Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (1 milliseconds)
English
Persian
stony
سنگی
lithic
سنگی
lithoid
سنگی
petrean
سنگی
petrolsal
سنگی
petrous
سنگی
stoney
سنگی
Other Matches
stela
ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
stele
ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
lithoprint
با چاپ سنگی چاپ کردن عکس از روی چاپ سنگی برداشتن
barrier reef
سد اب سنگی
monolithic
تک سنگی
rock fill dam
سد سنگی
equiponderance
هم سنگی
clapper bridge
پل سنگی
concretion
سنگی شدن
cordon
ازاره سنگی
lithographic print
چاپ سنگی
eolith
اسکله سنگی
gabion
تور سنگی
cordons
ازاره سنگی
paleolithic
دیرینه سنگی
paleolithic
پارینه سنگی
mesolithic
میانه سنگی
autography
چاپ سنگی
layer of rock
طبقه سنگی
polyantography
چاپ سنگی
rock wash
پوشش سنگی
layer of rock
لایه سنگی
rock salt
نمک سنگی
bracket
کژ پشت سنگی
stone work
کار سنگی
Stone Age
پارینه سنگی
stonework
ساختمان سنگی
lithography
چاپ سنگی
stone lining
پوشش سنگی
Lantern-cross
صلیب سنگی
stone lining
روکش سنگی
lithograph
چاپ سنگی
lithographs
چاپ سنگی
checkstone
گیره سنگی کوهنوردی
hard pan
قشر سنگی شده
en delit
میل ستون سنگی
catapult
[British E]
تیر و کمان سنگی
slingshot
[American E]
تیر و کمان سنگی
weather moulding
سنگی که اب باران راردمیکند
pertrosal bone
استخوان سنگی یاحجری
stone ballast
مصالح شکسته سنگی
dutch stonewall
دیوار سنگی هلندی
breccia
جوش خرده سنگی
snowdrifts
تره تیزک سنگی
snowdrift
تره تیزک سنگی
aggregates
کلوخه مصالح سنگی
basaltic stratum
لایه سیاه سنگی
bed rock ledge
لایه سنگی کف بستر
stoning
سنگ میوه سنگی
calcify
اهکی یا سنگی کردن
stone
سنگ میوه سنگی
columnar basalt
ستونهای سیاه سنگی
stones
سنگ میوه سنگی
aggregate
کلوخه مصالح سنگی
boulder well
چاه قلوه سنگی
lithography
روش چاپ سنگی
aguilla
[ستون هرمی شکل سنگی]
stonewall formation
اسکلت پیادهای دیوار سنگی
stone work
ساختمان سنگی بنایی با سنگ
photolighograph
عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
obelisk
ستون هرمی شکل سنگی
obelisks
ستون هرمی شکل سنگی
Celtic cross
[چلیپا سنگی تاریخی سلتی]
dry mansory
[دیوار سنگی خشکه چین]
aggregate cement ratio
نسبت مواد سنگی به سیمان
dripstone
سنگی که اب باران راردمیکند ابریز
greybeard
کوزه سنگی برای باده
high cross
[صلیب سنگی دوره آنگلوساکسون]
hermes
هرمس
[تندیس سنگی چار پیکر]
herm
هرمس
[تندیس سنگی چار پیکر]
lithoidal
دارای شکل سنگ یا ساختمان سنگی
neolith
الت سنگی مربوط به عصرحجر جدید
dolmen
ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
paleolith
الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
stylolite
ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
his leg rested on a stone
پایش روی سنگی قرار گرفته بود
plant mix
مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
ballast
سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
acrolithus
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
bedrock
سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
acrolith
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
reindeer
گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
paleontologist
ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
sisyphus
سیسیفوس که محکوم به غلتاندن سنگی بروی کوه بود
acrolith
مجسمهای که سر و دست وپای ان سنگی و بقیه اش چوب باشد
muller
سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
chromolithograph
عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
underpins
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpinned
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpin
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
paleolithic
وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
terrane
طبقه سنگی که روی ان نوع سنگ خاصی تشکیل شده باشد
colluvim
تخته سنگی که در اثر شکاف سنگ وغیره غلتیده وبپای کوه افتاده
pillories
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillory
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pilloried
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillorying
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
parapets
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
herma
ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
parapet
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
stake
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
over break
خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
warp-weighd loom
دارهای وزنی
[این نوع دار در گذشته بیشتر بکار میرفته و در آن انتهای نخ های تار به وزنه های سنگی یا فلزی گره زده می شد.]
isodomun
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com