English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (8 milliseconds)
English Persian
rock fill dam سد سنگی
Search result with all words
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
aggregate کلوخه مصالح سنگی
aggregates کلوخه مصالح سنگی
stony سنگی
pilloried نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillories نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillory نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillorying نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
bedrock سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
stone سنگ میوه سنگی
stones سنگ میوه سنگی
stoning سنگ میوه سنگی
ballast سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
underpin پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpinned پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
monolithic تک سنگی
stonework ساختمان سنگی
lithography چاپ سنگی
lithography روش چاپ سنگی
stake ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
lithograph چاپ سنگی
lithographs چاپ سنگی
rock salt نمک سنگی
obelisk ستون هرمی شکل سنگی
obelisks ستون هرمی شکل سنگی
Stone Age پارینه سنگی
cordon ازاره سنگی
cordons ازاره سنگی
snowdrift تره تیزک سنگی
snowdrifts تره تیزک سنگی
parapet حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapets حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
acrolith مجسمهای که سر و دست وپای ان سنگی و بقیه اش چوب باشد
aggregate cement ratio نسبت مواد سنگی به سیمان
autography چاپ سنگی
barrier reef سد اب سنگی
basaltic stratum لایه سیاه سنگی
bed rock ledge لایه سنگی کف بستر
boulder well چاه قلوه سنگی
breccia جوش خرده سنگی
calcify اهکی یا سنگی کردن
checkstone گیره سنگی کوهنوردی
chromolithograph عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
clapper bridge پل سنگی
colluvim تخته سنگی که در اثر شکاف سنگ وغیره غلتیده وبپای کوه افتاده
columnar basalt ستونهای سیاه سنگی
concretion سنگی شدن
dolmen ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
dripstone سنگی که اب باران راردمیکند ابریز
dutch stonewall دیوار سنگی هلندی
eolith اسکله سنگی
equiponderance هم سنگی
gabion تور سنگی
greybeard کوزه سنگی برای باده
hard pan قشر سنگی شده
herma ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
his leg rested on a stone پایش روی سنگی قرار گرفته بود
layer of rock لایه سنگی
layer of rock طبقه سنگی
lithic سنگی
lithographic print چاپ سنگی
polyantography چاپ سنگی
lithoid سنگی
lithoidal دارای شکل سنگ یا ساختمان سنگی
lithoprint با چاپ سنگی چاپ کردن عکس از روی چاپ سنگی برداشتن
mesolithic میانه سنگی
muller سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
neolith الت سنگی مربوط به عصرحجر جدید
over break خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
paleolith الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
paleolithic پارینه سنگی
paleolithic وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
paleolithic دیرینه سنگی
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
pertrosal bone استخوان سنگی یاحجری
petrean سنگی
petrolsal سنگی
petrous سنگی
photolighograph عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
plant mix مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
rock wash پوشش سنگی
sisyphus سیسیفوس که محکوم به غلتاندن سنگی بروی کوه بود
stela ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
stele ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
stone ballast مصالح شکسته سنگی
stone lining روکش سنگی
stone lining پوشش سنگی
stone work کار سنگی
stone work ساختمان سنگی بنایی با سنگ
stonewall formation اسکلت پیادهای دیوار سنگی
stoney سنگی
stylolite ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
terrane طبقه سنگی که روی ان نوع سنگ خاصی تشکیل شده باشد
weather moulding سنگی که اب باران راردمیکند
slingshot [American E] تیر و کمان سنگی
catapult [British E] تیر و کمان سنگی
warp-weighd loom دارهای وزنی [این نوع دار در گذشته بیشتر بکار میرفته و در آن انتهای نخ های تار به وزنه های سنگی یا فلزی گره زده می شد.]
Other Matches
bracket کژ پشت سنگی
Lantern-cross صلیب سنگی
en delit میل ستون سنگی
aguilla [ستون هرمی شکل سنگی]
Celtic cross [چلیپا سنگی تاریخی سلتی]
dry mansory [دیوار سنگی خشکه چین]
high cross [صلیب سنگی دوره آنگلوساکسون]
hermes هرمس [تندیس سنگی چار پیکر]
herm هرمس [تندیس سنگی چار پیکر]
acrolithus [مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
acrolith [مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
isodomun [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com