English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
outwork سنگر خارجی
Other Matches
parapets حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapet حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
slit trench سنگر خندقی شکل سنگر درازکش گروهی
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
foreign exchange پول خارجی ارز خارجی
outwork استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
wilson پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
parapet سنگر
barricading سنگر
parapets سنگر
trenches سنگر
rifle pit سنگر
earthwork سنگر
blind سنگر
casemate سنگر
slit trench سنگر
barricades سنگر
pits سنگر
fort سنگر
pit سنگر
citadel سنگر
citadels سنگر
dike-house سنگر
barricade سنگر
barricaded سنگر
blinded سنگر
trench سنگر
bunkers سنگر
emplacement سنگر
dug out سنگر
crow's nest سنگر
fox hole سنگر
blinds سنگر
bunker سنگر
stockade سنگر چوبی
pillbox سنگر مستحکم
bretise سنگر موقت
sumps چاله سنگر
sump چاله سنگر
strongholds سنگر پناهگاه
bastions سنگر و استحکامات
stockades سنگر چوبی
slit trench سنگر انفرادی
bretesse سنگر موقت
bretex سنگر موقت
prone shelter سنگر درازکش
brettys سنگر موقت
bretess سنگر موقت
brattishing تزئینات سنگر
bretisee سنگر موقت
pillboxes سنگر مستحکم
stronghold سنگر پناهگاه
cornel سنگر واستحکامات
trenches گودال سنگر
gun pit سنگر توپ
bunker سنگر بتونی
trench سنگر کندن
entrench سنگر کندن
fortresses سنگر مستحکم
bunkers سنگر بتونی
fire trench سنگر تیراندازی
fire trench سنگر اتش
fortress سنگر مستحکم
trench گودال سنگر
foxholes سنگر بزانو
foxhole سنگر بزانو
trenches سنگر کندن
bastion سنگر و استحکامات
standard trench سنگر معمولی
dug in استحکامات سنگر اماده
soakage pit چاله زه کشی سنگر
splinterproof سنگر ضد ترکش گلوله
loopholes مزغل سوراخ سنگر
horn-work [استحکامات بیرونی با دو سنگر]
loophole مزغل سوراخ سنگر
fortresses سنگر قلعه نظامی
fortress سنگر قلعه نظامی
dug in سنگر کنده شده
ravelin نیم هلالی سنگر
fox hole سنگر حفره روباه
hull defilade سنگر گرفتن تانک
half-moon سنگر نیم هلالی
protects در پناه سنگر قرار دادن
protecting در پناه سنگر قرار دادن
pillbox سنگر بتونی جعبه قرص
pillboxes سنگر بتونی جعبه قرص
entrench به سنگر رفتن سنگری شدن
haul defilade تا ارتفاع لوله پشت سنگر
protect در پناه سنگر قرار دادن
bunker سنگر وپناهگام زیر زمینی انباربزرگ
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
bunkers سنگر وپناهگام زیر زمینی انباربزرگ
ditches گودال سنگر رابط خندق کندن
Buddhist railing [سنگر مانع مانند پرچین چوبی]
foot bank زمین یا مسیر بلند در پشت سنگر
ditched گودال سنگر رابط خندق کندن
ditch گودال سنگر رابط خندق کندن
foreland زمین جلوی موضع دماغه سنگر
haul defilade قرار دادن قنداق تانک درپناه سنگر
ditching فروداضطراری هواپیما روی اب خندق یا سنگر کنی
cut and cover shelter سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
straddle trench خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
transitory shelter پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
sullage pit چاله زه کشی سنگر یا حفره زه کشی
strong point پایگاه دفاعی سنگر مستحکم دفاعی
exosphere خارجی
exoteric خارجی
international line خط خارجی
exogenous خارجی
abextra خارجی
extern خارجی
outboard خارجی
gringos خارجی
extraneous خارجی
outward خارجی
exotic خارجی
gringo خارجی
foreign خارجی
exterior خارجی
exteriors خارجی
outer خارجی
oversea خارجی
outside خارجی
aliens خارجی
alien خارجی
external خارجی
peripheral خارجی
outsiders خارجی
outsider خارجی
outsides خارجی
extra خارجی
extra- خارجی
extras خارجی
externals خارجی
faces نمای خارجی
face نمای خارجی
foreign policy سیاست خارجی
foreign particle جسم خارجی
alien enemy دشمن خارجی
adventitious خارجی الحاقی
ectoparasite انگل خارجی
externalization خارجی کردن
foreign loan وام خارجی
immission انتشار خارجی
inflow of foreign funds ورودسرمایههای خارجی
arris زاویه خارجی
angle of emergence زاویه خارجی
load curve خم بار خارجی
concrete object عین خارجی
foreign trade بازرگانی خارجی
foreign reserves ذخائر خارجی
imbody صورت خارجی
externalities اثرات خارجی
external reperence ارجاع خارجی
external reference ارجاع خارجی
external reference مرجع خارجی
external pressure فشار خارجی
external operation عملیات خارجی
external menory حافظه خارجی
external memory حافظه خارجی
external load بار خارجی
external label برچسب خارجی
external security امنیت خارجی
exteroceptive محرک خارجی
external sort جورکردن خارجی
externalities پی امدهای خارجی
external variable متغیر خارجی
external transaction معاملات خارجی
external thread دنده خارجی
external symbol علامت خارجی
external store انباره خارجی
external storage حافظه خارجی
external storage انباره خارجی
external interrupt وقفه خارجی
extrinsic factor عامل خارجی
external force نیروی خارجی
foreign aid کمک خارجی
exosphere قسمت خارجی جو
foreign bill برات خارجی
foreign currencies پولهای خارجی
foreign currency ارز خارجی
foreign deposit سپرده خارجی
exterior ballistics بالیستیک خارجی
exterior varnish جلای خارجی
exterior varnish لاک خارجی
external docuhentation مستندات خارجی
external delay تاخیر خارجی
external cost هزینه خارجی
external control کنترل خارجی
external command فرمان خارجی
external combustion احتراق خارجی
external circuit مدار خارجی
external benefits فواید خارجی
external armature ارمیچر خارجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com