English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (7 milliseconds)
English Persian
sore سخت دشوار
sores سخت دشوار
Search result with all words
onerous دشوار طاقت فرسا
crux مسئله دشوار
strait دشوار
straits دشوار
impasse وضع بغرنج و دشوار
hard دشوار
harder دشوار
hardest دشوار
laborious دشوار پرزحمت
insupportable دشوار غیر قابل مقاومت
uphill جاده سربالا دشوار
intolerable دشوار
arduous دشوار
spiny دشوار
knotted سفت دشوار
nerve racking دشوار
nerve-racking دشوار
poseur پرسش دشوار
poseurs پرسش دشوار
poser پرسش دشوار
posers پرسش دشوار
tongue twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twisters کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
dilemma وضع دشوار
dilemmas وضع دشوار
escapade فراراززندگی دشوار
escapades فراراززندگی دشوار
difficult دشوار
inexplicable دشوار
herculean بسیار دشوار
pickle خیارترشی وضعیت دشوار
pickles خیارترشی وضعیت دشوار
slippery دشوار لغزان
formidable دشوار نیرومند
glossaries فرهنگ لغات دشوار
glossary فرهنگ لغات دشوار
clutch وضع دشوار
clutched وضع دشوار
clutches وضع دشوار
clutching وضع دشوار
rough دشوار
roughest دشوار
sticky دشوار سخت
tough دشوار
tougher دشوار
toughest دشوار
glossarist کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
hard game بازی دشوار
hydra چیزی که برانداختن ان دشوار است
inexplicit دشوار
insuperability دشوار گیری
jaw breaking دشوار برای تلفظ
metaphisical دشوار
money player ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
nerve wrack دشوار
operose دشوار
operous دشوار
overparted دارای سهم زیاد یا دشوار سنگین بار
rock bound دشوار
spinose دشوار
succussatory دارای حرکت دشوار
trickly دشوار
hot potato کار دشوار و ناخوشایند
hot potatoes کار دشوار و ناخوشایند
mind-blowing دشوار
mind-boggling دشوار
tour de force کار دشوار
However difficult the circumstances [are] , ... هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
cream-colored wool پشم شکری [این نوع پشم مخلوطی از پشم سفید درجه یک با پشم های رنگی نیز بوده و جداسازی آن یا غیرممکن و یا دشوار می باشد. این اصطلاح به پشم زرد رنگ نیز اطلاق می شود.]
deep <adj.> دشوار
to be in a pickle <idiom> در وضعیتی دشوار بودن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com