Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (12 milliseconds)
English
Persian
georgium sidus
ستاره جرج
Search result with all words
shooting star
ستاره ثاقب
shooting stars
ستاره ثاقب
coma
پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
comas
پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
planetarium
سیاره نما ستاره دیدگاه
planetariums
سیاره نما ستاره دیدگاه
pip
ستاره سردوش
pipped
ستاره سردوش
pipping
ستاره سردوش
pips
ستاره سردوش
asteroid
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
asteroid
شبیه ستاره
asteroid
ستاره مانند ستارهای
asteroids
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
asteroids
شبیه ستاره
asteroids
ستاره مانند ستارهای
ace
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
aces
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
noise
استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
noises
استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
comet
ستاره دنباله دار
comet
ستاره گیسودار
comets
ستاره دنباله دار
comets
ستاره گیسودار
starfish
ستاره دریایی
car
اطاق راه اهن هفت ستاره دب اکبر
cars
اطاق راه اهن هفت ستاره دب اکبر
star
ستاره
star
نشان ستاره اختر
star
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
starred
ستاره
starred
نشان ستاره اختر
starred
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
stars
ستاره
stars
نشان ستاره اختر
stars
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
astrology
طالع بینی ستاره شناسی
astronomer
ستاره شناس
astronomers
ستاره شناس
casters
ستاره اول دو پیکر
castor
ستاره اول دو پیکر
castors
ستاره اول دو پیکر
companion
ستاره ندیم
starlight
وابسته بنور ستاره
mars
ستاره مریخ
supernova
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovae
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovas
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
Pole Star
ستاره قطبی
astral
شبیه ستاره
Jove
ستاره مشتری
astrological
منسوب به علم ستاره شناسی
goat
ستاره جدی
goats
ستاره جدی
astrologer
ستاره شناس
astrologers
ستاره شناس
astronomy
علم نجوم ستاره شناسی
receptor
ستاره مساعد گیرنده
receptors
ستاره مساعد گیرنده
asterisk
ستاره
asterisk
نشان ستاره
asterisk
با ستاره نشان کردن
asterisks
ستاره
asterisks
نشان ستاره
asterisks
با ستاره نشان کردن
starlit
روشن شده از نور ستاره
stellar
ستاره وار
stellar
شبیه ستاره
stellar
پر ستاره
all star
تیم تمام ستاره
all-star
تیم تمام ستاره
twinkling
چشمک زدن ستاره
planet
ستاره سیار ستاره بخت
planets
ستاره سیار ستاره بخت
stardom
ستاره شدن سینماوغیره
an infinitude of stars
تعدادنامحدودی ستاره
aster
ستاره
asterial
ستاره شکل
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
asterism
نشان ستاره
asterism
هر چیزی شبیه ستاره
asteroidal
مانند ستاره
astronavigation
ستاره نوردی
astronmer
ستاره شناس
azimuth
ازیموت ستاره السمت
binary star
ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
blazing star
ستاره دنباله دار
bronze star medal
مدال ستاره برنز
cama
توده ابرمانندی که هسته ستاره دنباله داررافراگرفته است
cameleopardalis
ستاره زرافه
camelopard
ستاره زرافه
campaign star
نشان جنگی ستاره
cascaded star
روش گره ها در شبکه با توپولوژی ستاره با بیش از یک hub که در صورت مشکل پشتیبانی از آن ایجاد میکند
caster
ستاره اول دو پیکر
cometography
شرح ستاره دنباله دار
concentrator
وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
copernician
وابسته به کپرنیک ستاره شناس لهستانی
d. star
ستاره جفتی
day star
ستاره بامداد
daystar
ستاره بامداد
Other Matches
double star
ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
Lesghi star
ستاره لسگی
[این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
dog star
ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
stelliform
ستاره وار ستاره وش
starless
بی ستاره
pluto
ستاره پلوتو
lunette
ستاره صغیر
planetesimal
کوچک ستاره
nova
فانی ستاره
north star
ستاره شمالی
north star
ستاره قطبی
neutron star
ستاره نوترونی
medusa
ستاره دریایی
neptune
ستاره نپتون
multiple star
ستاره چندگانه
morning star
ستاره بامدادی
moring star
ستاره بامداد
morning star
ستاره صبح
hesper
ستاره مغرب
dwarf star
ستاره کوتوله
evening star
ستاره شامگاهی
finger fish
ستاره دریایی
sea pad
ستاره دریایی
fixed star
ستاره ثابت
gaint star
ستاره غول
hesperus
ستاره شام
uranus
ستاره اورانوس
loadstar
ستاره قطبی
loadstar
ستاره راهنما
lodestar
ستاره قطبی
lodestar
ستاره راهنما
lucifer
ستاره بامدادی
lodestaror load
ستاره قطبی
polaris
ستاره قطبی
farsi be engilisi
ارایشگاه ستاره
rolling stone
<idiom>
ستاره سهیل
y winding
اتصال ستاره
y network
شبکه ستاره
y connection
اتصال ستاره
vesper
ستاره غروب
supergaint
ستاره ابرغول
hexagram
ستاره شش وجهی
stelliform
بشکل ستاره
stellate
ستاره مانند
starlike
ستاره مانند
sea nettle
ستاره دریای
sabaism
ستاره پرستی
pulsating star
ستاره تپنده
proto star
پیش ستاره
polestar
ستاره قطبی
polaris
ستاره جدی
star connection
اتصال ستاره
star finder
ستاره یاب
starlet
ستاره کوره
starlet
ستاره کوچک
star bit
بیت ستاره
star washer
واشر ستاره ای
y voltage
ولتاژ ستاره
star voltage
ولتاژ ستاره
star spangled
ستاره نشان
star spangled
مزین به ستاره
lucky star
<idiom>
ستاره بخت واقبال
venus
زن زیبا ستاره زهره
trigon
اجتماع سه ستاره باهم
astreated
تزئین شده با ستاره ها
stellify
بشکل ستاره دراوردن
stellify
بشکل ستاره درامدن
stellular
شبیه ستاره کوچک
supergaint
ستاره فوق غول
syzygy
استقرارسه ستاره در خط مستقیم
the north star
ستاره قطبی یا شمالی
trigon
سه حالتی ستاره سه تایی
moring star
ستاره صبح ناهید
giant star
ستاره بزرگ و درخشان
pulsating star
ستاره ضربان دار
he can read the sky
ستاره شناس است
pentalpha
ستاره پنج پره
medusoid
مانند ستاره دریایی
pentagram
ستاره پنج راس
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
regulus
ستاره قلب الاسد
Dingbat
نوشتاری که حاوی ستاره
star of bethlehem
ستاره بیت اللحم
star delta switch
کلید ستاره مثلث
star crossed
دارای ستاره نحس
starfinder
دستگاه ستاره یاب
star globe
ستاره یاب کروی
hydromedusa
نجم البحر یا ستاره دریایی
star turn
ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
He has not a single star in all the seven skies.
<proverb>
یک ستاره در هفت آسمان ندارد.
solstitium
[نقطه]
انقلاب
[ستاره شناسی]
sirius
ستاره کاروان کش درکلب اکبر
the track of a comet
مسیر ستاره دنباله دار
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
pole position
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
Crater
پیاله
[صورت فلکی]
[ستاره شناسی]
Cup
پیاله
[صورت فلکی]
[ستاره شناسی]
see stars
<idiom>
براثر ضربه به سر ستاره دور سر دیدن
pentacle
طلسمی بشکل ستاره پنج راس
planetoid
اجرام ستاره مانند سیارهای شکل
infortune
ستاره نحس بهرام یا کیوان وگاهی تیر
uranology
مبحث اجرام سماوی و سیارات ستاره شناسی
leading lady
ستاره زنی که نقش اول رادرنمایش یا سینما بعهده دارد
endless knots
طرح گره بدون انتها
[که حالتی از پیچش نخ را بصورت متقارن و ستاره ای شکل به نگاره می بخشد.]
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
pleiades
هفت دختراطلس که طبق روایات یونانی تبدیل به هفت ستاره شدند پروین
three phase four wire system
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
ethernet
شبکه توپولوژی ستاره که از کابل جفت سیم پیچیده شده استفاده میکند و داده را تا مگابایت ارسال میکند. معمولاگ Baset نامیده میشود
planet struck
وحشت زده ستاره زده
planet stricken
وحشت زده ستاره زده
lodestaror load
ستاره راهنما راهنما
star design
طرح ستاره ای شکل
[این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com