English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
fissiped سم شکافته جانور سم شکافته
Other Matches
cloven شکافته
laciniated شکافته
bifid شکافته
cloven footed سم شکافته
artiodactyl سم شکافته
cloven hoofed سم شکافته
pedatifid شکافته
reft شکافته
artiodactylous سم شکافته
furcate از هم شکافته
parted شکافته
laciniate شکافته
artiodactylous دارای سم شکافته
split-screen صفحه شکافته
fissidactyl پنجه شکافته
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
fissiped پنجه شکافته
furcate از هم شکافته شدن
split screen صفحه شکافته
labium لب شکافته گلبرگ
artiodactyl دارای سم شکافته
forked چنگال مانند شکافته
cut in چاک خورده شکافته
labiate وابسته بگیاهان لب شکافته
the cow parts the hoofs گاو سمهای شکافته دارد
labiate دارای گلی که لبه جامش شکافته
exploded view منظره شکافته شده مدل بریده
palmatifid دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
labiate لب شکافته کردن لب دار کردن
surface of rupture سطح شکافته شده به وسیله گلوله منفجر شده سطح شکافت
cleavable قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
epizoic زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
creatures جانور
animalize جانور
apod جانور بی پا
he جانور نر
creature جانور
structure of an animal جانور
beasts جانور
it pron ان جانور
johnny جانور نر
malacostracan جانور
it ان جانور
nightwalker جانور شب پر
ruffianly جانور خو
beast جانور
animals جانور
animal جانور
beastliness جانور خویی
zoophilous علاقمند به جانور
zoophilic علاقمند به جانور
perissodactyl جانور فرد سم
pelagian جانور دریایی
animalist نقاش جانور
milker جانور شیرده
zoophagous جانور خوار
animalculum جانور ریزه
monocule جانور یک چشم
nekton جانور شناور
mammifer جانور پستاندار
plantigrade جانور دوپا
poikilotherm جانور خونسرد
saprozoon جانور پوده زی
saxicolous جانور سنگ زی
mammiferous جانور پستاندار
shell fish جانور صدف
edentate جانور بی دندان
stinkard جانور بدبو
tardigrade جانور کندرو
pudge جانور چاق
polystome جانور بسیار
polystomatous جانور بسیار
ungulate جانور سم دار
craw معده جانور
polypod جانور بسیارپا
pollard جانور بی شاخ
poikilothermism خونسردی جانور
saxicoline جانور سنگ زی
straying جانور بی صاحب
brutalities جانور خویی
zoomorphic <adj.> جانور گونه
on heat [British E] <adj.> حشری [جانور زن]
in heat [American E] <adj.> حشری [جانور زن]
scavengers جانور لاشخور
fauna جانور نامه
brutality جانور خویی
rodents جانور جونده
scavenger جانور لاشخور
strays جانور بی صاحب
stray جانور بی صاحب
hybrid جانور دورگه
strayed جانور ولگرد
game جانور شکاری
amoebae جانور تک سلولی
amoeba جانور تک سلولی
amebae جانور تک سلولی
brutes جانور حیوان
amebas جانور تک سلولی
zootomy جانور شکافی
zoology جانور شناسی
zoologist جانور شناس
zootheism جانور پرستی
brute جانور حیوان
brutalization جانور خویی
rodent جانور جونده
scrag جانور نحیف
amoebas جانور تک سلولی
proud <adj.> جانور حشری
brutal جانور خوی
nervure رگه بندی جانور
phytozoon جانور گیاه نما
ratter موش گیر [جانور]
orc جانور بزرگ دریایی
orca جانور بزرگ دریایی
paleozoology دیرین جانور شناسی
phyllopod جانور برگ پای
pleophagous چند جانور خوار
rat catcher موش گیر [جانور]
zoophyte جانور گیاه سان
viviparous جانور زنده زا ولود
white face جانور پیشانی سفید
zoography جانور شناسی تطبیقی
tropicopolitan گیاه یا جانور گرمسیری
rutting <adj.> حشری [جانور مرد]
ratcatcher موش گیر [جانور]
in rut <adj.> حشری [جانور شناسی]
quadruped چهارپا [جانور شناسی]
shedder جانور پوست انداز
zoomorphic شبیه جانور جانورسان
tentacles موی حساس جانور
heats طلب شدن جانور
bestialize جانور خوی نمودن
migrant سیار جانور مهاجر
scavengers جانور کثافت خور
scavenger جانور کثافت خور
anteaters جانور پستاندارمورچه خوار
dentition وضع تعداددندانهای جانور
anteater جانور پستاندارمورچه خوار
marsupials جانور کیسه دار
marsupial جانور کیسه دار
lairs محل استراحت جانور
endotherm جانور خون گرم
lair محل استراحت جانور
migrants سیار جانور مهاجر
slug چارپاره جانور کندرو
beast of ravin جانور درنده یاشکاری
aquatic جانور یا گیاه ابزی
sac عضوکیسه مانند جانور
sacs عضوکیسه مانند جانور
jumbo جانور غول اسا
molluscs جانور نرم تن حلزون
mollusc جانور نرم تن حلزون
dolphin دولفین [جانور شناسی]
slugs چارپاره جانور کندرو
amoebic وابسته به جانور تک سلولی
amphibiotic وابسته به جانور دوزیستی
animalcule جانور ذره بینی
slugged چارپاره جانور کندرو
animalculum جانور ذره بینی
arthropod جانور مفصل دار
female زنانه جانور ماده
hilding جانور یا اسب بی ارزش
holozoic جانور خوراک گیر
mollusk جانور نرم تن حلزون
pachyderms جانور پوست کلفت
pachyderm جانور پوست کلفت
footpad پای جانور پهنه پا
tentacle موی حساس جانور
malacoderm جانور نرم پوست
jumbos جانور غول اسا
nematocyst نیش جانور مرجانی
heat طلب شدن جانور
slugs جانور تنبل گردونه کندرو
Rutilus frisii ماهی سفید [جانور شناسی]
Caspian White Fish ماهی سفید [جانور شناسی]
gast وحشت جانور بدون اولاد
Rutilus kutum ماهی سفید [جانور شناسی]
slugged جانور تنبل گردونه کندرو
omnivore جانور همه چیز خوار
vermin جانور افت حشرات موذی
mane یال [حیوانات و جانور شناسی]
crest یال [حیوانات و جانور شناسی]
beaver سگ آبی [حیوانات و جانور شناسی]
lyncean مانند جانور سیاه گوش
bestial شبیه حیوان جانور خوی
Caspian kutum ماهی سفید [جانور شناسی]
Black Sea roach [Rutilus frisii] ماهی سفید [جانور شناسی]
cyclostome جانور از راسته دهان گردان
zoological وابسته به جانور شناسی حیوان
unicorn جانور افسانهای دارای یک شاخ
purebred جانور یا گیاه خوش نژاد
hatchling جانور تازه متولد نوزاد
unicorns جانور افسانهای دارای یک شاخ
fisher جانور ماهیخوار کرجی ماهیگیری
scalawag جانور نحیف وکم ارزش
cyclostomatous وابسته به جانور دهان گرد
ruminant جانور پستاندار نشخوار کننده
endozoic دارای زندگی دردرون جانور
slug جانور تنبل گردونه کندرو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com