزات تراش پروفیل
data terminal equipment تجهیزات ترمینال داده
die sinking attachment تجهیزات فرز حدیده
accoutre با تجهیزات اماده نمودن
producer durable equipment تجهیزات با دوام تولیدی
shuttled بردن افرادو تجهیزات
emergency brake equipment تجهیزات ترمز اضطراری
shuttle بردن افرادو تجهیزات
data communications equipment تجهیزات ارتباطات داده ها
x ray equipment تجهیزات اشعه رونتگن
plant records امار تجهیزات کارگاه
equipment logbook دفترچه خدمتی تجهیزات
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
grinding attachment تجهیزات سنگ سمباده
panoply تجهیزات و ارایش کامل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com