English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (15 milliseconds)
English Persian
emitter ساطع کننده
Search result with all words
led دیود ساطع کننده نور
light emitting diode دیود ساطع کننده نور
Other Matches
diffusive ساطع
radiant ساطع
scintillate ساطع شدن
emanating ساطع شدن
emanates ساطع شدن
emanated ساطع شدن
luminesce ساطع شدن
emanate ساطع شدن
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
streamed جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
stream جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
streams جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
fox fire نور وتشعشعی که گاهی ازچوبهای پوسیده ساطع میگردد
lumen واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
material dispersion پراکنده شدن پالس نورانی درداخل یک فیبر نوری در نتیجه طول موجهای مختلف ساطع شده از یک منبع
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
squasher له کننده
benders خم کننده
squelcher له کننده
fizzy کف کننده
filler پر کننده
bidder کننده
bender خم کننده
fillers پر کننده
spurner رد کننده
fillets پر کننده
solvents اب کننده
solvent اب کننده
bandwidth یچ کننده
trackers پی کننده
tracker پی کننده
prater پچ پچ کننده
prattfall پچ پچ کننده
fillet پر کننده
filleted پر کننده
filleting پر کننده
deletive حک کننده
attacking تک کننده
commulator یک سو کننده
abjurer or abjuror کننده
swooner غش کننده
fluxing oil اب کننده
surfy کف کننده
crepitant خش خش کننده
puffer پف کننده
ear-splitting کر کننده
mitigatory کم کننده
syncopator غش کننده
bidders کننده
mumbler من من کننده
deflective کج کننده
repudiationist رد کننده
whisperer پچ پچ کننده
mitigative کم کننده
catterer پچ پچ کننده
hopper لی لی کننده
hoppers لی لی کننده
crusher له کننده
percutient دق کننده
attenuant اب کننده
noncommittal رد کننده
refutative رد کننده
solver حل کننده
jaberer پچ پچ کننده
thinner کم کننده
sensor حس کننده
refuser رد کننده
renunciant کننده
renunciant رد کننده
rebutter رد کننده
doers کننده
doer کننده
refutatory رد کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
mauler له کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
skittish رم کننده
intuent درک کننده
evaporator تبخیر کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com