Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (7 milliseconds)
English
Persian
preselector
سلکتور مقدماتی
Other Matches
line selector
سلکتور خط
selectors
سلکتور
selector
سلکتور
group selector
سلکتور گروهی
drop selector
سلکتور سقوطی
mains selsctor
سلکتور شبکه
rotary selector
سلکتور گردان
line selector
سلکتور سطر
uniselector
سلکتور یکراهه
automatic speed selector
سلکتور اتوماتیک
uniselector
یونی سلکتور
numerical selector
سلکتور شمارهای
prolegomenon
مقدماتی کلمات مقدماتی
input selector switch
سوئیچ سلکتور ورودی
x y selector
سلکتور ایکس- ایگرگ
hand selector switch
سوئیچ سلکتور دستی
exchange selector
سلکتور در دستگاههای مراکزتلفن خودکار
basic unit training
اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
prodromal
مقدماتی
introductory
مقدماتی
prolegomenary
مقدماتی
preliminaries
مقدماتی
preludial
مقدماتی
preliminary
مقدماتی
preparative
مقدماتی
prelusive
مقدماتی
precursive
مقدماتی
elemental
مقدماتی
tentative
مقدماتی
proforma
مقدماتی
first
مقدماتی
preparatory
مقدماتی
rudimental
مقدماتی
introductive
مقدماتی
prolegomenous
مقدماتی
elementarily
مقدماتی
elementary
مقدماتی
prolusory
مقدماتی
preliminary design
طرح مقدماتی
preliminary budget
بودجه مقدماتی
preheater
گرمکن مقدماتی
forehearth
کوره مقدماتی
fore exercise
تمرین مقدماتی
pilot injection
تزریق مقدماتی
introduction to physics
فیزیک مقدماتی
preceding pass
کالیبر مقدماتی
precompression
تراکم مقدماتی
pilot study
بررسی مقدماتی
junior high school
دبیرستان مقدماتی
preliminary expenses
هزینههای مقدماتی
preliminary investigation
بررسی مقدماتی
preliminary negotiations
مذاکرات مقدماتی
propaedeutic
تعلیمات مقدماتی
propaedeutic
تحصیلات مقدماتی
responsions
ازمون مقدماتی
rudiment
علوم مقدماتی
subassembly
مونتاژ مقدماتی
Travaux preparatoires
کارهای مقدماتی
prolusion
مقاله مقدماتی
proforma invoice
سیاهه مقدماتی
proem
رساله مقدماتی
preliminary test
ازمایش مقدماتی
preliminary treatment
عملیات مقدماتی
preliminary works
کارهای مقدماتی
prep
مدرسه مقدماتی
preparative
کار مقدماتی
preparatory response
پاسخ مقدماتی
preselection
انتخاب مقدماتی
pretest
امتحان مقدماتی
prime color
رنگ مقدماتی
primary
ابتدایی مقدماتی
preliminary
امتحان مقدماتی
elementary
مقدماتی پایهای
first aid
کمکهای مقدماتی
basic hole
سوراخ مقدماتی
basic course
دوره مقدماتی
prelude
قسمت مقدماتی
preludes
قسمت مقدماتی
interlude
نگهداری مقدماتی
interludes
نگهداری مقدماتی
preliminaries
مقدمات مقدماتی
preliminaries
امتحان مقدماتی
preliminaries
دور مقدماتی
preliminary
مقدمات مقدماتی
primary
مقدماتی نخستین
preliminary
دور مقدماتی
primary
مقدماتی اصلی
basic research
تحقیقات مقدماتی
basic training
اموزش مقدماتی
heats
مسابقه مقدماتی
elementary item
قلم مقدماتی
elimination heat
دوره مقدماتی
basics
مقدماتی اساسی
basics
اساسی مقدماتی
perlim
دوره مقدماتی
basic
مقدماتی اساسی
basic
اساسی مقدماتی
first cut
برش مقدماتی
economizer
کرمکن مقدماتی
elementary gate
دریچه مقدماتی
preparation
اقدام مقدماتی
preparations
اقدام مقدماتی
heat
مسابقه مقدماتی
bottom blown converter
مبدل دم مقدماتی
elementary algebra
جبر مقدماتی
[ریاضی]
rudimentary knowledge
دانش مقدماتی یا نخستین
reconnaissance
بازدید مقدماتی اکتشاف
preparatory students
شاگردان تهیه یا مقدماتی
supercharge
متراکم کردن مقدماتی
prolusion
اثر هنری مقدماتی
fundamental
اصولی مقدماتی اساسی
preselect
انتخاب کردن مقدماتی
pre design estimate
براورد مقدماتی طرح
pre load
بار کردن مقدماتی
basic machine unit
واحد دستگاه مقدماتی
basic combat training
اموزش رزم مقدماتی
basic bessemer steel
فولاد مقدماتی بسمر
basic bessemer process
فرایند مقدماتی بسمر
basic bessemer converter
مبدل مقدماتی بسمر
pre heat
حرارت دادن مقدماتی
magnetic biasing
مغناطیس گردانی مقدماتی
eliminator
برنه در دور مقدماتی
incipience
وضع مقدماتی ابتدایی
black pickling
اسید شویی مقدماتی
incipincy
وضع مقدماتی ابتدایی
junior college
دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
literacy
فهمیدن اصول مقدماتی کامپیوتر
strategic reconnaissance
بررسی مقدماتی وضع دشمن
preliminary budget forecast
پیش بینی مقدماتی بودجه
white primary
اخذ اراء مقدماتی حزبی
protocol
مقاوله نامه موافقت مقدماتی
protocols
مقاوله نامه موافقت مقدماتی
pretest
امتحان مقدماتی بعمل اوردن
basic bessemer pig iron
اهن خام مقدماتی توماس
flight
بهترین نتیجه دور مقدماتی
preparatory
تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
house of delegates
مجلس مقننه مقدماتی ویرجینیا ومریلند
basic relay post
پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
investigating
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigates
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigated
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
microcontroller
RAM و زبان برنامه نویسی مقدماتی است
investigate
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
exempt player
بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
step by step selector
سلکتور قدم به قدم
juniorate
مدرسه شبانه روزی متوسطه محصلین دو ساله مقدماتی یسوعیون
WordPad
امکان نرم افزاری در ویندوز که توابع مقدماتی Microsoft Word را دارد
protocol
خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
protocols
خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
character
یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
characters
یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
premedical
دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
charactristics
مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
first pickling
اسیدشویی مقدماتی اسیدشویی اولیه
basic ration
جیره مقدماتی جیره مبنا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com