English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
ilolater ستایشگر تحسین کننده
Other Matches
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
admirers تحسین کننده
admirer تحسین کننده
applauder تحسین کننده
adulator ستایشگر
eulogist ستایشگر
praiser ستایشگر
acclamation تحسین
acclaimed تحسین
praises تحسین
praise تحسین
praised تحسین
praising تحسین
acclaim تحسین
applause تحسین
universal applause تحسین
acclaiming تحسین
acclaims تحسین
wondrous <adj.> قابل تحسین
applaudable قابل تحسین
applaudingly از روی تحسین
applauds تحسین کردن
acclamatory تحسین امیز
applauding تحسین کردن
wonderful <adj.> قابل تحسین
stupendous <adj.> قابل تحسین
startling <adj.> قابل تحسین
admired تحسین کردن
admire تحسین کردن
acclamable قابل تحسین
admiration پسند تحسین
admiringly از روی تحسین
amazing <adj.> قابل تحسین
applaud تحسین کردن
applauded تحسین کردن
astonishing <adj.> قابل تحسین
astounding <adj.> قابل تحسین
gobsmacking [British] [colloquial] [amazing] <adj.> قابل تحسین
marvellous [British] <adj.> قابل تحسین
marvelous [American] <adj.> قابل تحسین
prodigious <adj.> قابل تحسین
admires تحسین کردن
applausive تحسین امیز
to take off one's hat to تحسین کردن
compelling <adj.> تحسین برانگیز
appreciably قابل تحسین
appreciable قابل تحسین
admirable <adj.> قابل تحسین
taken مورد تحسین
take off one's hat to تحسین کردن
praise تحسین پرستش
approbatory تحسین امیز
praising تحسین پرستش
approbative تحسین امیز
approbativeness حس جلب تحسین
approvable شایان تحسین
ovations تحسین حضار
acclamation تحسین و شادی
praises تحسین پرستش
ovation تحسین حضار
praised تحسین پرستش
self admiration تحسین خود خودپسندی
acclamatory shaus فریادهای تحسین امیز
laudatory مربوط به تحسین وتمجید
acclamatory مبنی برهلهله و تحسین
laudative مربوط به تحسین وتمجید
acclamation آفرین [تشویق] [تحسین]
to be filled with a تحسین کردن درشگفت شدن
overpraise بیش از حد تشویق و تحسین کردن
to meet any one's a مورد تحسین کسی واقع شدن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
approval by acclamation تصویب به وسیله کف زدن وابراز احساسات این گونه تصویب زمانی مصداق پیدامیکند که مخالف جدی وجودنداشته باشد و طبعا" مسئله شمردن صاحبان اصوات تحسین امیز منتفی است
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
insulator جدا کننده عایق کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
bender خم کننده
benders خم کننده
prater پچ پچ کننده
sensor حس کننده
attacking تک کننده
swooner غش کننده
noncommittal رد کننده
hoppers لی لی کننده
hopper لی لی کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
rebutter رد کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
puffer پف کننده
catterer پچ پچ کننده
prattfall پچ پچ کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com