English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (1 milliseconds)
English Persian
buttress dam سد پایهای
Search result with all words
basic پایهای
basics پایهای
kernel توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
kernels توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
grade در پایهای قرار گرفتن
grades در پایهای قرار گرفتن
elementary مقدماتی پایهای
fundamental پایهای
andiron سه پایهای که کنار بخاری می گذاشتند
basilar پایهای واقع شده در پایین
framed building ساختمان تیر پایهای
gingall یکجورتفنگ سنگین که روی پایهای گذاشته اتش میکنند
octal base هشت پایهای
octal glass type tube لامپ الکترونی هشت پایهای
piedmont کوه پایهای
platform independence استقلال پایهای
polypary ساق یا پایهای که چندین مرجان روی ان قرار می گیرند
polypidom ساق یا پایهای که چندین مرجان روی ان قرار می گیرند
stylobate پایهای که زیرچند ستون باشد
SX نوعی قطعه پردازنده که از پردازنده یا پایهای نشات گرفته است که تولید و خرید آن ارزانتر است
tail boom پایهای که سطوح دم را تحمل میکند
tripod ligand لیگاند سه پایهای
Xerox Network System پروتکل شبکه ساخت aerox که پایهای برای پروتکلهای شبکه novell IPX است
XNS پروتکل شبکه ساخت xerox که پایهای برای پروتکلهای شبکه Novell ipx ایجاد کرده است
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com