Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 148 (8 milliseconds)
English
Persian
the nervous system
سلسله پیهای نباتی
Search result with all words
sympathetics
سلسله پیهای نباتی باشد
Other Matches
sensory nerves
پیهای حساس
inframaxillary nerves
پیهای ارواره زیرین
ghaut
سلسله سلسله کوه
chains
سلسله سلسله مراتب
chain
سلسله سلسله مراتب
vegetable
نباتی
vegetal
نباتی
vegetative
نباتی
margarin
کره نباتی
honeydew
شهد نباتی
humus
خاک نباتی
neurovegetative system
دستگاه اعصاب نباتی
vegetative nervous system
دستگاه عصبی نباتی
vegetation
نشو و نمای نباتی
autonomic nervous system
دستگاه عصبی نباتی
galenical
دوای نباتی داروی جالینوسی
peat
زغالسنگ نارس خاک نباتی
vegetable kingdom
جهان گیاهان مولود نباتی
sponge cakes
کیکی که با روغن نباتی درست میشود
sponge cake
کیکی که با روغن نباتی درست میشود
parasympathetic
عمل کننده ماننددستگاه عصبی نباتی
parasympathetic
وابسته به دستگاه عصبی نباتی پاراسمپاتی
command channels
سلسله مراتب فرماندهی سلسله مراتب
vegetable oil
روغنهای نباتی که تا قبل ازسال 5391 برای روغنکاری بکار میرفته اند
trained
سلسله
dynasties
سلسله
system
سلسله
nexus
سلسله
chains
سلسله
systems
سلسله
dynasty
سلسله
strips
سر سلسله
runs
سلسله
chain
سلسله
gradations
سلسله
range
سلسله
catena
سلسله
run
سلسله
ranged
سلسله
ranges
سلسله
gradation
سلسله
genealogy
سلسله
genealogies
سلسله
train
سلسله
trains
سلسله
kingdom
سلسله
mountain ranges
سلسله جبال
the vascular system
سلسله اوندهاومجراها
nervous system
سلسله عصب
pulse train
سلسله تپش ها
unit system
سلسله احاد
nervous systems
سلسله عصب
ghat
رشته سلسله
ghat
سلسله کوه
hierachy
سلسله مراتب
chain of command
سلسله مراتب
ommiad
سلسله امیه
ommiades
سلسله امیه
phylon
اجداد سلسله
phylum
اجداد سلسله
pecking order
سلسله مراتب
protomartyr
سر سلسله شهدا
channel
سلسله مراتب
coneatenation
تسلسل سلسله
ranks
سلسله مقام
sequences
سلسله مراتب
range
سلسله ردیف
systems
سلسله رشته
series
سلسله ردیف
system
سلسله رشته
hierarchy
سلسله مراتب
train
رشته سلسله
trained
رشته سلسله
channelled
سلسله مراتب
channeling
سلسله مراتب
channeled
سلسله مراتب
trains
رشته سلسله
sequence
سلسله مراتب
ranged
سلسله ردیف
chains
سلسله کوه
string
ردیف سلسله
rank
سلسله مقام
hierarchies
سلسله مراتب
chain
سلسله کوه
channels
سلسله مراتب
ranges
سلسله ردیف
ranked
سلسله مقام
hierarchism
اصول سلسله مراتب
hierarchy of needs
سلسله مراتب نیازها
hierarchical network
شبکه سلسله مراتبی
memory hierarchy
سلسله مراتب حافظه
flight
یک رشته پلکان سلسله
military channel
سلسله مراتب نظامی
occupational hierarchy
سلسله مراتب شغلی
thearchy
سلسله مراتب خدایان
request mast
از طریق سلسله مراتب
response hierarchy
سلسله مراتب پاسخ
hierarchical model
مدل سلسله مراتبی
data hierarchy
سلسله مراتب داده ها
chain of command
سلسله مراتب فرماندهی
achamenidae
سلسله هخامنشی هخامنشیان
control hierarchy
سلسله مراتب کنترل
cryptochannel
سلسله مراتب رمز
heavenly hierarchy
سلسله مراتب فرشتگان
hierachical structure
ساختار سلسله مراتبی
neural
وابسته به سلسله اعصاب
candies
شیرین کردن نباتی کردن
candy
شیرین کردن نباتی کردن
request mast
گزارش از طریق سلسله مراتب
hierarchy
ساختار دادهای سلسله مراتبی
pecking order
سلسله مراتب دانه چینی
argumentum
یک سلسله دلایل قابل قبول
hierarchies
ساختار دادهای سلسله مراتبی
ohm
واحد مقاومت برق در سلسله .S.K.
ohms
واحد مقاومت برق در سلسله .S.K.
echelon
ستون طبقه سلسله مراتب
echelons
ستون طبقه سلسله مراتب
dynast
عضو سلسله پادشاهان سرسلسله
campaign
سلسله عملیات کوره بلند
campaigned
سلسله عملیات کوره بلند
campaigning
سلسله عملیات کوره بلند
novus actus intervenieus
قطع سلسله علیت در خسارات
algebraic hierarchy parenthese
پرانتزهای سلسله مراتبی جبری
habit family hierarchy
سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
hierachical file system
سیستم فایل سلسله مراتبی
dynastical
وابسته بیک سلسله پادشاهان
hierarchic
وابسته به سلسله مراتب وریاست
campaigns
سلسله عملیات کوره بلند
trains
سلسله وقایع توالی حیله جنگی
trained
سلسله وقایع توالی حیله جنگی
exempted station
یکان استثنایی از نظر سلسله مراتب
train
سلسله وقایع توالی حیله جنگی
aborting
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
semiosis
یک سلسله فعل وانفعالات مشخص جانور علامت
underplot
یک سلسله حوادث تبعی و عرفی نمایش توط ئه
hierarchical data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
aborts
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
abort
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborted
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
hierarchy
گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
hierarchies
گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
fiscal station
قسمت اداری یا مالی که در یک سلسله به ترتیب شماره قرارگرفته باشد
hdbms
DataBase Hierarchicalسیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی Systems anagement
onion skin language
زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
rank and file
صفوف مختلف نظامی سلسله مراتب نظامی
Tahmasb
شاه تهماسب
[پسر شاه اسماعیل موسس سلسله صفوی خدمات زیادی برای حفظ و اعتلا هنر فرشبافی ایران به جای گذاشت.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com