English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (8 milliseconds)
English Persian
vacant hours ساعات بیکاری یا فراغت
Search result with all words
leisure hours ساعات فراغت یا بیکاری هنگام فرصت
Other Matches
off hours ساعات فراغت
off hours ساعات بیکاری
quantity of leisure مقدار ساعات بیکاری
natural rate hypothesis فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
unemployment compensation پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
okuns law براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد
dead hours ساعات خاموشی در شب ساعات خاموشی شبانه
vacuity فراغت
leisure فراغت
disembarrassment فراغت
comprehensively از روی فراغت
cessation from work فراغت ازکار
graduation فراغت از تحصیل
leisure time اوقات فراغت
to be through فراغت یافتن
elbowroom محل فراغت
relief فراغت ازادی
quantity of leisure مقدار فراغت
at one's leisure هنگام فراغت
deliveries فراغت اززایمان
delivery فراغت اززایمان
opportunity دست یافت فراغت
peacetime زمان فراغت از جنگ
opportunities دست یافت فراغت
curfew period ساعات خاموشی
duration of sunshine ساعات افتابی
prime time ساعات پر بیننده
prime time ساعات پر شنونده
overtime ساعات اضافی
thoughtful hours ساعات تفکر
thoughtful hours ساعات فکر
dead hours ساعات خاموشی در شب
office hours ساعات کار
office hours ساعات اداری
waking hours ساعات بیداری
workweek ساعات کارهفته
silent hours ساعات خواب
hours of labor ساعات کار
visiting hours ساعات ملاقات
prime time ساعات اوج
hours of worship ساعات پرستش یا نماز
impatient hours ساعات نا شکیبایی یا بی صبری
horoscopes جدول ساعات روز
small hours ساعات عبادت صبحگاهی
horoscope جدول ساعات روز
timetable جدول ساعات کار
timetabled جدول ساعات کار
the small hours ساعات بعد از نیمه شب
timetabling جدول ساعات کار
timetables جدول ساعات کار
happy hour <idiom> ساعات تفریح وخوشی
commander's call ساعات در اختیار فرماندهی
schooltime ساعات درس مدرسه
out of [outside] office hours خارج از ساعات اداری
inoccupation بیکاری
vacation بیکاری
idleness بیکاری
unemployment بیکاری
vacations بیکاری
idly به بیکاری
sloth بیکاری
idless بیکاری
man-hours جمع تعداد ساعات کار
canonical hours ساعات رسمی نماز یا عقد
time book دفتر ثبت ساعات کار
curfew period ساعات منع عبور و مرور
time sheet ورقه ثبت ساعات کار
man-hour جمع تعداد ساعات کار
daylight saving time افزودن یک ساعت بر ساعات روز
horary مربوط به ساعات دعایاکتاب دعا
seasonal unemployment بیکاری فصلی
voluntary unemployment بیکاری ارادی
structural unemployment بیکاری ساختاری
unemployment inflation dilemma معمای بیکاری
structural unemployment بیکاری بنیادی
technological unemployment بیکاری فنی
In ones spare time . دروقت بیکاری
jobless وابسته به بیکاری
unemployment insurance بیمه بیکاری
residual unemployment بیکاری باقیمانده
chronic unemployment بیکاری مزمن
intellectual unemployment بیکاری تحصیلکرده ها
idle hours ساعتهای بیکاری
hidden unemployment بیکاری پنهان
latency زمان بیکاری
frictional unemployment بیکاری اصطکاکی
unemployment rate نرخ بیکاری
disguised unemployment بیکاری نامرئی
marginal unemployment بیکاری نهائی
cyclical unemployment بیکاری ادواری
an off day روز بیکاری
cyclical unemployment بیکاری دورانی
rate of unemployment نرخ بیکاری
disguised unemployment بیکاری پنهان
down time زمان بیکاری
mass unemployment بیکاری انبوه
keep regular hours ساعات خواب و بیداری منظم داشتن
timetabled صورت اوقات برنامه ساعات کار
timetable صورت اوقات برنامه ساعات کار
timetabling صورت اوقات برنامه ساعات کار
timetables صورت اوقات برنامه ساعات کار
split shift تقسیم ساعات کار بدو یا چندقسمت
inactively از روی بیکاری بطورغیرفعال
idlesse بیکاری تنبلی بطالت
involuntary unemployment بیکاری غیر ارادی
unemployment fund صندوق تامین بیکاری
kief بنگ کیف بیکاری
idleness بیکاری تنبلی بطالت
dole حق بیمه ایام بیکاری
natural unemployment rate نرخ بیکاری طبیعی
full timer بچهای که درهمه ساعات اموزشگاه دراموزشگاه میما
time chart جدول تطبیق ساعات نصف النهارات مختلف
unemployment benefit کمک دریافتی در دوران بیکاری
technological unemployment بیکاری ناشی ازپیشرفتهای فنی
Time hangs heavily on my hands. از زور بیکاری حوصله ام سر رفته
lay off فصل کم کاری دوره بیکاری
inflationary gap بیکاری مطلقا" وجودنداشته باشد
idle time دوره فترت زمان بیکاری
trade off between inflation and رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
I am obsessed by fear of unemployment . تنها فکرم نگرانی از بیکاری ( عدم اشتغال ) است
man a bout town ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
frictional unemployment بیکاری کوتاه مدت که در نتیجه تحرک ناقص نیروی کار
mondayish بیحال در روز دوشنبه بواسطه بیکاری یکشنبه خسته از کار
phillips curve شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
begger my neighbour policy سیاستی است که هدفش انتقال مشکل بیکاری به کشور دیگر است مانندافزایش تعرفه گمرکی
new deal برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
phillips curve منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
loom time مدت زمان بافت [از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
workdays ایام کار اداری ساعات کار اداری
workday ایام کار اداری ساعات کار اداری
accelerationists شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com