English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English Persian
upward compatibility سازگاری بالاگرا
Other Matches
maladjustments کژ سازگاری
incompatibility نا سازگاری
adaptability سازگاری
consistency سازگاری
fitness سازگاری
agreeability سازگاری
agreeableness سازگاری
consentaneity سازگاری
pc compatibility سازگاری با PC
salubrity سازگاری
salucrity سازگاری
maladjustment کژ سازگاری
adjustments سازگاری
adjustment سازگاری
accorded :سازگاری
accord سازگاری
compatibility سازگاری
accords :سازگاری
amenities سازگاری
amenity سازگاری
adjustment inventory پرسشنامه سازگاری
rapport مناسبت سازگاری
vocational adjustment سازگاری شغلی
harmony of interests سازگاری منافع
internal consistency سازگاری داخلی
mutual consistency سازگاری متقابل
downward compatibility سازگاری بزیر
social adjustment سازگاری اجتماعی
consistency check بررسی سازگاری
consistence توافق سازگاری
second wind سازگاری ثانوی
adaptability توافق سازگاری
consistency توافق سازگاری
compatibility سازگاری دمسازی
unity سازش سازگاری
readjustments سازگاری مجدد
adjustment mechanism مکانیسم سازگاری
bell adjustment inventory پرسشنامه سازگاری بل
readjustment سازگاری مجدد
adaptableness قوه سازگاری
accompt سازگاری توافق
software compatability سازگاری نرم افزاری
software compatible سازگاری نرم افزاری
adjustment disorder اختلالات سازگاری [روانشاسی]
adaptive disorder اختلالات سازگاری [روانشاسی]
upwards compatible طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
upward compatible طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
conventions استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
convention استاندارها یا قوانین آشنا که برای ایجاد سازگاری نرم افزار یا سخت افزار باید دنبال شوند
upward compatible اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com