English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (6 milliseconds)
English Persian
pensionable age سن بازنشستگی
Search result with all words
pensionable شایسته بازنشستگی
pensionable وقت بازنشستگی رسیده
retired مربوط به بازنشستگی
pension مستمری بازنشستگی
pension حقوق بازنشستگی پانسیون
pension حقوق بازنشستگی یا تقاعد
pensions مستمری بازنشستگی
pensions حقوق بازنشستگی پانسیون
pensions حقوق بازنشستگی یا تقاعد
superannuation کهولت بازنشستگی
superannuation بازنشستگی
retirement بازنشستگی
new deal برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
old age insurance بیمه بازنشستگی
pension insurance بیمه بازنشستگی
old age pension مستمری بازنشستگی
old age pension حقوق بازنشستگی
pension fund صندوق بازنشستگی
pension funds وجوه بازنشستگی
provident fund وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
retired ness بازنشستگی
retired pay حقوق بازنشستگی
retiring pension حقوق بازنشستگی
short timer پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
golden handshake پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshake دستخوش بازنشستگی
golden handshakes پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshakes دستخوش بازنشستگی
IRA مخفف حساب پس انداز بازنشستگی فردی
to save for retirement برای بازنشستگی پس انداز کردن
Any reform of the pension law must be left to the future. هر اصلاح قانون بازنشستگی باید به آینده باقی گذاشته شود.
accrued benefit پولی که شرکت به یکی از کارمندان بدهکار است بخصوص بابت بازنشستگی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com