Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
graustark
سر زمین خیالی داستان خیالی
Other Matches
romanticised
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticises
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticising
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticize
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticized
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizes
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizing
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
viewy
خیالی
phantasy
خیالی
fanciful
خیالی
metaphsical
خیالی
romantics
خیالی
romantically
خیالی
romantic
خیالی
phantasmal
خیالی
phantasmic
خیالی
visionary
خیالی
insubstantial
خیالی
fantasmal
خیالی
illusional
خیالی
abandon
بی خیالی
abandoning
بی خیالی
imaginary
خیالی
abandons
بی خیالی
fictitious
خیالی
chimerical
خیالی
laputan
خیالی
visionaries
خیالی
fantastical
خیالی
poetic
خیالی
dreamier
خیالی
fantastic
خیالی
dreamiest
خیالی
brainchild
خیالی
visional
خیالی
vagariously
خیالی
dreamy
خیالی
fancy picture
عکس خیالی
vagarious
خیالی وهمی
fantastically
بطور خیالی
imagnarily
بطور خیالی
ideative
خیالی اندیشهای
fine spun
دقیق خیالی
spectral
خیالی طیفی
ideational
خیالی اندیشهای
imaginativeness
خیالی بودن
delusory
وهمی یا خیالی
suppositious
فرضی خیالی
fancifully
بطور خیالی
kinephantom
حرکت خیالی
false stereo
تصویر خیالی
fantasia
اهنگ خیالی
fantasie
اهنگ خیالی
humoresque
تصنیف خیالی
eidolon
تصویر خیالی
dreamful
غیرواقعی خیالی
fantast
ادم خیالی
f.claims
دعاوی خیالی
babel
طرح خیالی
unrealistically
خیالی تصوری
soubriquets
لقب خیالی
sobriquets
لقب خیالی
sobriquet
لقب خیالی
Utopias
خیالی و تصوری
Utopia
خیالی و تصوری
bizarre
خیالی وهمی
accidencental color
رنگ خیالی
phantom limb
اندام خیالی
shangri
بهشت خیالی
undreamed of
خیالی رویایی
soubriquet
لقب خیالی
unrealistic
خیالی تصوری
notional income
درامد خیالی
image
تصور خیالی
images
تصور خیالی
abstracts
مطلق خیالی
abstracting
مطلق خیالی
abstract
مطلق خیالی
phantoms
خیالی روح
phantom
خیالی روح
idealism
سبک هنری خیالی
simulacrum
صورت خیالی خیال
visionist
ادم خیالی یاغیرعملی
false stereo
تصویربرجسته بین خیالی
A castle in the air. Wishful thinking.
آرزوی واهی ( خیالی)
wonderlands
کشور زیبای خیالی
pruriently
از روی هرزه خیالی
wonderland
کشور زیبای خیالی
to chuck up the sponge
از خیالی دست کشیدن
utopian
خیالی و غیر عملی
imaginary friends
دوستان خیالی
[روانشناسی]
pipe dreams
نقشه خیالی و موهوم
mirage
نقش بر اب امر خیالی
extravaganzas
ازیک شخصیت خیالی
pipe dream
نقشه خیالی و موهوم
fantasy
هوس نقشه خیالی
mirages
نقش بر اب امر خیالی
extravaganza
ازیک شخصیت خیالی
unreal
غیر واقعی خیالی
fantasies
هوس نقشه خیالی
fictitious force
نیروی خیالی
[فیزیک]
shadow
بحریف خیالی مشت زدن
shadowing
بحریف خیالی مشت زدن
shadows
بحریف خیالی مشت زدن
fantasticality
طبیعت خیالی یاوسواسی بوالهوسی
fantastico
ادم خیالی و خنده اور
liliputian
وابسته به جزیره خیالی لی لی پوت
surrealism
سبک نگارش خیالی سوررئالیسم
shadowed
بحریف خیالی مشت زدن
phantasmagoria
منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
phantasmagorias
منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
She has a twisted mind .
آدم کج خیالی است ( سوء ظن دارد )
whim wham
شیی ء یا چیز هوس انگیز و خیالی
To live in a fools paradise .
گول خوشیهای خیالی وزود گذر را خوردن
to be on a guilt trip
<idiom>
احساس خیالی داشتن که مقصر هستنند
[اصطلاح روزمره]
idealize
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizing
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizes
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealized
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealises
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealised
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealising
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
paranoia or noea
دیوانگی خیالی که دران انسان مردم دیگر رازیردست وسزاوارمی پندارد
adventure game
بازی کامپیوتری که در آن کاربر در یک میدان خیالی قهرمان است و باید از موقعیتهای مختلف خط رناک عبور کند
fools paradise
خوشی بی اساس یا خیالی الکی خوشی
virtual
حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
this story is improbable
این داستان راست نمینماید این داستان بعید بنظر میرسد
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
apologue
داستان
anecdotage
داستان
tale
داستان
tales
داستان
novella
داستان
story
داستان
fables
داستان
marchen
داستان
fable
داستان
conte
داستان
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
flashback
بازگوی داستان
novels
کتاب داستان
novelette
داستان کوتاه
conte
داستان کوتاه
whodunnits
داستان پلیسی
short story
داستان کوتاه
novel
کتاب داستان
decameron
داستان نامه
short stories
داستان کوتاه
underplot
داستان فرعی
make-up
داستان ساختگی
in a narrative style
بسبک داستان
epitasis
حداعلای داستان
hermitically
هلوان داستان
fictions
داستان اختراع
narratives
داستان داستانسرایی
narrative
داستان داستانسرایی
hero
پهلوان داستان
parables
داستان اخلاقی
novelet
داستان کوتاه
an iliad of woes
داستان بدبختبی
an interesting story
داستان با مزه
parable
داستان اخلاقی
fiction
داستان اختراع
narrators
گوینده داستان
flashbacks
بازگوی داستان
fictionist
داستان نویس
catastrophe
عاقبت داستان
catastrophes
عاقبت داستان
heroes
پهلوان داستان
novelettes
داستان کوتاه
episode
داستان فرعی
episodes
داستان فرعی
storyteller
داستان سرا
whodunits
داستان پلیسی
whodunit
داستان پلیسی
storytellers
داستان سرا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com