English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
English Persian
explosive bolt سه راهی انفجاری
Other Matches
one hook مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
first fire mixture خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
explosive bolt سه راهی
classification yard line دو راهی
siding دو راهی
sidings دو راهی
aberration کج راهی
volcanic انفجاری
eruptional انفجاری
eruptive انفجاری
waif بچه سر راهی
jct چند راهی
knee سه گوشه سه راهی
y track سه راهی در خط اهن
aberration کج راهی انحراف
n way switch گزینه N راهی
slideway راهی که دران سر
knees سه گوشه سه راهی
departs راهی شدن
departing راهی شدن
depart راهی شدن
foundling بچه سر راهی
socket دو راهی لوله
interchanging پل چند راهی
interchanges پل چند راهی
interchanged پل چند راهی
interchange پل چند راهی
non-cooperation ناسر به راهی
foundlings بچه سر راهی
fall back <idiom> راهی شدن
explosive rivet پرچ انفجاری
explosive train فتیله انفجاری
detonating cord فتیله انفجاری
detonating fuse فیوز انفجاری
destructor چاشنی انفجاری
blow out fuse فیوز انفجاری
demolition belt کمربند انفجاری
forging burst اهنگری انفجاری
explosive welding جوشکاری انفجاری
ignitor فتیله انفجاری
explosive power توان انفجاری
brisance ضربه انفجاری
burst force نیروی انفجاری
bursting charge بار انفجاری
explosive bolt پیچ انفجاری
blasting gelatin ژلاتین انفجاری
blasting fuze ماسوره انفجاری
fireballs گلوله انفجاری
shrapnel گلوله انفجاری
fireball گلوله انفجاری
booby trap تله انفجاری
booby-trap تله انفجاری
booby-trapped تله انفجاری
booby-trapping تله انفجاری
booby-traps تله انفجاری
blasting fuse اتشباری انفجاری
bloom رشد انفجاری
bloomed رشد انفجاری
blooms رشد انفجاری
shrapnel shell گلوله انفجاری
primacord فتیله انفجاری
great divide دو راهی مرگ و زندگی
by hook or by crook <idiom> بههر راهی ،به هر طریقی
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
to take a course راهی را پیش گرفتن
socket putty [بطانه دو راهی لوله]
fosters بچه سر راهی پرستار
fostering بچه سر راهی پرستار
fostered بچه سر راهی پرستار
collecting tee سه راهی جمع کننده
foster بچه سر راهی پرستار
distributing tee سه راهی توزیع کننده
booby-traps تله انفجاری کردن
booby-trapping تله انفجاری کردن
booby-trapped تله انفجاری کردن
booby trap تله انفجاری کردن
plaster charge خرج انفجاری افشان
explosive forming شکل دادن انفجاری
mining effect اثر انفجاری مین
combination circuit مدار انفجاری مرکب
booby-trap تله انفجاری کردن
goes درصدد بودن راهی شدن
to fret a passage راهی رابوسیله سایش بازکردن
go درصدد بودن راهی شدن
break fresh ground <idiom> از راهی تازه به جایی رسیدن
destructor منفجر کننده عامل انفجاری
actuate به کارانداختن سیستم انفجاری مین
boobytrapped mine مین تله انفجاری شده
trap mine مین تله انفجاری شده
companion hatchway راهی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
weapon alpha نوعی خرج انفجاری عمقی موشکی
render safe بی اثرکردن مین یا وسایل انفجاری یا بمب
way station ایستگاههای فرعی بین راهی جاده یا خط اهن
chug صدای انفجاری که گاهی از ماشین شنیده میشود
chugs صدای انفجاری که گاهی از ماشین شنیده میشود
sticky charge خرج انفجاری قابل چسباندن در محل انفجار
chugging صدای انفجاری که گاهی از ماشین شنیده میشود
chugged صدای انفجاری که گاهی از ماشین شنیده میشود
egg بمب انفجاری قوی که بوسیله هواپیماپرتاب میشود
dial راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dialled راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dials راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dialed راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
sympathetic detonation انفجاری که دراثر انفجار مواد منفجره دیگررخ میدهد
monroe effect اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
dediction of way هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
fire ball گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com