English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
copyreader سرمقاله نویس
editorialist سرمقاله نویس
Other Matches
learding a سرمقاله
editorials سرمقاله
leading article سرمقاله
leading articles سرمقاله
editorial سرمقاله
editorially بشکل سرمقاله
editorializing سرمقاله نوشتن
editorializes سرمقاله نوشتن
editorialized سرمقاله نوشتن
editorialize سرمقاله نوشتن
editorialising سرمقاله نوشتن
editorialised سرمقاله نوشتن
editorialises سرمقاله نوشتن
headliner نویسنده سرمقاله روزنامه
front-page مطالب سرصفحه یا سرمقاله
front page مطالب سرصفحه یا سرمقاله
addersser or or نامه نویس عریضه نویس
ego loss programming تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
version نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
versions نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
chirographer خط نویس
paper stainer کتاب نویس
programmer برنامه نویس
programmers برنامه نویس
paragrapher عبارت نویس
phonographer صدا نویس
pamphleteer رساله نویس
gnomical کوتاه لب نویس
stenograph تند نویس
prosaist نثر نویس
scholiast حاشیه نویس
scrabbler مسوده نویس
idyllist قصیده نویس
sign writer تابلو نویس
sign writer لوحه نویس
songwriter سرود نویس
rough or foul copy چرک نویس
rewriter دوباره نویس
proforma پیش نویس
prosateur نثر نویس
grandiloquent قلنبه نویس
historians تاریخ نویس
historian تاریخ نویس
proser نثر نویس
proverbialist مثل نویس
pamphleteers رساله نویس
minute پیش نویس
fictionist افسانه نویس
elegist مرثیه نویس
elegiast قصیده نویس
elegiast مرثیه نویس
dramaturge درام نویس
gazetteer روزنامه نویس
geneologist شجره نویس
dialogist مکالمه نویس
deponent گواهی نویس
head liner سرصفحه نویس
cryptographer رمز نویس
emblematist مثل نویس
gazetteer مجله نویس
fabulist افسانه نویس
fabler افسانه نویس
fictionist داستان نویس
epistoler نامه نویس
epistler رساله نویس
endorser پشت نویس
endorser فهر نویس
foul copy چرک نویس
endorseer فهر نویس
conveyancer قباله نویس
odist قصیده نویس
inker مرکب نویس
annotator تفسیر نویس
annotator حاشیه نویس
annalist تاریخچه نویس
anecdotist حکایت نویس
allegorist تمثیل نویس
affiant گواهی نویس
acceptor قبولی نویس
mythographer اسطوره نویس
natural historian تاریخ نویس
magniloquent قلنبه نویس
aphorist موجز نویس
chronicler وقایع نویس
calligraphist خوش نویس
calligrapher خوش نویس
lapicide سنگ نویس
letter writer نامه نویس
letter writer کاغذ نویس
magazin مجله نویس
magazinist مجله نویس
magazinist مقاله نویس
aphorist پند نویس
orthographer درست نویس
captions زیر نویس
write once read many یکبار نویس
ballpens روان نویس ها
ball pens روان نویس ها
ballpoints روان نویس ها
drafted چرک نویس
drafted پیش نویس
ballpoint pens روان نویس ها
bookmakers کتاب نویس
bookmaker کتاب نویس
typewritter ماشین نویس
drafts چرک نویس
songwriter ترانه نویس
evangelists انجیل نویس
evangelist انجیل نویس
draft چرک نویس
draft پیش نویس
scriptwriter نمایشنامه نویس
polygraphs بسیار نویس
essayists مقاله نویس
columnists مقاله نویس
columnist مقاله نویس
typists ماشین نویس
typist ماشین نویس
romancer رمان نویس
essayist مقاله نویس
novelist رمان نویس
satirists هجو نویس
satirist هجو نویس
tabulating machine جدول نویس
dramatist نمایشنامه نویس
dramatists نمایشنامه نویس
polygraph بسیار نویس
biographers تذکره نویس
biographer تذکره نویس
story teller افسانه نویس
playwrights نمایشنامه نویس
playwrights پیس نویس
playwright نمایشنامه نویس
playwright پیس نویس
scriptwriters نمایشنامه نویس
novelists رمان نویس
draughtsmen طرح نویس
tabulator جدول نویس
caption زیر نویس
drafts پیش نویس
lexicographers لغت نویس
tractarian مقاله نویس
draftsmen طرح نویس
the psalmist زبور نویس
lexicographer لغت نویس
draughtsman طرح نویس
mythologist or ger اساطیر نویس اساطیردان
maintenance programmer برنامه نویس پشتیبان
roughs طرح پیش نویس
systems programmer برنامه نویس سیستم
subscript زیر نویس امضاء
mythopoet شاعر افسانه نویس
subscriber of shares پذیره نویس سهام
write white engine موتور سفید نویس
proforma پیام پیش نویس
story teller افسانه گو حکایت نویس
penny a line ارزان نویس بی مایه
parts programmer برنامه نویس اجزاء
ink writer در تلگراف مرکب نویس
programmer analyst برنامه نویس / تحلیل گر
maintenance programmer برنامه نویس نگهداشت
systems progarmmer برنامه نویس سیستم ها
systems programer برنامه نویس سیستم
write black engine موتور سیاه نویس
gossiper دری وری نویس
relative coding برنامه نویس نسبی
system programmer برنامه نویس سیستم
serialist داستان نویس سریال
to make a minute of پیش نویس کردن
endorsed پشت نویس کردن
pressmen مخبرروزنامه مقاله نویس
pressman مخبرروزنامه مقاله نویس
protocol پیش نویس معاهده
protocols پیش نویس سند
protocols پیش نویس معاهده
abstracter خلاصه نویس دزد
fountain pens قلم خود نویس
accepting bank بانک قبولی نویس
fountain pen قلم خود نویس
verbose دراز نویس درازگو
holographs سند دست نویس
holograph سند دست نویس
draft پیش نویس چرکنویس
endorses پشت نویس کردن
endorsing پشت نویس کردن
draft پیش نویس قرارداد
minute پیش نویس کردن
sketch پیش نویس ازمایشی
biographers شرح حال نویس
sketched پیش نویس ازمایشی
biographer شرح حال نویس
endorse پشت نویس کردن
draft پیش نویس طرح
drafts پیش نویس قرارداد
application programmer برنامه نویس کاربردی
drafted پیش نویس قرارداد
draft of a treaty پیش نویس معاهده
draft plan پیش نویس برنامه
drafts پیش نویس کردن
drafts پیش نویس چرکنویس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com