Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
aurora
سرخی شفق اغاز
Other Matches
rosiness
سرخی
high colour
سرخی
rose red
گل سرخی
peachiness
سرخی
red ness
سرخی
redness
سرخی
rosacean
گل سرخی
rubicundity
سرخی
ruddiness
سرخی
rubicund
سرخی رخ رو
merry dances
سرخی شفق
crepuscle
سرخی بامداد یا شامگاه
crepuscule
سرخی بامداد یا شامگاه
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
dawn
اغاز اغاز شدن
dawned
اغاز اغاز شدن
dawns
اغاز اغاز شدن
dawning
اغاز اغاز شدن
blushes
شرمنده شدن سرخی صورت در اثر خجلت
blush
شرمنده شدن سرخی صورت در اثر خجلت
blushing
شرمنده شدن سرخی صورت در اثر خجلت
blushed
شرمنده شدن سرخی صورت در اثر خجلت
acnerosacea
ورم و سرخی صورت وبینی در اثر افراط در صرف مشروبات الکلی
entrance
اغاز
origin
اغاز
outset
اغاز
entranced
اغاز
entrances
اغاز
entrancing
اغاز
beginnings
اغاز
initiation
اغاز
origins
اغاز
beginning
اغاز
inception
اغاز
commencement
اغاز
venue
اغاز
scratch line
خط اغاز
primordium
اغاز
originationu
اغاز
kick off
اغاز
jump off
اغاز
initio
در اغاز
initation
اغاز
inchoation
اغاز
get away
اغاز
exordium
اغاز
incipience or ency
اغاز
abinitio
از اغاز
onset
اغاز
venues
اغاز
terminus a que
اغاز
kick-offs
اغاز
insteps
اغاز
instep
اغاز
authorship
اغاز
kick-off
اغاز
getaways
اغاز
getaway
اغاز
begins
اغاز شدن
initial point
نقطه اغاز
initialling
واقع در اغاز
prime
درجه یک اغاز
initials
واقع در اغاز
leadoff
اغاز ضربت
uppermost
از اغاز از ابتدا
initialled
واقع در اغاز
initialing
واقع در اغاز
begins
اغاز کردن
nodal point
نقطه اغاز
initialed
واقع در اغاز
launching
اغاز کردن
initial
واقع در اغاز
launched
اغاز کردن
launches
اغاز کردن
lead off
اغاز کردن
primed
درجه یک اغاز
jump off
اغاز حمله
from a to izzard
از اغاز تا انجام
birth
اغاز زاد
takeoff
اغاز پرش
takeoffs
اغاز پرش
birth
اغاز کردن
births
اغاز زاد
at the start
در اغاز کار
births
اغاز کردن
revivals
اغاز رونق
revival
اغاز رونق
primes
درجه یک اغاز
introductive
اغاز کننده
incipit
شروع و اغاز
incept
اغاز کردن
alpha
اغاز شروع
alphas
اغاز شروع
at first
در اغاز کار
inaugurator
اغاز کننده
alpha and omega
اغاز و فرجام
soft start
اغاز نرم
som
اغاز پیام
initiating
اغاز کردن
initiates
اغاز کردن
to take to
اغاز نهادن
initiated
اغاز کردن
initiate
اغاز کردن
start bit
بیت اغاز
start of heading
اغاز سرفصل
start of message
اغاز پیام
start of taxt
اغاز متن
to push off
اغاز کردن
inchoate
اغاز کردن
thru
از اغاز تاانتها
wire to wire
از اغاز تا فرجام
self initiated
خود اغاز
commences
اغاز کردن
launch
اغاز کردن
commence
اغاز کردن
push off
اغاز کردن
commencing
اغاز کردن
begin
اغاز کردن
debuts
اغاز کار
debut
اغاز کار
inaugurating
اغاز کردن
inaugurates
اغاز کردن
commenced
اغاز کردن
begin
اغاز شدن
inaugurate
اغاز کردن
inaugurated
اغاز کردن
eolithic
متعلق به اغاز عصرسنگ
flagman
پرچم دار خط اغاز
upfield
نقطه اغاز بازی
christmas tide
هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
to take arms
جنگ اغاز کردن
pullulate
اغاز توسعه نهادن
corrosive attack
اغاز و توسعه خورندگی
exordial
مربوط به اغاز یا مقدمه
jump the gum
خطا در اغاز پرش
wires
خط اغاز یا پایان مسابقه
kickoff
ضربه اغاز بازی
kick off
ضربه اغاز بازی
multilaunching
اغاز بکار چندتایی
set position
اماده در نقطه اغاز
originate
اغاز شدن یاکردن
initial boiling point
نقطه اغاز جوشش
start bit
ذرهء اغاز نما
new departure
اغاز رویه تازه
wire
خط اغاز یا پایان مسابقه
hajime
اغاز مبارزه کاراته
guard line
خط اغاز مسابقه شمشیربازی
reoccupy
دوباره اغاز کردن
grid start
حرکت اتومبیلها با هم در اغاز
preface
اغاز پیش گفتار
prefaced
اغاز پیش گفتار
prefaces
اغاز پیش گفتار
prefacing
اغاز پیش گفتار
originating
اغاز شدن یاکردن
era
اغاز تاریخ عصر
originates
اغاز شدن یاکردن
originated
اغاز شدن یاکردن
decadence
فساد اغاز ویرانی
staggers
خط اغاز مسیر هر دونده
staggering
خط اغاز مسیر هر دونده
stagger
خط اغاز مسیر هر دونده
through
از اغاز تا انتها کاملا
stages
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
stage
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
eras
اغاز تاریخ عصر
jump spin
چرخش با اغاز پرش بهوا
scored
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
false start
اغاز نادرست خطا در شروع
false starts
اغاز نادرست خطا در شروع
initials
پاراف در اغاز قرار دادن
initialling
پاراف در اغاز قرار دادن
initialled
پاراف در اغاز قرار دادن
scores
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
score
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
to pipe up
زدن یا خواندن اغاز کردن
repositional
با حروف اضافه اغاز شده
overture
اغاز عمل پیش در امد
begin
اغاز نهادن شروع کردن
begins
اغاز نهادن شروع کردن
pre game drills
تمرینهای قبل از اغاز مسابقه
initial
پاراف در اغاز قرار دادن
initialed
پاراف در اغاز قرار دادن
initialing
پاراف در اغاز قرار دادن
overtures
اغاز عمل پیش در امد
epoch
اغاز فصل جدید عصر
tee off
اغاز کردن محکم زدن
epochs
اغاز فصل جدید عصر
inchoative
تازه اغاز شده اغازی
bump start
اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت
endpaper
صفحه سفید اغاز وپایان کتاب
free position
روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
an inceptive
فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
greenie
ضربه در اغاز هر بخش بارسیدن به هدف
barrier
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
barriers
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
approach
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
committee boat
قایق داوران در اغاز و پایان مسیر
approaches
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
unilinear
دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
an inceptive verb
فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com