Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
waltz three
سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
Other Matches
universal
با چرخش ازاد
free rotation
چرخش ازاد
hindered rotation
چرخش غیر ازاد
stalder circle
چرخش کامل بدورمیله بدون تماس پاها بامیله
stop shot
ضربه با چرخش که گوی اصلی بیلیارد بعد از تماس می ایستد
inverted camel
نوعی چرخش در حالی که پای ازاد مستقیم است
circulating
چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
variable displacement pump
پمپ سیالی که برونده ان درطیف وسیعی با ثابت ماندن سرعت چرخش تغییر میکند
single action
یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
googly
توپ پیچدار که در تماس بازمین از توپدار دور میشود
sclaff
تماس چوگان بازمین قبل از خوردن به توپ ضربت مختصر
cam ring
رینوی داخل پوسته موتور که توسط میل لنگ به چرخش درامده و باز و بسته شدن سوپاپها را کنترل میکند
swing roll
چرخش نیمدایره روی یکپاوبعد روی پای دیگر با کنترل پای ازاد از جلو بعقب
punted
توپ دروازه بان ضربه با پا باانداختن توپ از دست و ضربت زدن پیش از تماس ان بازمین
punt
توپ دروازه بان ضربه با پا باانداختن توپ از دست و ضربت زدن پیش از تماس ان بازمین
punts
توپ دروازه بان ضربه با پا باانداختن توپ از دست و ضربت زدن پیش از تماس ان بازمین
gyration
چرخش
gyrations
چرخش
turns
چرخش
revolutions
چرخش
volte-face
چرخش
revolution
چرخش
turn
چرخش
head rolling
سر چرخش
whirlpool
چرخش اب
spins
چرخش
swirled
چرخش
whirling
چرخش
swirling
چرخش
spin
چرخش
troll
چرخش
wheels
چرخش
wheeling
چرخش
whirlpools
چرخش اب
swirls
چرخش
swirl
چرخش
wheel
چرخش
trolls
چرخش
rotational
چرخش
wrench
چرخش
wrenched
چرخش
wrenches
چرخش
whirls
چرخش
whirled
چرخش
whirl
چرخش
circulation
چرخش
twirls
چرخش
volte face
چرخش
twirl
چرخش
circulations
چرخش
twirled
چرخش
twirling
چرخش
rotation
چرخش
levorotation
چرخش به چپ
spins
چرخش به سرعت
spins
چرخش توپ
improper rotation
چرخش نامتعارف
trepan
چرخش انحراف
angle of rotation
زاویه چرخش
cyclostat
دستگاه چرخش
williamson turn
چرخش ویلیامسون
turning points
نقطه چرخش
gyoradius
شعاع چرخش
tumble
چرخش اشفتگی
disrotatory motion
چرخش ناهمسو
spin
چرخش توپ
oblique rotation
چرخش مایل
turning point
نقطه چرخش
twists
چرخش بدن
chases
پایه چرخش
chased
پایه چرخش
optical rotation
چرخش نوری
compass swing
چرخش خط محوری
revolution
چرخش دوران
chase
پایه چرخش
revolutions
چرخش دوران
molecular rotation
چرخش مولکولی
turnabout
چرخش به یک طرف
turnabouts
چرخش به یک طرف
topspin
چرخش توپ
radius of gyration
شعاع چرخش
turn-offs
محل چرخش
pivoting
قابل چرخش
turn-off
محل چرخش
roll
چرخش گردش
chasing
پایه چرخش
high spin
چرخش زیاد
tumbles
چرخش اشفتگی
twisting
چرخش بدن
tumbled
چرخش اشفتگی
axis of rotation
محور چرخش
twist
چرخش بدن
helicopter
چرخش در هوا
helicopters
چرخش در هوا
conrotatory motion
چرخش همسو
rolls
چرخش گردش
orthogonal rotation
چرخش عمودی
body english
چرخش بی اختیار
rolled
چرخش گردش
concentricity
دقت چرخش
turn off
محل چرخش
pick and roll
ایجاد سد و چرخش
varimax rotation
چرخش واریماکس
wrested
چرخش پیچش
revolutions per minute
چرخش بر دقیقه
wrest
چرخش پیچش
rotational speed
سرعت چرخش
upward rotation
چرخش رو به بالا
revs per minute
چرخش بر دقیقه
quartimax rotation
چرخش کوارتیماکس
turn table
میز چرخش
wresting
چرخش پیچش
wrests
چرخش پیچش
rotational post
شغل در چرخش
upturn
چرخش ببالا
vertical scrolling
چرخش عمودی
spin
چرخش به سرعت
fractional turn
چرخش کسری
kick turn
نیم چرخش
forward dive
شیرجه رو به اب با چرخش
rotation
مقدار چرخش یک شی
proper rotation
چرخش متعارف
upright spin
چرخش ایستاده
pivot ship
ناو چرخش
rotation
چرخش دوران
magnetic ritation
چرخش مغناطیسی
specific rotation
چرخش ویژه
pivot point
مرکز چرخش
stuff
چرخش توپ
sidespin
چرخش انحرافی
number of revolutions
چرخش بر دقیقه
rotational speed
چرخش بر دقیقه
speed of rotation
چرخش بر دقیقه
sidespin
چرخش توپ
stuffed
چرخش توپ
radius of giration
شعاع چرخش
sidespin
چرخش بیک سو
rotatable
چرخش پذیر
rev
چرخش بر دقیقه
stuffs
چرخش توپ
rpm
چرخش بر دقیقه
spindling
چرخش دیسک دستی
half circle
چرخش نمیدایره ژیمناست
oblimin rotation
چرخش مایل کمینه
spinning
چرخش
[گردش]
[دوران ]
optical rotatory power
قدرت چرخش نوری
optical rotatory dispersion
پاشندگی چرخش نوری
type face
نوع چرخش یکان
caracole
نیم چرخش اسب
full
چرخش با پشتک کامل
pivots
چرخش حول یک محور
mutarotation
تغییر چرخش نوری
dorro yoop chagi
ضربه پا به بغل با چرخش
hinge
لولا چرخش لولایی
pivoted
چرخش حول یک محور
fullest
چرخش با پشتک کامل
vertigo
دوار سر چرخش بدور
hindered rotation
چرخش ممانعت شده
pinwheel
چرخش از پهلو بدوربارفیکس
counter rotate
چرخش بالاتنه در پیچ
turning points
نقطه لولای چرخش
evolution
چرخش حرکت دورانی
hinges
لولا چرخش لولایی
period of roll
زمان تناوب چرخش
gyrostatics
مبحث چرخش اجسام
pivot point
نقطه چرخش ناو
turning point
نقطه لولای چرخش
jet turn
چرخش موازی اسکی ها
rotational reflection axis
محور چرخش انعکاس
oblimax rotation
چرخش مایل بیشینه
pivot
چرخش حول یک محور
rolls
چرخش توپ والیبال
rolled
چرخش توپ والیبال
flow process
جریان چرخش کار
turning circle
دایره چرخش ناو
roll
چرخش توپ والیبال
coriolis effect
اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
whirling
چرخش یا دوران جریان سیال
looped
چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
pitches
چرخش عمودی وعرضی ناو
to swirl up
بطور چرخش بالا رفتن
whirl
چرخش یا دوران جریان سیال
outsides
قسمت بدن ورزشکاردورازسمت چرخش
outside
قسمت بدن ورزشکاردورازسمت چرخش
pitch
چرخش عمودی وعرضی ناو
whirls
چرخش یا دوران جریان سیال
whirled
چرخش یا دوران جریان سیال
to whirl up
بطور چرخش بالا رفتن
circle eight
چرخش با دایرهای بشکل 8لاتین
acyclic
غیر قابل چرخش مارپیچی
doubled
دوبار چرخش کامل ژیمناست
double
دوبار چرخش کامل ژیمناست
working ball
گوی با سرعت و چرخش کافی
jump spin
چرخش با اغاز پرش بهوا
flick serve
سرو تند و کوتاه با چرخش مچ
bachspin
چرخش و علطیدن گوی بیلیاردبعقب
backspin
چرخش و غلطیدن گوی بعقب
switchbacks
چرخش سریع 081 درجه
doubled up
دوبار چرخش کامل ژیمناست
stem turn
چرخش خارجی اسکی باز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com