English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
wet classifler سرندی که باان شن و ماسه را جهت دانه بندی شستشومیدهند
Other Matches
quicksand ماسه روان ماسه دانه نچسبیده
sieve analysis تجزیه دانه خاک توسط الک ازمایش دانه بندی
granulating دانه بندی
grading دانه بندی
paricle size analysis دانه بندی کردن
grading envelope پوش دانه بندی
aggregate مصالح دانه بندی
continuous grading دانه بندی یکسره
granulator دستگاه دانه بندی
continuous grading دانه بندی پیوسته
poorly graded دانه بندی نامنظم
aggregates مصالح دانه بندی
grading envelope منطقه دانه بندی
grading curve منحنی دانه بندی
air elutriation دانه بندی با هوا
gap grading دانه بندی ناپیوسته
gap grading دانه بندی گسسته
grading curve نمودار دانه بندی
coarse aggregate مصالح دانه بندی درشت
well graded خوب دانه بندی شده
corn snow برفی که دانه بندی درشت دارد
building sand خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
to puddle clay and sand ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
quicksand ماسه ناپای ماسه غلطان
gooseflesh دانه دانه شدن یا ترکیدگی پوست در اثر سرما یا ترس
momentarily ان باان
therewith باان
grain دانه دانه کردن جوانه زدن
granulator دانه دانه کننده ماشین خردکردن
combatable قابل اینکه باان نبردیاضدیت کنند
goffer اهنی که باان توری راچین میدهند
granulate دانه دانه شدن یا کردن
granularly بطور دانه دانه یا جودانه
fine grained دانه دانه شده ریز
corn میخچه دانه دانه کردن
corns میخچه دانه دانه کردن
pantograph دستگاهی که باان مقیاس یک نقشه را تغییرمی دهند
wimble هر نوع اسباب یاوسیلهای که باان سوراخ میکنند
larding pin سیخی که باان پیه خوک رالای گوشت میگ ذارند
misericord یکجورقمه نوک تیزکه ضربه مرگ را باان میزدندکه زخمی زودتراسوده شودئهسث
granularity دانه دانه بودن
grainer دانه دانه کننده
granulation دانه دانه سازی
granulated metal فلز دانه دانه
granulate دانه دانه کردن
old red sandstone سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
aircraft arresting hook مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
megilp روغن بذرک یا چیز دیگری که رنگ زن ها رنگ را باان می امیزند
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
triple option بازی تهاجمی با3 اختیار دادن توپ به مدافع پرتاب بازیگرمیانی حفظ توپ و دویدن باان یا پاس دادن
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
gravel ماسه
gritting ماسه
sand ماسه
ballast ماسه
gritted ماسه
green sand ماسه تر
crushed stone sand ماسه
grit ماسه
sands ماسه
yield of cdoncrete ماسه
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
gritted ماسه درشت
magazines مخزن ماسه
grit ماسه درشت
sandbanks کرانه ماسه
sandbank کرانه ماسه
magazine مخزن ماسه
detritic sand ماسه فرسایهای
pit sand ماسه معدنی
sandstorm ماسه باد
sand layer لایه ماسه
quick sand ماسه روان
masonry sand ماسه بنایی
masonry sand ماسه ملاتی
quarry معدن شن و ماسه
sanded ماسه دار
quarries معدن شن و ماسه
dune sand ماسه بادی
arenaceous ماسه وار
fine sand ماسه ریز
body sand ماسه پر کننده
greensand ماسه سبز
he was neat بی ماسه خالص
heap of sand توده ماسه
desilter ماسه گیر
gritting ماسه درشت
marine sand ماسه دریایی
marine sand ماسه بادی
quarrying معدن شن و ماسه
sand pile توده ماسه
sanding ماسه گذاری
sand trap ماسه گیر
sand ماسه ریختن شن
sand blasting ماسه پاشی
sand store انبار ماسه
sand clay رس ماسه دار
uniform sand ماسه یکدست
sandband کران ماسه
sands ماسه ریختن شن
sandstorms ماسه باد
uniform sand ماسه یکنواخت
sand stone ماسه سنگ
sand dressing ماسه پاشی
sand equivalent همسنگ ماسه
sandblast باپاشیدن ماسه
quicksand ماسه متحرک
sandrock ماسه سنگ
running sand ماسه بادی
quicksand ماسه بادی
sandstone سنگ ماسه
sand filling ماسه گرفتگی
sandstone ماسه سنگ
sandblasting ماسه پرانی
sanbar کران ماسه
sand mix ماسه اغشته سرد
gritted درشت ماسه سنگ
backing sand ماسه پشت قالب
aggradation فراسازی ماسه گرفتگی
sand pit گود ماسه برداری
gritting درشت ماسه سنگ
gritting خاک ماسه سنگ
sandblast machine ماشین ماسه پاش
sandy soil زمین ماسه زار
sandy earth زمین ماسه دار
sand lime brick اجر ماسه اهکی
gritted خاک ماسه سنگ
feldspathic sandstone ماسه سنگ فلدسپاتی
foundry sand ماسه ی ریخته گری
core sand ماسه ریخته گری
sabulous ریگزار ماسه دار
pipe sand trap ماسه گیر لولهای
calcareous sandstone ماسه سنگ اهکی
sand blast nozzle شیپوره ماسه پاشی
sand blast unit واحد ماسه پاشی
sand blasting practice عملیات ماسه پاشی
sand dredger ماشین مکنده ماسه
micaceous sandstone ماسه سنگ میکادار
grit درشت ماسه سنگ
siliceous sandstone ماسه سنگ سیلیس
molding sand ماسه قالب گیری
sand cone method طریقه جابجایی ماسه
grit خاک ماسه سنگ
explosion shot ضربه چوب به ماسه
chalky sandstone ماسه سنگ نرم اهکی
brownstone [ماسه سنگ قهوه ای رنگ]
blast grit ماسه هوا داده شده
send yaghting مسابقه با وسیله بادباندارروی شن و ماسه
loamy sandstone ماسه سنگ خاک رسی
sandy limestone سنگ اهک ماسه دار
sand asphalt ماسه اغشته گرم یا سرد
molasse سنگ ماسه اهکی رسدار
mottled sandstone ماسه سنگ رگه دار
argillaceous sand stone ماسه سنگ خاک رسی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
lineament طرح بندی صورت بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
wording جمله بندی کلمه بندی
classification طبقه بندی رده بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
classifications طبقه بندی رده بندی
sandbox [British] جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
Dry sand absorbs water. ماسه خشک آبرا جذب می کند
sand box جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
molding sand preparation plant واحد تهیه ماسه قالب گیری
send sailing مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
sand trap قطعه زمین پر از ماسه بعنوان مانع
flukes قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
sandpit جعبه شن و ماسه [مخصوص بازی بچه ها]
fluke قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
proportioning توزین شن و ماسه و سیمان و اب جهت تهیه بتن
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
accretion هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
binder ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
binders ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
alluviation رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
seed دانه
baits دانه
curn دانه
seeds دانه
curran دانه
granule دانه
granulated دانه دانه
nodules دانه
bait دانه
barleycorn دانه جو
baited دانه
pieces دانه
piece دانه
nodule دانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com