English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
cimex سرخک خانواده ساس وسرخک
Other Matches
rule the roost <idiom> عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
rubeola سرخک
measles سرخک
rose rash بدل سرخک
measles دانههای سرخک
scarlet rash بدل سرخک
dogwood درخت سرخک
measles سرخک [پزشکی]
morbilli {sg} سرخک [پزشکی]
rubeola {sg} سرخک [پزشکی]
red measles سرخک [پزشکی]
rubeola مرضی شبیه سرخک
roseola بدل سرخک سرخجه
rubella {sg} سرخک آلمانی [سرخجه] [پزشکی]
rubella {sg} سرخک سه روزه [سرخجه] [پزشکی]
three-day measles سرخک سه روزه [سرخجه] [پزشکی]
German measles سرخک سه روزه [سرخجه] [پزشکی]
German measles سرخک آلمانی [سرخجه] [پزشکی]
three-day measles سرخک آلمانی [سرخجه] [پزشکی]
gallinipper حشره گزنده نسبتا بزرگ سرخک
ilk خانواده
menage خانواده
clan خانواده
clans خانواده
wife خانواده
gens خانواده
family خانواده
household خانواده
households خانواده
families خانواده
culicidae خانواده پشه
goodman بزرگ خانواده
cruciferae خانواده چلیپاییان
font family خانواده فونت
consanguine family خانواده هم خون
culex خانواده پشه
gas family خانواده گاز
conjugal family خانواده زن و شوهری
ecomania بیزاری از خانواده
crustacea خانواده خرچنگ
extended family خانواده گسترده
family budget بودجه خانواده
family expenditure هزینه خانواده
family law حقوق خانواده
family of computers خانواده کامپیوترها
crustaceous خانواده خرچنگ
family structure ساخت خانواده
family therapy خانواده درمانی
home visit بازدید خانواده
lanthanide series خانواده لانتانیدها
type font خانواده حروف
zinnia خانواده گل اهاری
bring home the bacon <idiom> نانآور خانواده
turnix خانواده بلدرچین
turnicidae خانواده بلدرچین
matronymic family خانواده مادرنامی
member of a family عضو خانواده
motorola 000 family خانواده موتورولا
mustelidea خانواده سمور
patriarchate ریاست خانواده
patronymic family خانواده پدرنامی
penates خدایان خانواده
schizogenic family خانواده اسکیزوفرنی زا
sheik رئیس خانواده
subfamily خانواده فرعی
the girls دخترهای یک خانواده
to maintain one's family خانواده خود را
computer family خانواده کامپیوتر
patriarchs رئیس خانواده
paterfamilias بزرگ خانواده
broken home خانواده گسیخته
paterfamilias سالار خانواده
family planning تنظیم خانواده
sheikhs رئیس خانواده
crustaceans خانواده خرچنگ
crustacean خانواده خرچنگ
sheikh رئیس خانواده
broken homes خانواده گسیخته
matriarchs رئیسه خانواده
strips موسس خانواده
patriarch رئیس خانواده
sheiks رئیس خانواده
nuclear family خانواده هستهای
familial مربوط به خانواده
nuclear families خانواده هستهای
nations خانواده طایفه
arachnida خانواده کارتنه
circuit family خانواده مداری
nation خانواده طایفه
matriarch رئیسه خانواده
apiaceae خانواده چتریان
royalty از خانواده سلطنتی
family doctors پزشک خانواده
batrachia خانواده غوکان
family doctor پزشک خانواده
actinide series خانواده اکتینیدها
accipitres خانواده لاشخوران
horseflesh خانواده اسب
clansman عضو خانواده
clannishness خانواده پرستی
citrus خانواده مرکبات
royalties از خانواده سلطنتی
wear the pants in a family <idiom> رئیس خانواده بودن
pyralidid خانواده بزرگی ازپروانه ها
apiaceous وابسته به خانواده چتریان
viverrine خانواده گربه زباد
He left his family in Europe . خانواده اش را دراروپ؟ گذاشت
urticaceous وابسته به خانواده گزنه
to return to the fold [family] به خانواده خود برگشتن
family man مرد خانواده - دوست
family men مرد خانواده - دوست
mangrove خانواده شاه پسند
royalties اعضای خانواده سلطنتی
born in the purpule عضو خانواده سلطنتی
royalty اعضای خانواده سلطنتی
saltbush خانواده گیاهان قازایاغی
salicaceous وابسته به خانواده بید
napoleonic وابسته به خانواده ناپلئون
nabidae خانواده کک و ساس و حشرات
nabid خانواده کک و ساس و حشرات
cycas گیاه از خانواده سیکاس
mangroves خانواده شاه پسند
acarina خانواده کرم جرب
acalephe خانواده گزنه دریایی
family planning programs برنامههای تنظیم خانواده
family size تعداد افراد خانواده
canine وابسته به خانواده سگ سگ مانند
ganoidei خانواده سگ ماهی مینافلسان
family planning برنامه ریزی خانواده
lady bird سوسک خانواده Coccinellidae
patriarch رئیس خانواده یا طایفه
cetaceous وابسته به خانواده بال
patriarchs رئیس خانواده یا طایفه
lady beetle سوسک خانواده Coccinellidae
lobelia خانواده گیاهان لوبلیا
materfamilas مادر خانواده کدبانو
A curse has been laid on the family . خانواده لعنت شده یی است
gadoid وابسته به خانواده ماهی روغن
tudor خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
clannishly مانند یک خانواده یاقبیله دراتحاد
convolvulaceous وابسته به خانواده نیلوفرپیچ پیچکی
crocodilian وابسته به خانواده تمساح یانهنگ
to provide for one's family خوارباربرای خانواده خودتهیه کردن
styloipodium ته خامه گیاهان خانواده هویج
stuart خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
leguminous وابسته به خانواده پروانه اسایان
pteridophyta گیاهان اوندی خانواده سرخس
pteridophyte گیاهان اوندی خانواده سرخس
plantagenet خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
habit family hierarchy سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
santalaceous وابسته به تیره یا خانواده صندل
feverweed دستهای از گیاهان خانواده بوقناق
sequoia سرخ چوب که ازدختان خانواده کاج
Our grandmother wears the trousers ( breeches , pants ) in our family . مادر بزرگمان مرد خانواده است
Generosity runs in the family. سخاوت دراین خانواده ارثی است
I am the bread winner of the family . نان آور خانه ( خانواده ) هستم
vestal روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
aaron's beard گیاهی از خانواده هوفاریقون بنام hypericumcalycinum
ferula خانواده انقوزه وشقاقل و رازیانه ومانندانها
koala کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
koalas کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
maccabees خانواده میهن پرستان مکابی یهود
gasteropod حیوانات ناعمه خانواده راب یاحلزون
He did it for the sake of his family . محض خاطر خانواده اش این کاررا کرد
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
paulownia جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
albatross یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
albatrosses یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
rush بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
one of the most respected families یکی از خانواده های بسیار محترم شمرده
he is a shame to his family ننگ یامایه رسوایی خانواده خود میباشد
rushed بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
rushing بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
lancastrian در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
Afro- پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
page of presence لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
ling ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
geometrid خانواده پروانه یابندهای باریک بدن پروانههای هندسی
flower de luce گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
fleur de lys گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lis گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fagaceous وابسته به خانواده الش وزان وبلوط یاشاه بلوط
rhythm method روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
There seems to be a jinx on that family. به نظر می رسد که این خانواده جادو شده است.
page of bonour لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
Main Street [American English] کسب و کار و خانواده های متوسط در اجتماعی به عنوان یک گروه
knight marshal کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
What does Main Street think of this policy? بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
transistors معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
transistor معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
homestay خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
casework مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
ttl خانواده معروف دروازههای منط قی و طرح موارد ترانزیستوری سریع که ترانزیستور دو قط بی آن مستقیماگ وصل شده اند.
oxide روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
tiny model مدل حافظه خانواده پردازنده Intel که امکان وجود چندین کیلوبایت داده وکد را ایجاد میکند
oxides روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
cetacean وابسته به خانواده بال جانوری که ازخانواده بال باشد
Apple Mac مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
Apple Macintosh computer مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com