English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
horner سازنده شانههای شاخی کرنازن شاخ تراش
Other Matches
trumpeter شیپورچی کرنازن
trumpeters شیپورچی کرنازن
broad shoulders شانههای پهن
near all نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
round shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
round-shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
pertubative اشفته سازنده مضطرب سازنده
bench lathe ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
turnery کارخانه تراش ماشین تراش
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
horny شاخی
kerasine شاخی
corny شاخی
keratoid شاخی
horniest شاخی
hornier شاخی
corneous شاخی
keratinous شاخی
keratose شاخی
cornuted شاخی
keratin ماده شاخی
cornify شاخی کردن
cleat موت شاخی
horned شاخی شکل
keratine ماده شاخی
ink horn دوات شاخی
keratose جسم شاخی اسفنج
keratose دارای لیفهای شاخی
inkhorn دوات شاخی قدیمی
gridlock شاخ به شاخی ماشینها
aceratosis نارسی و نابالغی بافت شاخی
keratosis شاخی شدن پوست و غیره
keratin ماده شاخی موجود در مووناخن و شاخ
manufacturers سازنده
makers سازنده
instrumentalists سازنده
builder سازنده
fomative سازنده
constituents سازنده
producers سازنده
constructive سازنده
instrumentalist سازنده
builders سازنده
manufacturer سازنده
producer سازنده
constituent سازنده
concoctor سازنده
constructor سازنده
components سازنده
fabricant سازنده
compositor سازنده
component سازنده
compositors سازنده
fabricator سازنده
wright سازنده
maker سازنده
enslaver بنده سازنده
ingredient عنصر سازنده
builders موسس سازنده
ingredients عنصر سازنده
incorporator یکی سازنده
fabricator سازنده وسایل
qualificatory محدود سازنده
refrigerative خنک سازنده
film developer سازنده فیلم
lutist سازنده عود
builder موسس سازنده
purificative پا سازنده تطهیری
restrictive محدود سازنده
elucidatory روشن سازنده
presentive مجسم سازنده
depletive تهی سازنده
coordinative متناسب سازنده
melodist سازنده ملودی
manufacturers' agent نماینده سازنده
manufacturer's agent نماینده سازنده
manifestative اشکار سازنده
deific خدا سازنده
procreator موجد سازنده
assuror مطمئن سازنده
interceptive جدا سازنده
inveigler گمراه سازنده
distractive پریشان سازنده
dissipative پراکنده سازنده
irradiative روشن سازنده
dispossessor بی بهره سازنده
alterative دگرگون سازنده
assurer مطمئن سازنده
computer manufacturer سازنده کامپیوتر
suppressor موقوف سازنده
lubricated روان سازنده
lubricate روان سازنده
composers سازنده مصنف
procreation سازنده زایش
separative جدا سازنده
factor سازنده فاکتور
factors سازنده فاکتور
qualifier ملایم سازنده
qualifiers ملایم سازنده
sonneteer سازنده غزل
composer سازنده مصنف
spoiler فاسد سازنده
vitiator تباه سازنده
subjugator مطیع سازنده
supersessive لغو سازنده
suppressive موقوف سازنده
lubricates روان سازنده
component جزء سازنده
lubricants روان سازنده
components جزء سازنده
lubricant روان سازنده
renovator باز نو سازنده
lubricating روان سازنده
refrigrative خنک سازنده
original equipment manufacturer سازنده تجهیزات اصلی
wright کارگر سازنده نجار
reflectional بازتابنده منعکس سازنده
ideologue سازنده ایده ئولوژی
reflective بازتابنده منعکس سازنده
loathful دافع بیرغبت سازنده
metrist سازنده نظم وشعر
toyer سازنده اسباب بازی
ceramicist سازنده فروف سفالین
boiler maker سازنده دیگ بخار
boilermaker سازنده دیگ بخار
ceramist سازنده فروف سفالین
paper stainer سازنده کاغذهای دیواری
mitigatory سبک سازنده مخفف
manufacturer's software نرم افزار سازنده
procurer فراهم سازنده جاکش
composition نسبت اجزاء سازنده
composition نسبت اجزای سازنده
compositions نسبت اجزاء سازنده
compositions نسبت اجزای سازنده
purificatory پاک سازنده تطهیری
manufacturer تولید کننده سازنده
manufacturers تولید کننده سازنده
elucidative تفسیری روشن سازنده
indican ماده سازنده نیل
formative ترکیب کننده سازنده
producer advertising تبلیغ توسط سازنده
diallist سازنده ساعت افتابی
erasion تراش
excoriation تراش
shave تراش
erasement تراش
shaved تراش
exfoliaion تراش
shaves تراش
paring knife سم تراش
parings تراش
rasure تراش
scart تراش
butteris سم تراش
paring تراش
paring iron سم تراش
data general corporation سازنده سیستمهای مینی کامپیوتر
illusory گمراه کننده مشتبه سازنده
pastoralist سازنده شعرهای روستایی چوپان
self discharging ازاد سازنده نفس خود
assimilator تحلیل برنده همانند سازنده
humiliating پست سازنده خفیف کننده
spoilsman تباه کننده فاسد سازنده
humiliatingly پست سازنده خفیف کننده
perversive گمراه کننده منحرف سازنده
detonating محترق شونده منفجر سازنده
carver قلم سنگ تراشی سازنده
mitigative سبک سازنده تخفیف دهنده
producers عمل اورنده سازنده باراورنده
illusive گمراه کننده مشتبه سازنده
honeywell یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
unisys یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
pictorial تصویر نما مجسم سازنده
wet cooper سازنده چلیک برای مایعات
producer عمل اورنده سازنده باراورنده
sculptress پیکر تراش
skiver پوست تراش
shaper صفحه تراش
tile cutter کاشی تراش
gear cutter دنده تراش
grazing fire اتش تراش
diamond cutter الماس تراش
raspatory استخوان تراش
rough d. الماس بی تراش
scalping iron استخوان تراش
xyster استخوان تراش
turner تراش کار
skiving tool قلم تراش
wood carver چوب تراش
parer پوست تراش
milling machine ماشین تراش
turning tool قلم تراش
lathe tool تیغه تراش
turning tool کارد تراش
turning machine ماشین تراش
stonemason سنگ تراش
turnery تراش کاری
machinability قابلیت تراش
machinable قابل تراش
lathe tool ابزار تراش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com